فرمول یک ایران – چطور برخی از رانندگان فرمول یک نسبت به برخیهای دیگر به برتری میرسند و قهرمانی را در آغوش میگیرند؟ آیا صرفا با ذکر کلمه استعداد برتر، یک جواب قانع کننده در اختیار داریم یا چیزهای دیگری هست که باید در قهرمانی آنها در نظر گرفته شود؟
تمام رانندههای فصل 2020 فرمول یک، از رانندههایی که در انتهای جدول هستند تا آنهایی که چندین بار به قهرمانی جهان رسیدهاند، همه افراد فوق العاده ای در حرفه خودشان هستند. حتی در برخی از موارد، تفاوت بین همتیمیها در یک دور 90 ثانیه ای به ندرت به چند دهم ثانیه میرسد. همه این افراد، بدون استثنا، در جای به حق خودشان قرار دارند.
خب چطور به اینجا رسیدند؟ هیچ شخصی به شکل یک راننده به دنیا نیامده است و هیچ راه فرعی برای تبدیل شدن به یک راننده خوب وجود ندارد. به طور ساده، باید گفت که سختکوشیهای بیرحمانه و ساعتهای زیادی با یک خودروی سریع در مسیرهای پیچ در پیچ، برای تبدیل شدن به چنین شخصی لازم است.
به همین دلیل، ذهن نیز به طور تدریجی میتواند به درک و توصیف احساساتی که در بدن توسط حرکات خودرو به وجود میآید برسد و بلافاصله، سیلی از اطلاعات را دریافت و مانند یک حسگر، آنها را تبدیل به دستورهایی برای عملکرد بعدی پاها و دستهای راننده برای هدایت بهینه خودرو کند.
درست مانند نواختن موسیقی که منجر میشود طوری ذهن با آن وفق پیدا کند که حتی سخت ترین مهارتهای نوازندگی، تبدیل به یک عادت روزانه شود.
قسمت چالشساز رانندگی این است که وقتی که در پیست قرار میگیرید و تمام دنیا به شما نگاه میکنند، نباید ناگهان به این فکر فرو بروید که جزئیات پیست و مهارتتان چه بوده است. تمام مهارتهای دنیا ارزشی ندارند اگر که در آن روز، در آن دقیقه و ثانیه که اهمیت دارند در اختیارتان قرار نگیرند. در لحظهی آمیخته با هرج و مرج به ورود به پیچ یک، دور حیاتی ورود به پیت، یا نبردهای چرخ به چرخ لحظات آخر مسابقه.
تفاوت بهترین رانندگان فرمول یک
چیزی که بهترین رانندگان را از دیگران جدا میکند، مهارت زدن یک تک دور عالی نیست؛ بلکه مهارت انجام دادن آن به طور پیوسته، پیچ پس از پیچ، مسابقه پس از مسابقه و فصل پس از فصل است. این قضیه برای عملی شدن صرفا به تواناییهای بدنی وابسته نیست، بلکه به قدرت روانی و ذهنی وابسته است؛ به این خاطر که این مغز است که همه چیز را کنترل میکند.
به هر حال، این مردان جوان، ربات نیستند و همه انسانند و هر از گاهی، رفتارها و اعمالی را در لحظات حساس و داغ رقابت از خودشان نشان میدهند که شاید حتی خودشان نیز پس از پیاده شدن از خودرو، از کرده خود پشیمان باشند. آنها انسانند.
آنها به طور ناگهانی تمام مهارتهایی که با چنگ و دندان یاد گرفته بودند را از دست ندادند، بلکه فقط، برای مدت زمان کوتاهی، یادشان رفت که چطور به آن دسترسی پیدا کنند. برای همین است که اسطورههای رانندگی همان طوری که به آمادگی بدن خودشان اهمیت میدهند، به آمادگی ذهنی خودشان نیز اهمیت میدهند. میکا هکینن، قهرمان جهان دو دوره از رقابتهای فرمول یک، میگوید:
اگر که کسی میخواهد در این ورزش بهتر شود، باید حتما پشت پیشرفتش علم قرار داشته باشد؛ مانند توسعه یک خودروی مسابقهای که باید همه چیز محاسبه شده باشد و با تست و بررسی دریابد که چطور آن را تبدیل به یک چیز بهتر کند، یک انسان نیز همین است.
فرمول یک نیازمند به تواناییهای فیزیکی است اما در اصل این یک بازی ذهنی است! در هر دوری شما نیاز به حداکثر تمرکز دارید. شما نیاز دارید که تمرکز 100% داشته باشید؛ برای همین، باید تمام چیزهایی که بر زندگی شما تاثیر میگذارند در جای درست باشند و هیچ چیزی ذهن شما را مشوش نکند.
“هیچ چیزی برای مزاحمت نباشد”
میدانید که چقدر برای یک فرد بیست و چندساله که انتظارات زیادی از او وجود دارد و دنیا در حال تماشای اوست و با هر فرمان گرفتن او تعداد صفرهای قراردادش میتواند کم یا زیاد شود، سخت است که تمرکز خودش را حفظ کند؟
خودمان با خودمان صادق باشیم، چه تعداد از ما توانایی دوام آوردن در چنین محیطی را داریم؟ یادتان باشد سوال تمرکزِ صد در صدی نیست، صرفا دوام آوردن! برای همین است که رانندگان، به طور پیوسته در جلسات مشاورههای روانی و ذهنی قرار میگیرند و خواهان بهتر شدن شرایط روانی برای خودشان هستند.
فرمول یک نیز مانند گلف و تنیس ورزشی است که برای چندین دهه تمرینات روانی در آن رواج یافته است اما هنوز تابویی خاص از آن در این ورزش وجود دارد!
اما کم کم این تابو دارد شکسته میشود و رانندگانی که به طور واقعی و جدی به عملکرد خودشان اهمیت میدهند و با رضایت تمرینات فیزیکی را انجام میدهند، خواهان ارتقای شرایط روانی خودشان نیز هستند. چرا که نه!
آمادگی روانی رانندگان فرمول یک و دکتر اَکی هینتسا فقید
میکا هکینن آنقدر صبر کرد تا بزنشسته شود و پس از آن، از تاثیرات تمرینات ذهنی و روانی خودش توسط دکتر با سابقه مکلارن و مربی عملکرد، اَکی هینتسا، صحبت کرد.
ابتدا دکتر هینتسا به عنوان جراح مجروحین فعالیت می کرد و پس از مشاهده دوندههای استقامت برتر اتیوپیایی، از جمله هاییل گبرسلاسی، به این نتیجه رسید که پایه و اساس موفقیت، رفاه کامل است.
او به رانندههای فرمول یک کمک زیادی کرد و عملکرد فردی آنها را چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ روانی ارتقا داد و هنوز هم پس از درگذشت وی در سال 2016 به خاطر سرطان، راه او ادامه دارد.
هکینن اضافه نمود:
در فرمول یک، رانندگان بدون توقف سفر میروند. مناطق زمانی مختلف و تغذیه متفاوت! فوق العاده سخت است. برای همین امر است که شما نیاز به یک برنامه خود مراقبتی دارید تا زود به حال اول خود برگردید و با تمام فشارهایی که رویتان قرار دارد کنار بیایید.
اگر استرس و اضطرابی دارید، در داخل خودتان نگه دارید. هر مشکلی که دارید راه حلش را بیابید. اعتماد خیلی مهم است و داشتن افرادی که بتوانید با آنها صحبت کنید، یک بخش حیاتی برای رسیدن به موفقیت میباشد. من در سال 1997، پس از تصادف وحشتناکم با اَکی آشنا شدم( پس از یک تصادف سهمگین در گرندپری استرالیا 1995، آسیب شدیدی به سر هکینن وارد شد).
او شخصیت فوق العاده ای داشت و دکتر بزرگی بود. همیشه در مورد علم کنجکاو بود و واقعا به من کمک کرد که به راننده مسابقه ای بهتری تبدیل شوم. او دانش خودش را توسعه داد تا دریابد که یک راننده به چه چیزی نیاز دارد تا در هر تست، تمرین، تعیین خط و مسابقه، در بالاترین سطح خودش باشد. یکی از نکات کلیدی که من از او یادگرفتم این بود که اگر شما دقیقا بدانید که چه کاری را دارید انجام میدهید، شما پیروز خواهید شد.
همه افراد بزرگ و ورزشکاران، رویا پرداز بودند!
تمام افرادی که به چیزهای بزرگ دست پیدا میکنند، از سرمایه گذاران تا هنرمندان، همه رویا پردازانی بزرگ بودند. ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای اینکه به ردههای برتر برسید، شما باید رویای بزرگی را داشته باشید تا بتوانید یک دید اولیه پیدا کنید. سپس شما این رویای را دنبال میکنید و مهم نیست که چند سال طول بکشد که به آن برسید.
برترین ورزشکار المپیک جهان، مایکل فلپس، پیشتر تعریف کرده بود که چگونه در دوران جوانی خودش رویاپردازی نموده بود و اهدافش را مشخص و تمریناتش را هدفمند کرده بود. خیلی زود او توانست به نتیجههایی که معین کرده بود برسد ولی هیچوقت از آن رویای بزرگی که داشت دست نکشیده بود. این داستانها همیشه وجود دارند و آنها را به همه چیز در زندگی میتوان نسبت داد. این فرایند تصویر سازی و رویا پردازی متشکل از بخشهایی به عنوان آمادگی، به کنترل در آوردن آینده و شکل دادن آن به نحو دلخواه ماست.
زمانی که ما یک پیام را به طور قاطعانه در ذهن ناخودآگاه خودمان حک میکنیم؛ به نظر میرسد که یک سیستم هدایت داخلی را روشن میکنیم که ما را به سمت هدفی که تعیین کرده بودیم راهنمایی میکند.
دون مکفرسون، روانکاوی که با تمام ورزشکاران از رانندههای اتومبیلرانی تا بازیکنان راگبی کار کرده است، میگوید:
تصورات شما، رهیاب ذهن شما هستند و میتوانند شما را به رویاها و اهدافتان هدایت کنند. چیزی که شما میتوانید “ببینید”، چیزی است که شما میتوانید “باشید”. تصویرسازی به شما امکان میدهد که تولیدکننده، کارگردان و قهرمان فیلم خودتان باشید.
کیمی رایکونن، لوئیس همیلتون، سباستین فتل، نیکو روزبرگ، جنسن باتن و…همه از شاگردهای برتر دکتر هینتسا بودند که تمام قهرمانیهای جهان دوازده سال اخیر را کسب کردند.
سباستین فتل با چشمانی بسته
اگر شما به سباستین فتل که یکی از شاگردان مکتب دکتر هینتسا بود توجه کنید، متوجه میشوید که او در روز شنبه بیشتر وقتی که در خودروی ساکنش میگذراند را با چشمانی بسته سپری میکند. فتل میگوید:
مرحله تعیین خط یک مرحله خیلی طبیعی است و شما برای دور زدن(خیالی) زمان میگذارید که نکات کلیدی (این تک دور) کجا هستند و کجا باید نسبت به دور قبل بهتر شود. وقتی که شما دور را شروع کردید، دیگر زمان و وقتی برای فکر کردن وجود ندارد؛ بنابراین، شما ذهنتان را (از هرچیز دیگری) پاک میکنید و باید خودتان را در آن لحظهای که هستید قرار دهید.
حتی اگر اشتباهی کنید، خیلی مهم است که در مورد آن فکر نکنید. شما باید تمرکزتان پیچی پس از پیچی دیگر باشد و بگذارید که این مسئله جریان یابد و روان باشد.
ذهنی خالی و پاک شده در فرمول یک
هدف این است که “ذهنی خالی و پاک شده” داشته باشید و “لحظهای که هستید” را درک کنید که این دو اصل مانند اصول اساسی و سنتی ذن بودیسم میباشد.
اما سوال اینجا پیش میآید که چرا فتل، اخیرا به مشکل برخورده است و کمی با دشواریها دست و پنجه نرم میکند. او مطمئنا نیاز به یک پاکسازی ذهنی دارد تا برای وقتی که دوباره خودروی شماره 44 را در آینههای خودرویش دید، عملکرد بهتری را داشته باشد.
اما خیلی از افراد و طرفداران این ورزش این نظر را دارند که فتل اخیرا در برخی از مسابقات در حد و استانداردهای یک راننده تازه کار در برابر همتیمی جوان خودش عمل کرده است و با توجه به اینکه اگر فتل قهرمان جهان چندین دوره از رقابتهای فرمول یک نبود، مطمئنا دستاوردهای چارلز لکلرک در برابر او آنچنان توجهی را جلب نمیکرد. چیزی که وجود دارد این است که همانطور که پیشتر بیان شد، این مهارتهایی که به این سختی به دست آمده “گم نمیشود و از دست نمیرود“.
فتل نیز آن مهارتها را “گم نکرده”؛ مسئله این است که تمام آن مهارتهای ذهنی که این افراد و قهرمانان قدیمی آموخته بودند، دیگر محرمانه نیستند و این راننده آلمانی الان با شخصی همتیمی شده است که به همین میزان آمادگی روانی دارد.
چارلز لکلرک و تکنیک تصور بهترین تک دور
چارلز لکلرک از سن یازده سالگی با دکتر و روانکاو دیگری در فرمول یک به نام ریکاردو چکارلی کار میکند. این آموزش طولانی مدت به او کمک کرد تا طرز فکر و ذهنیت مسابقه دادن را درک کند؛ هنری که همچنان در حال یادگیری و گسترده تر کردن آن است.
چارلز لکلرک که سختیهای روانی زیادی را در طول زندگی خودش متحمل شده است، میگوید:
من از لحاظ ذهنی در چند سال گذشته رشد خیلی زیادی را داشتم. تکنیکهای زیادی وجود دارند که میتوانند استفاده شوند. من شخصا تکنیک تصور بهترین تک دور را، مخصوصا پیش از مرحله تعیین خط، در ذهنم ترجیح میدهم. من این کار را اکثر اوقات انجام میدهم و واقعا به من کمک میکند.
وقتی که من در خودرو نیستم، این خیالات میتواند کمک فوق العاده ای را به من کند تا کاملا متمرکز باشم و خیلی زودتر با خودرو وفق پیدا کنم. در مورد مسابقه هم، مسئله بر میگردد به بازنگری مسابقات پیشین و تصور کردن تمام سناریوها و اتفاقاتی که می تواند رخ دهد، تا بتوانم آمادگی لازم برای هر کدام از آنها را داشته باشم؛ مانند این که بر فرض مثال در پیچ یک در کجا باشم!
لوئیس همیلتون و بهترین خودروی پیست
متاسفانه رانندگان فراری در چند سال اخیر با یک جفت پدیده روبرو هستند: لوئیس همیلتون و بهترین خودروی پیست.
لوئیس همیشه اصرار دارد که بگوید که او هیچوقت از مربی ذهن و روانکاوها استفاده نمیکند. همینطور مکس ورشتپن، ولی لوییس از جمله افرادی است که با اَکی هینتسا رابطه خیلی نزدیکی داشته و از او به عنوان “مربی و منتور” خودش یاد میکند.
لوئیس به طور مداوم میگوید که دارد “در رویا زندگی میکند” و کودکان را تشویق میکند که رویایشان را دنبال کنند. شاید اینطور باشد که لوییس آنقدر در این اصول روانی غرق و آمیخته شده که دیگر حتی تشخیص نمیدهد که آنها را در اختیار دارد. حال که هی قفسههای خانه وی پر میشود از جامهای مختلف، به نظر میرسد که سطح خودباوری و اعتماد به نفس لوییس به بالاترین حد ممکن رسیده است.
البته باید گفت که همیلتون از مربی عملکردی به نام خانم آنجلا کالن استفاده میکند که خود این خانم از بزرگان مکتب دکتر هینتسا است که یک فیزیوتراپ باتجربه و متخصص در درک چگونگی کارکرد بدن میباشد. این خانم در دوران کاری خودش با ورزشکاران المپیکی بریتانیایی تا نیوزیلندی و رانندههای فرمول یک کار کرده است که صحبتهای او را نسبت به علم بیومکانیک در مدل هینتسا در زیر میبینیم.
[videojs_video url=”https://hw13.cdn.asset.aparat.com/aparat-video/b2cfa842a412b40b282c1b1d3f09367b21507275-480p.mp4″ width=”752]
نیکو روزبرگ با سلاح مدیتیشن به جنگ همیلتون رفت
این مسئلهای بود که نیکو روزبرگ به عنوان نقطه ضعفی در حین رقابت با لوییس همیلتون در خودش دیده بود و تصمیم گرفت که پس از فصل دردناک 2015، در فصل 2016 خودش را با این اصول روانی مسلح کند تا به جنگ لوییس همیلتون برود. روزبرگ میگوید:
ما همه هر روز به تناسب اندام خودمان میپردازیم ولی زمان زیادی را برای ذهن خودمان نمیگذاریم. برای همین در فصل 2016، من واقعا در این زمینه تلاش کردم و با یک مربی ذهنی خیلی سخت کار کردم. تمرکز من روی مدیتیشن بود. اصولا از این لغت سوء برداشت میشود ولی در مورد من، این لغت و کاراییش بیشتر برای تمرین تمرکز و یادگیری چگونگی به کنترل در آوردن ذهن تعریف میشد.
شما نمیتوانید احساسات منفی را خاموش کنید، اما میتوانید نحوه پاسخ گویی و عکس العملتان را نسبت به آنها تغییر دهید. اگر شما آگاه باشید، می2توانید آنها را کند کنید و ذهنتان را به سمت افکار مثبت تر حرکت دهید. من هر روز صبح و عصر برای زمان 20 دقیقه (مدیتیشن) میکردم که هم برای مسابقاتم خوب بود و هم برای زندگیم. این یک توانایی اضافه به من داد و یک بخش از چرایی قهرمان شدنم بود.
رویا پردازی بزرگ، در آرامش ماندن و باور برای شکست همیلتون
کلمه “مدیتیشن” یکی دیگر از نکات کلیدی برای ورزشکاران حرفهای و تحت فشار است. البته باید گفت که ورزشکاران حرفهای بسکتبال ان بی ای خیلی پیشتر از این روشها استفاده میکردند. حتی با در اختیار داشتن این مسائل، روزبرگ توانست در آخرین مسابقه فصل، به قهرمانی جهان برسد و صدای وحشت و از کار افتادن آرامش درونش را میتوان از مکالمات رادیو تیمیهایی که در گرندپری ابوظبی پخش میشد شنید.
این مسئله و رسیدن به قهرمانی جهان کار آسانی نیست. روزبرگ آنقدر مطمئن بود که دیگر نمیتواند موفق به انجام چنین کاری شود که تصمیم به خداحافظی گرفت. شاید بدون تمرینات مدیتیشن، کار برایش سخت تر میشد و تصادفات زیادی را رقم میزد.
پیشتر روزبرگ گفته بود که وقتی در مسابقه ابوظبی از او خواستند که از مکس ورشتپن سبقت بگیرد، حس سکته کردن به او دست داده بود.
حال، اشخاصی شانس شکست دادن همیلتون و متوقف کردنش برای رسیدن به هفتمین قهرمانی جهان را در این دوران توربو هایبرید دارند. اما و تنها فقط اگر که بزرگ رویا پردازی کنند، آرام بمانند و باور واقعی داشته باشند که میتوانند. البته برای همه چنین مسئله ای امکان نخواهد داشت و قدم اول این خواهد بود که رانندگان خودشان را در یک خودروی برتر قرار دهند.








مرسی از تیم f1iran
چه پشت پرده هایی عجیب و غریبی
درود،سپاس فراوان،هرچند کامنتهای ضد فراری رو فیلتر میکنید ولی خوب دگ،آرزوی سلامتی و پیروزی
این موضوع خیلی خیلی میتونه تو عملکرد راننده ها تاثیر بذاره
هرچند لوییز هم تو دوره ای اسیرش شد و ی فصل رو عقب تر از باتن تموم کرد
اما فکر نمیکنم کسی از لحاظ ذهنی بتونه با لوییز رقابت کنه!
مکس داره سعی میکنه که لوییز رو ب هم بریزه ولی خب حداقل تا الان نتیجش از دست دادن برد مکزیک بوده
البته نمیشه خیلی بهش سخت گرفت
وقتی فتل لوییز رو تو آینه میبینه ب هم میریزه از مکس نمیشه انتظار چندانی داشت
یادت نیست اسپا ۲۰۱۷ نفس همیلتون بالا نمیومد
همیلتون ۲۰۱۶ از لحاظ روان جلوی رزبرگ کم آورد
علاوه بر عملکرد راننده توی پیست, یه نکته جالب دیگه ای که توی راننده ها هستش, فحاشی کردنشون رمان رانندگی هستش که کاملا سانسور میشه, خب این هم یه راه برای تخلیه عصبانیت و کمی آرامش گرفتنه
ولی اگه توجه کنین, لوییس خیلی کم اینکارو میکنه, راه لوییس برای آروم کردن خودش صحبت کردن با مهندسشه و کارگردان های تلویزیونی هم همونو پخش میکنن
و یه سری ترول هم براساس همون حرفا قضاوت میکنن
نه بابا لوییس هم دست به فحش خوبی داره :))) جک دهنش میفته اصلا هیچی جلودارش نیست ???
میگم روش لندو نوریس چیه؟ چون دیدم قبل شروع مسابقه توی ماشین هی سرشو تکون میده! ??