بعد از چند مسابقهی جذاب ابتدای فصل، جدول رانندگان و سازندگان 2020 فرمول یک شکلی طبیعیتر به خود گرفته است. تیمهایی که در آغاز، مشغول محک زدن یکدیگر بودند بودن حالا در تلاشند به هدف واقعی خود برسند. مرسدس و ردبول فعلا سند بالای جدول را به نام خود زدهاند. فراری و تیمهای مشتریاش ناامیدانه به دنبال معجزهاند و ویلیامز هم هرچند صاحبی جدید پیدا کرده اما اوضاع خوبی ندارد.
در همین حال، تیمهایی که از آنها به عنوان “میانهی جدولی” یاد میشود در شرایط متفاوت به دنبال آنند که بعد از هر مسابقه به خود لقب “بهترینِ بقیه” را بدهند.
در ادامه نگاهی کوتاه داریم به عمکرد تیمهای مکلارن، ریسینگ پوینت، رنو و آلفاتاوری.
خیلی از هواداران فکر میکردند مکلارن بعد از طلاق دردناک و خستهکنندهاش از هوندا و جدایی ران دنیس، هیچ راه نجاتی ندارد. آنها معمار مکلارن نوین را از تیم جدا میدیدند، اما زک براون از آن گروه از هم پاشیده تیمی ساخت که رانندگانش بتوانند حداقل رقابت واقعی را تجربه کنند. پروژهی شکستخوردهی مکلارن هوندا تا سالها درس عبرت تیمهای فرمول یک خواهد شد اما از آن مهمتر بازسازی تیم، بعد از تخریب کامل آن بود.
نارنجیهای حالا برای مدال برنز جدول سازندگان تلاش میکنند. جایگاهی که اگر به آن برسند، نوید شروعی دوباره از یکی از اصیلترین تیمهای فرمول یک را به طرفداران این ورزش خواهند داد. رستگاریای که دوستان و رقبای مکلارن، مدتی طولانی در انتظار آن بودهاند.
لندو نوریس
آکادمی مکلارن بعد از سالها استعداد نابی را کشف و معرفی کرد. لندو نوریس به پیست آمد. برای ارزیابی فنی و آماری او اندکی زود است اما استریمر محبوب توئیچ نشان داده در عین طناز بودن، میتوان جاهطلب هم بود. او تعامل بسیار خوبی با هوادارنش دارد. انگلیسیهایی که مطمئنند پس از خداحافظی لوئیس همیلتون طرفدار چه کسی خواهند بود. او فصل بعد همتیمی دنیل ریکاردوی دوستداشتنی است.
باید دید رقابت او با گورکن به عنوان همتیمیهای آینده چه لحظات دراماتیکی را برای ما رقم خواهد زد. نکتهی آخر دربارهی آقای استریمر این است که با سن کمش دریافته که اولین حریفش همتیمیاش است. تلاش خود را میکند تا او را شکست دهد. رقابتی که – با توجه به شرایط متفاوت دو رانندهی مکلارن- ممکن است کمی برای تیم مشکلساز باشد.
کارلوس ساینز
کارلوس ساینز اما امسال شرایط به شدت سختتری دارد. او دقیقا مسیر فرناندو آلونسو را طی خواهد کرد. اول در تورو روسو (میناردی سابق) استارت زد. بعد با قراردادی بحثبرانگیز به رنو رفت. پس از آن به مکلارن آمد و سال آینده مستاجر مارانلو خواهد بود. با این تفاوت که ماتادور اورجینال در تیم دومش، به سلطهی شوماخر پایان داد و دو سال پیاپی قهرمان جهان شد. او در مقایسه با شماره14، بسیار کمحاشیهتر است. هنوز به بردی نرسیده اما خب از سویی دیگر، هنوز در ماشینی رقابتی محک نخورده. او چند بار چهارم شده که حاکی از استعداد و ثبات اوست.
جونیور میداند برای بالا نگه داشتن پرچم خانوادهی پرافتخار ساینز کار سختی پیش رو دارد. مسیری که قدم اولش پیوستن به یک تیم رقابتی است. کارلوس برای فصل بعد با قرمزها قرارداد بسته است و جایگزین سباستین فتل خواهد بود. فراریای که هیچ چیز از آن نمیداند. اگر مدیران فراری قصد بازسازی کامل اسکودریا را داشته باشند، او باید احتمالا از آخرین مسابقاتش در یک خودروی توانمند لذت ببرد. چون ممکن است حداقل در آیندهای کوتاهمدت، خودرویی مشابه ماشین امسالش را در اختیار نداشته باشد.
پلنگهای صورتی و جملات خاکستری کتاب قانون
قبلا در همین ورزش میشد با تفسیر متفاوتی از کتاب قوانین، خودرویی ششچرخ به پیست فرستاد. یک دهه پیش تیم براونجیپی با فهمیدن نکتهای طلایی، توانست رکوردی عجیب از خود به جای بگذارد و در تنها سال حضورش در فرمول یک، به قهرمانی رانندگان و سازندگان برسد. اما حالا 2020 است.
با وجود تمام شفافسازیها و پویایی حداکثر قوانین، شما نهایتا میتوانید از روی خودروی قهرمان فصل گذشته کپی کنید و با پرداخت جریمهای که برای اسپانسرها و مالکانتان حکم پول خرد را دارد، در مسابقات شرکت کنید. به عقیدهی برخی کاری که ریسینگ پوینت در این فصل کرده، زیر پا گذاشتن رقابت جوانمردانه است اما اگر دقیقتر به پروندهی امسال این تیم دقت کنیم متوجه میشویم، یکی از دلایل بهروزرسانی سالیانهی قوانین همین نکات ریز خاکستری است که تعدادشان به صفر نمیرسد اما سال به سال کم و کمتر میشوند تا تیمها و کمپانیها در شرایطی مطلوب به مصاف یکدیگر بروند.
چیزی که مشخص است این است که سال بعد، سال سختی برای دپارتمان طراحی این تیم است. تیمی که شاسیاش برای فصل گذشته است جایی برای پیشرفت ندارد و فهمیدن نقاط قوت و ضعف خودرو –برای فصل آینده- فایدهای برای آنها ندارد. در نتیجه همه در این تیم باید از صفر شروع کند.
روزی که لنس استرول از ویلیامز به تیم صورتی پیوست، همه فکر میکردیم او هم جزو گروهی است که صندلی فرمول یک از قبل برایشان خریداری شده. اما او تا حدی نشان داد که میتوان هم بچهپولدار بود و هم رانندهای آیندهدار! ایدهآلی که نیکو روزبرگ قبل از او با قهرمانی جهان به آن رسیده بود. کانادایی توانایی خوبی در تکدورهای تعیین خط دارد و در روزهایی که شانس به در خانهاش میکوبد، آن را رد نمیکند. فراموش نکنیم او اگر دو هفته دیرتر به دنیا میآمد، در عجیبترین گرندپری آذربایجان به جوانترین سکونشین فرمول یک تبدیل میشد! حالا او پسر رئیس است و زیاد نگران صندلی فصل بعدش نیست پس تا جایی که میتواند، با مرسدس 2019 خود در یکشنبهها و حتی شنبهها زمانهایی سریع ثبت خواهد کرد.
شاید در بین جنگجویان میانهی پیست، نگرانکنندهترین شرایط را سرجیو پرز داشته باشد. هنوز چیزی در این تیم مشخص نیست اما چند هفته پیش او به خبرنگان گفته بود که رابطهی یک پدر و پسر را متوجه میشود و اگر در شرایطی مشابه با رئیسش باشد به هیچ وجه پسرش را اخراج نمیکند.
سرجیو پرز قبل از هرچیز نماد تکامل اکثر رانندگان فرمول یک است. شروعی پرحادثه داشت و کمکم رشد کرد و آموخت. حالا در سالهای پایانی فعالیتش، به رانندهای باتجربه و باثبات تبدیل شده که حامیان مالی ملی و بینالمللی زیادی دارد. برای صدرنشینان و تیمهای مدعی یک یار کمکی بیحاشیه است و برای تیمهای پایینتر یک راننده/راهنما برای تازهکارها. امیدواریم پرز مثل همتیمی سابقش نیکو هالکنبرگ با بیرحمی کنار گذاشته نشود. هرچند هنوز زمان پایان کارش در این مشخص نیست اما حامیان مالی قدرتمندی دارد که میتوانند این زمان را تا حدودی به تعویق بیاندازند اما داشتن رانندهای مثل سباستین فتل برای هر مدیری وسوسهکننده است.
آرام گاز بده، کسی حواسش نیست!
زردهای فرانسوی در سال 2016 با خودروی برند خود به مسابقات برگشتند. سیریل ابیتبول همان سال قول داده بود این تیم در 2018 به سکو برسد و سال 2020 برای قهرمانی بجنگد. هیچکدام از آن قولها عملی نشد، در عوض ابیتبول طوری این تیم را هدایت کرد که حالا با رانندهی اولش سر گرفتن سکو شرطبندی میکند! او قول داده اگر ریکاردو در یکی از مسابقات این فصل به سکو برسد، طرحی که با ریکاردو هماهنگ کرده را روی بدنش خالکوبی کند. این اتفاق با موتور پایدار رنو، رانندگی باثبات اکون و ریکاردو و کمی شانس اصلا غیرممکن نیست.
به یاد دارید اگر مسابقهی گرندپری بریتانیا یک دور دیگر ادامه پیدا میکرد، ریکاردو به مقام سوم میرسید. رنو بدون شک، در جایگاهیست که توانسته بدون فدا کردن شاسی یا توان موتور، بر روی هر دو بخش متمرکز شود. آنها در مجارستان هم با یکی از خودروهایشان موفق به کسب امتیاز شدند که نشانهی مثبتی بر پیشرفت آنهاست البته خبر خوب برای آنها این است که اکثر پیستهای امسال، توانمحورند تا پیستهایی دشوار از لحاظ آیرودینامیکی مثل موناکو و استرالیا.
باید در نظر داشت یکی از اهداف بلندمدت رنو پشیمان کردن تیمی مثل ردبول از قطع همکاری با این گروه، به عنوان یک تامینکنندهی موتور است. رنو نهایتا تا انتهای فصل بعد وقت دارد تا موتوری بسازد که حرف اول را در پیست بزند و اگر نتواند این کار را بکند همه ردبول را پیروز این جدایی قلمداد خواهند کرد. همان رنویی که قلب تپندهی ردبول قهرمان بود و بعدها محکوم شد که پیشرانهای “شایستهی بهترین شاسی پیست” به این تیم نمیدهد.
از سویی دیگر این تیم رانندگان مناسبی هم دارد. استبان اکون بهتر از هر کس دیگری از استعداد کمنظیر خود آگاه است و میداند که تا آخر عمر نمیتواند برای کسب رتبهی چهارمی رقابت کند. از طرفی دیگر او نیمنگاهی به صندلی مرسدس دارد و نهایت تلاشش را میکند تا روزی یکی از پیکان نقرهای را رام کند. عملکرد او در این فصل –فصلی که رقابت میانهی جدول داغ است- توسط دقیقترین نرمافزارهای تحلیلی، بررسی میشود. شاید زمان تکدورهایش همین حالا روی میز رئیس آیندهاش باشد!
دنیل ریکاردو هم طی مدت کوتاهی که در رنو بوده، عملکرد ضعیف و دور از انتظاری نداشته. تا آنجا که میتوانسته جنگیده و از همتیمیاش به مراتب بهتر بوده است. با توجه به دنده عقب گرفتن دردناک لکلرک، از حالا رقابت جایگاه پنجم شروع شده.
همان طور که میدانید گورکن فصل بعد به مکلارن مهاجرت میکند و جای خودش را به فرناندو آلونسوی پرحاشیه خواهد داد. او میخواهد این همکاری کوتاهمدت را با کارنامهای قابل دفاع و آبرومند، به پایان برساند. پس نگرانیای بابت رابطهاش با فرانسوی جوان ندارد و با خیال راحت تا آنجا که مدیر تیم اجازه دهد، مسابقهی خودش را خواهد داد. آیا رنو میتواند با پیشرفت کند اما محسوسش در این فصل، طلسم سکو را بشکند یا خیر؟ برای یافتن این پاسخ باید دست از مقایسهی اعداد و آمار کشید و تا انتهای فصل به صفحهی تلویزیون خیره ماند.
آلفاتاوری دیگر مدرسهی تجدیدیها نیست
زمانی که ردبول، تیم میناردی را که شرایطی نزدیک به ورشکستگی بود را خرید، تصمیم گرفت آن را به آکادمی سطح اولش تبدیل کند و رانندگان جوانش را در خود مسابقات محک بزند. آیندهدارانی که توانایی خود را در رقابتهای پایه نشان داده بودند. کاری که سالها بعد مرسدس و فراری با تیمهای مشتریشان –ویلیامز و سائوبر- کردند.
سرمایهگذاریای که اتفاقا با نتیجهای باورنکردنی به ثمر نشست. فتل جوان چهار بار در تیم اصلی قهرمان جهان شد. ریکاردو به رانندهای با سبک منحصربهفرد تبدیل شد و چند سال بعد همین تیم، نعمتی به نام مکس ورشتپن را به پیست هدیه کرد. اگر پروژههایی مثل برندون هارتلی را کنار بگذاریم، آلفاتاوری یا تورو روسوی سابق، کارش را درست انجام داده. ویژگی مثبت خانوادهی ردبول، چه فرمول یک و چه رشتههای دیگر ورزشیای که این برند در آنها تیمداری میکند، داشتن یک تیم تبلیغاتی قدرتمند است. پیوستن به ردبول و یا آلفاتاوری به صورت خودکار مانند کندوی عسلی است که خرسهای پولدار را به سرعت جذب شما میکند. در مقابل آن، تحمل فشار رسانهای با کمک مشاوران برای رانندگان غالبا کمسنوسال این دو تیم کمتر میشود.
از تیم بگذریم و به رانندگان برسیم. از طرفی پیر گسلی را داریم که خیلی زود به ردبول پیوست اما اسمش را بدشانسی بگذاریم یا تقدیر، همتیمی رانندهای شد که به روشنی، از تمام جوانان پیست یک سروگردن بالاتر است. بعد از چند مسابقه و نتایج بیتعارف ضعیف او، به تیم دوم تبعید شد و دوباره درخشید. او این فصل با خودرویش – که نسبت به تیمهای دیگر میان جدول ضعیفتر است- کاری میکند که همهی ما را یاد 2015 مکس دیوانه میاندازد.
شاید اگر او چند سال دیرتر به تیم برتر کمپانی میرفت، به رقیبی مهارنشدنی برای هلندی تبدیل میشد. فرمول یک پر از اما و اگر است. او باید این فصل نهایت تلاش خود را به خرج دهد تا با تمرکز بر مسابقهی خودش، به تیمهای دیگر پیست هم سیگنالهای مناسبی ارسال کند. واضح است که هدفش “رانندهی شماره دوی خوب” بودن نیست.
روی دیگر سکهی آلفاتاوری دنیل کویات است. او که مثل همتیمیاش، سابقهی رانندگی برای تیم برتر را دارد، امسال عملکرد درخشانی نداشته اما اشتباهات مکرر زمان ردبولش را هم تجربه نکرده. نکتهی دیگری که اژدر روس از آن آگاه است این است که آلفاتاوری برای تربیت راننده اندکی کمحوصله است. همین حالا یوکی سونودا، لیام لاسن و دیگر رانندگان آکادمی ردبول جونیور، برای صندلی او برنامهریزی کردهاند. میشود گفت عملکرد این فصل او تا حد زیادی بر آیندهی حرفهایش تاثیرگذار خواهد بود.
ارتش تکنفرهی آقای آلبون
شاید عجیب به نظر برسد اما مهمترین نقش بین رانندگان فرمول یک 2020 در اختیار الکس آلبون تایلندی است. مرسدسها برای برد میجنگند و مکس دیوانه به دنبال سکوی سومی است. تکلیف پایین جدول هم که مشخص است. میماند الکس خندان که با چهارم شدنش، صرفا کارش را انجام داده و نباید منتظر پاداش و تشویق باشد، در عین حال هر ردهای پایینتر از آن باعث میشود رانندهی چهارم بهترین مسابقهی فصلش را تجربه کند! به عبارتی دیگر شکست دادن یک ردبول، شکست دادن خودرویی است که نشان داده پتانسیل غلبه بر مرسدسها را داراست. شکست دادن آلبون، زنجیر کردن سربازی است که همرزمش، قبلا دو فرمانده را شکست داده بود.
به خاطر همین است که معتقدم روشنترین وظیفه در فصل 2020 بر عهدهی الکس است. اگر سوم یا بالاتر شود، حماسه آفریده و اگر به خاطر عملکرد ضعیفش رتبهای پایینتر از چهارمی کسب کند، باید منتظر تنبیه و جریمه باشد. او میتواند با کسب ردهی چهارم در باقی مسابقات فصل، به گونهای قرارداد سال بعدش را امضا شده تلقی کند.
او یکی از جذابترین شکارهای فصل از نگاه کارگردانان تلویزیونی هم خواهد بود. اگر از انتها استارت بزند، سبقتهای جذابی خواهد گرفت و اگر در رتبههای میانی باشد حداقل هشت راننده را در آینهها خود خواهد دید. هشت رانندهای که با دلایل مختلف میخواهند او را شکست دهند.
خلاصه اگر دیدن رقابت صدرنشینان کمی حوصلهتان سر میرود، به انگیزههای مختلف رانندگان میانهی جدول دقت کنید، آنها را زیر نظر بگیرید و از اختلاف صدمثانیهایشان لذت ببرید.






آلبون همیشه 11 یا 12 تموم میکنه.
۴۸ امتیاز داره امسال.
همش ۱۱ و ۱۲ تموم میکنه؟
لنس استرول باید دیرتر به دنیا می آمد تا به جوانترین سکو گیر تبدیل میشود اصلاح بفرمایید
ممنون از دقت شما. اصلاح شد.
مطلب جالبی بود
لطفا در مورد رانندهای ویلیامز هم صحبت کنید. رانندگی لطیفی تا اینجا چطور بوده؟ و اگه اینطوری ادامه بده ممکنه سال دیگه در فرمول ۱ نباشه؟
باباش پولداره کجا میره
بله حتما. این مجموعه یادداشتها تقریبا هر دو هفته یه بار رو سایت قرار میگیره. قرار بود برای هفتهی بعد در مورد ویلیامز و تیمهای مشتری فراری -پایین جدولیها- باشه که مدیریت تیم تغییر کرد. احتمالا اگه خدا بخواد، تا چند هفتهی آینده، یه مقالهی مفصل برای ویلیامز به صورت جداگونه آماده میکنم و روی سایت قرار میدم. پیروز باشید.
راسل