فرمول یک ایران – همه ما کمابیش با واژه نوستالژی آشنایی داریم. سوا از ریشه یونانی و معانی متعارف آن، برای من به عنوان یک طرفدار فرمول یک، نوستالژی هم معنی با ایمولاست.

حال که قرار است طنین غرش موتور های V6 در دامنه ی کوهستان آپِنینی مجددا روح فرمول یک را به پیست انزو و دینو فراری برگرداند، بهتر است کمی به گذشته ها برگردیم و تقویم این پیست را باری دیگر ورق بزنیم. تقویمی سرشار از نام های بزرگ، مسابقه هایی به یاد ماندنی و حوادثی بسیار تلخ، که همه و همه در کنار هم یادآور فرمول یک کلاسیک است.

دوره کردن سرگذشت گرندپری ایمولا با تمام راننده ها و اسطوره هایی که در این پیست بیوگرافی فرمول یک را با افتخارات، پیروزی ها، رکوردها، رنج ها و گاهاً خون خود، پرشکوه نوشتند به شما و یا هر فردی که کمی با دنیای موتوراسپرت آشنا باشد، دلیل کافی می دهد تا محبوبیت فرمول یک را درک کند.

بازگشت موقت فرمول یک در آبان ماه سال جاری به این پیست، فرصتی است تا نگاهی گذرا بیندازیم به پیشینه ی گرندپری ایمولا و سرگذشت پرفراز و نشیب پیستی که میزبان راند سیزدهم مسابقات فرمول یک فصل 2020 است. ایمولا طی 25 سال حضور در فرمول یک روزگاری را سپری کرد، که خواسته یا ناخواسته شاهد بسیاری از خاطرات پرشکوه بود و به طرز اجتناب ناپذیری روایتگر بخش غم انگیز تاریخ این مسابقات شد.

پیست ایمولا سال 1980

پیست ایمولا سال 1980

ایمولا نیز بخشی از تاریخ فرمول یک را می نویسد

اگر دقیق تر بگوییم، گرندپری ایمولا یکی از مسابقات تقویم فرمول یک بود که از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۶ در پیست انزو و دینو فراری و یا کامل تر آن Autodromo Internazionale Enzo e´ Dino Ferrari در شهر ایمولا و در نزدیکی کوهستان آپِنینی در ایتالیا برگزار می‌شد. تقریبا در همان سال ها، در شمال ایتالیا راند دیگری از مسابقات فرمول یک با نام گرندپری ایتالیا در مونزا برگزار می‌شد. به همین دلیل در یک بازه ی زمانی این مسابقه به دلیل نزدیکی به سن مارینو، گرندپری سن مارینو نام گرفت.

ایده ی اولیه ی ساخت این پیست در اواخر دهه ی 40 میلادی برای اولین بار مطرح شد. پس از جنگ جهانی دوم، شهر ایمولا توسعه یافته و چندین خودروساز بزرگ ایتالیایی مانند فراری، لامبورگینی، مازراتی، میناردی که بعداً به تورو روسو تغییر نام داد، دالارا و استانگوئلینی این شهر را به عنوان مقر اصلی خود انتخاب کردند. حضور این خودرو سازان بزرگ انگیزه ی ساخت یک مسیر مسابقه ای در منطقه را افزایش داد و سر انجام در سال 1950 پیست ایمولا ساخته شد و دو سال بعد راننده ی فرمول یک ایتالیایی، آلبرتو اسکاری برای اولین بار یکی از خودرو های فراری را در این پیست آزمایش کرد.

اولین مسابقه ی رسمی در ایمولا، در سال ۱۹۸۰ برگزار شد. یک سال پیش از آن، در 11 سپتامبر ۱۹۷۹ در پیست مونزا حادثه‌ای رخ داد که باعث توقف برگزاری مسابقات و آغاز تغییرات اساسی در این پیست شد. ماجرا از این قرار بود که راننده محبوب سوئدی رونی پیترسون، در طول مسابقه در پیست مونزا دچار سانحه شد و کمی بعد از آن بر اثر جراحات ناشی از تصادف جان خود را از دست داد. زمانی که که مونزا در دست بازسازی بود، پیست ایمولا جایگزین آن برای برگزاری گرندپری ایتالیا شد.

رونی پیترسون ؛ ستاره سوئدی که خیلی زود او را به فرمول یک باختیم

طرح کلی پیست انزو و دینو فراری در طول زمان سه بار تغییر کرد. پیکربندی اصلی پیست که برای رقابت های فرمول طراحی شده بود، از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۴ مورد استفاده قرار گرفت. این پیکربندی اولیه از مسیری به طول ۴٫۹۳۳ کیلومتر و 23 پیچ تشکیل می شد که رکورد سریع ترین دور آن متعلق به دیمون هیل، راننده ی بریتانیایی ویلیامز-رنو با زمان ۱:۲۴.۳۳۵ بود.

در 1995 پس از آخر هفته ی فاجعه بار سال 1994 پیکربندی پیست با هدف افزایش ایمنی مسابقات اصلاح شد و با تغییر اساسی دو پیچ و حذف کامل دو پیچ دیگر طول آن به ۴٫۹0۹ کیلومتر و مجموع پیچ های آن نیز به 19 پیچ کاهش یافت. سریع ترین دور این پیست پس از اصلاحات اساسی و تا زمان برگزاری آخرین گرندپری ایمولا در سال 2006 توسط راننده ی افسانه ای فراری، مایکل شوماخر با زمان ۱:۲۰.۴۱۱ به ثبت رسید.

مایکل شوماخر - Benetton B194

مایکل شوماخر – بنتون B194

ایمولا خاطره ی تلخ یا شیرین

گرندپری ایمولا در سال 1981 در حالی رسما به تقویم فرمول یک اضافه شد، که به طرز عجیبی ایمنی در فرمول یک نادیده گرفته می شد. دهه ی 70 و80 میلادی، دوران تاریکی از تاریخ فرمول یک بود که مجموعا 16 راننده در این دو دهه و در طول مسابقات، به دلیل عدم وجود قوانین محدود کننده کافی و سطح ایمنی پایین پیست ها و اتومبیل های فرمول یک جان خود را از دست دادند.

در این بازه ی زمانی نام رانندگان فرمول یک معمولا با القاب خاصی در جوامع مختلف مطرح می شد که مشخصا آن ها را افرادی بی باک، بی پروا، بلندپرواز و حتی در برخی مواقع یاغی جلوه می داد. پذیرفتن ریسک بالای حضور در مسابقات فرمول یک، به عبارتی تقریبا 20 درصد احتمال مرگ هر راننده در هر گرندپری، از این مردان تصور جالبی در ذهن طرفداران و منتقدان این ورزش ایجاد کرده بود.

در واقع در این برهه ی خاص از تاریخ فرمول یک، رانندگان از سوی منتقدان به خلبانان ژاپنی تشبیه می شدند که عمدا در حرکتی انتحاری خود را به کشتی دشمن می کوبیدند. بیان چنین دیدگاهی از سوی منتقدان چندان عجیب نبود. جنون سرعتی که در دهه ی 70 بر فرمول یک و رانندگانش غالب شده بود و از طرفی ضعف ایمنی که بر ساختار فرمول یک حاکم بود، محیط مسابقات را برای مخاطبان بسیار پرهیجان و برای رانندگان بسیار خطرناک تر می کرد. حتی گاهی عطش پیروزی، رانندگان را وادار به انجام مانورهای خطرناک، حتی در بدترین شرایط آب هوا در پیست های خطرناکی مانند ایمولا و نوربرگرینگ می کرد.

تجربیات رانندگان بزرگ دهه ی هفتاد و هشتاد فرمول یک همچون نلسون پیکه، نیکی لائودا، گرهارد برگر و …. که اکثرا خود نیز قربانی قوانین پر نقص و نظارت های اشتباه و بی توجه به ایمنی می شدند، حال سرمشق و الگوی نسل جدیدی از رانندگان می شد که در سال های آینده قدم های بزرگی در جهت افزایش ایمنی و توسعه ی قوانین پیشگیرانه در فرمول یک برمی داشتند.

از دید بسیاری از مفسران و تحلیلگران فرمول یک، سه برهه ی تاریخی مهم در بیوگرافی ایمولا وجود دارد. راحت تر صحبت کنیم. تاریخ ایمولا به سه قسمت تقسیم می شود.

1 – شروع گرندپری سن مارینو در 1981 تا 1993

2 – گرندپری سن مارینو 1994

3 – 1995 تا آخرین گرندپری در 2006

نلسون پیکه

نلسون پیکه

شروع گرندپری سن مارینو از 1981 تا 1993

زمانی که مشغول مطالعه در مورد ایمولا بودم به نکته ی جالبی پی بردم. تاریخ این پیست تقریبا به شکل عجیبی با تراژدی ها و سناریو های غیر قابل باور گره خورده و تقریبا در بیشتر سال های میزبانی این پیست، مخاطبان و طرفداران فرمول یک به نوعی شاهد یک جدال یا حادثه یا سناریوی تیمی بودند. تنها کافیست به آرشیو مسابقات سری بزنید و کمی از وقتتان را صرف دیدن مجدد مسابقات گرندپری ایمولا کنید. بی شک جذاب ترین و حیرت انگیز ترین وقایع فرمول یک شما را شگفت زده خواهد کرد و شاید بهترین تعریف را از واژه ی فرمول یک کلاسیک پیدا کنید.

اما بپردازیم به مسابقات ایمولا بین سال های 1981 تا 1993. اولین پول پوزیشن این پیست به نام ژیل ویلنوو، راننده ی محبوب کانادایی ثبت شد. اما در روز مسابقه این نلسون پیکه بود که برای اولین بار کاپ پیروزی ایمولا را بالای سر برد. نکته ی جالب در مورد برنده ی اولین پول پوزیشن این پیست یعنی ژیل ویلنوو این بود که اولین سناریو یا حاشیه ی عجیب و غریب این پیست توسط او و هم تیمی اش دیدیه پیرونی، در گرندپری ایمولا 1982 شکل گرفت و باعث جدالی سخت بین این دو راننده ی فراری شد. جدالی که سرانجام آن فاصله و تفرقه ای عجیب بین دو هم تیمی بود.

به نوعی که ویلنوو در جمع خبرنگاران به صراحت اعلام کرد که دیگر به هیچ عنوان با پیرونی سخن نخواهد گفت. و قسمت تلخ این سناریو این بود که ویلنوو پای حرف خود ماند و تا آخرین روز زندگی اش، یعنی دو هفته ی بعد در تعیین خط گرندپری بلژیک و برخورد با سرعت حدودا 225 کیلومتر بر ساعت با اتومبیل یوخن ماس راننده ی تیم مارچ، به هیچ عنوان ارتباطی با پیرونی نداشت.

ژیل ویلنوو و دیدیر پیرونی - گرندپری فرمول یک ایتالیا 1982

ژیل ویلنوو و دیدیه پیرونی – گرندپری فرمول یک ایتالیا 1982

اما در بین این سال ها یکی از جالب ترین و سرگرم کننده ترین مسابقات این پیست، گرندپری ایمولا ۱۹۸۵ بود. مرد طلایی گرندپری آن سال استفان یوهانسون بود که مسابقه را از رده ی ۱۵ آغاز کرد، اما به تدریج توانست جایگاهش را بهبود بخشد و سرانجام در دور شصت و یکم پیشتاز مسابقه یعنی آیرتون سنا را پشت سر گذاشت. اما متاسفانه به دلیل مشکل سوخت نتوانست مسابقه را به پایان برساند.

چند راننده دیگر نیز به همین دلیل از مسابقه خارج شدند و در نهایت، آلن پراست برنده مسابقه شد، که او هم به دلیل سبک بودن خودرو به میزان ۲ کیلوگرم رد صلاحیت شد و قهرمانی به الیو ده آنجلیس ایتالیایی که دوم شده بود، اهدا شد.

دو سال بعد در گرندپری ایمولا ۱۹۸۷ و در مرحله تعیین خط آن، نلسون پیکه تصادف سختی را تجربه کرد و به دستور پزشک معروف فدراسیون بین المللی اتومبیلرانی، دکتر سید واتکینز از حضور در باقی مسابقه منع شد.

دکتر سید واتکینز ، راس براون و مایکل شوماخر

دکتر سید واتکینز ، راس براون و مایکل شوماخر

گرندپری ایمولا ۱۹۸۹ بی شک برای طرفداران آیرتون سنا یکی از دو مسابقه ی به یاد ماندنی اسطوره ی برزیلی فرمول یک در پیست ایمولاست. در این سال به افتخار یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مردان تاریخ خودروسازی جهان، یعنی انزو فراری که دقیقا یک سال پیش در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۸۸درگذشته بود، نام این پیست تغییر کرد و پیست انزو و دینو فراری (The Autodromo Internazionale Enzo e Dino Ferrari) نامیده شد.

در ابتدای مسابقه ی این سال گرهارد برگر به شدت در پیچ تامبورلو (Tamburello) تصادف کرد و خودرویش آتش گرفت. البته برگر با وجود بی هوشی بعد تصادف، آسیب چندانی ندید و تنها این مسابقه و مسابقه بعدی را از دست داد. سپس مسابقه مجددا از سر گارفته شد. البته ظاهرا این تصادف وحشتناک شروع سناریوهای عجیب گرندپری 1989 بود. در ادامه کشمکش های دو راننده ی مکلارن آغاز شد. پراست و سنا پیش از آغاز مسابقه توافق کرده بودند که هر راننده ای که زودتر به پیچ توسا برسد، راننده ی پیشتاز مسابقه باشد. پس از شروع مجدد مسابقه پراست پیش افتاد و جلوتر از سنا از پیچ تامبورلو گذشت. اما سنا همچنان فشار را حفظ کرد و به پراست رسید و در پیچ توسا از او سبقت گرفت. پراست که از زیر پا گذاشته شدن توافق تیمی توسط سنا عصبانی شده بود، بارها تلاش کرد از هم تیمی اش سبقت بگیرد، ولی در نهایت در پیچ واریانته باسا از مسیر خارج شد و پیروزی را به سنا تقدیم کرد.

آیرتون سنا، گرهارد برگر و آلن پراست

آیرتون سنا، گرهارد برگر و آلن پراست

تامبورلو (Tamburello)

در وصف این کلمه تنها می توان گفت، که فجایع عظیمی در تاریخ فرمول یک با نام این پیچ گره خورده. مسئله ی جالب در مورد ایمولا این است که، همیشه در جلساتی که مسائل و ضعف های ایمنی این پیست مطرح می شد، بیشتر اخطار ها در مورد پیچ تامبورلو بوده است. دست انداز های زیاد، مسطح بودن مسیر پیچ، فضای کم موجود بین مسیر ورودی و خروجی پیچ با دیوار بتنی حاشیه ی آن که پیست را از رودخانه سنترنو جدا می کرد، همه و همه روایتگر کابوسی بود که بالاخره به واقعیت تبدیل شد.

در سال 1987، نلسون پیکه پس از خرابی لاستیک اتومبیلش در میانه ی دور تمرینی با دیواره ی حاشیه ی پیست برخورد کرد و به دلیل شدت آسیب دیدگی مسابقه را از دست داد. در گرندپری سال 1989 ، گرهارد برگر پس از شکست بال جلو تصادف کرد و اتومبیل فراری اش پس از برخورد شدید با دیواره ی پیست آتش گرفت اما به لطف عکس العمل سریع آتش نشانان و پرسنل پزشکی، جان سالم به در برد و تنها مسابقه ی بعدی (گرندپری موناکو 1989) را به دلیل سوختگی دستانش از دست داد.

میشل آلبورتو نیز دیگر راننده ای بود که در سال 1991 در خروجی پیچ تامبورلو تصادف وحشتناکی را تجربه کرد. ریكاردو پاتریس نیز در سال 1992 هنگام تست اتومبیل ویلیامز در پیچ تامبورلو تصادف كرد. اما تراژدی غم انگیز آیرتون سنا در تاریخ 1 مه 1994 یکی از غم انگیز ترین روز های تاریخ فرمول یک را رقم زد.

یک شنبه 1 مه 1994 گرندپری ایمولا

گرندپری ایمولا ۱۹۹۴ یکی از سیاه‌ترین و فاجعه بار ترین مسابقات تاریخ اتومبیل‌رانی به‌شمار می‌رود. حوادث غم انگیز این گرندپری منجر به اصلاحات اساسی قوانین، به منظور افزایش ایمنی تمامی رشته های موتوراسپورت شد. چند تصادف رخ داد و دو راننده کشته شدند. در دور تمرینی روز جمعه روبنز باریکلو به شدت تصادف کرد و به فنس‌های حاشیه ی پیست برخورد کرد و چند دقیقه بیهوش شد.

روز شنبه، بال جلوی خودروی رولاند راتزنبرگر شکسته شد و او در پیچ ویلنوو تصادف کرد. راتزنبرگر نتوانست خودرو را در پیچ نگه دارد و با سرعت حدود ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت تقریباً با سر به دیوار حفاظتی پیست برخورد کرد. این تصادف منجر به شکستگی قاعده جمجمه راتزنبرگر و مرگ او شد. در روز مسابقه، جی جی لتو و پدرو لامی در آغاز مسابقه با هم برخورد کردند و پرت شدن قطعات شکسته به سوی فنس‌ها منجر به زخمی شدن هشت تماشاگر شد.

اما دردناک ترین فاجعه ی گرندپری ایمولا در دور هفتم مسابقه شکل گرفت. زمانی که آیرتون سنا، احتمالاً پس از ایجاد مشکل مکانیکی، با سرعت بالا در پیچ تامبورلو از پیست خارج شد و به شدت با دیوار بتنی کنار رودخانه مجاور پیست برخورد کرد. بخشی از سیستم تعلیق و چرخ جلوی سمت راست از جای خود خارج شد و با سرعت بسیار زیاد به کلاه ایمنی سنا برخورد کرد. این برخورد آسیب شدیدی به سر سنا وارد کرد و ساعاتی بعد در بیمارستانی در بولونیا درگذشت.

مرگ وی فاجعه ی بزرگی برای فرمول یک بود؛ اما باعث نشد که این مسابقه کنسل شود. در ادامه مسابقه، هنگام خروج میکله آلبورتو از پیت استاپ، یکی از چرخ‌های خودروی او جدا شد و چهار مکانیک تیم لوتوس و فراری را مصدوم کرد.

بیشتر بدانید؛ مرگ آیرتون سنا (ایرتون سنا) چه طور اتفاق افتاد؟

واکنش به این سلسله تراژدی‌ها در جهان موتوراسپورت خیره‌کننده بود. دو راننده از جمله قهرمان سه دوره جهان کشته شده بودند. این اتفاق برای نخستین بار در هشت سال گذشته اتفاق افتاد. تا پایان فصل ۱۹۸۲ کشته شدن رانندگان رایج بود و هر فصل فرمول یک، یک یا دو راننده ی خود را از دست می داد.

استفاده از مواد قوی‌تر و کارآمدتر در ساخت خودروها و افزایش ایمنی پیست ها، اتومبیل ها و راننده ها در طول سال‌ها باعث کاهش چشمگیر تلفات شد. از سال ۱۹۸۳ تا سال ۲۰۱۸ به جز سنا و راتزنبرگر، تنها الیو ده آنجلیس در دور تمرینی در سال ۱۹۸۶ و ژول بیانچی در جایزه بزرگ ژاپن ۲۰۱۴ کشته شدند. معمولاً بدترین آسیبی که به رانندگان وارد می‌شد، مصدومیت‌های جزئی بود؛ ولی پس از گرندپری فاجعه‌ بار ۱۹۹۴ بسیاری از پیست‌ها اصلاح شدند.

تصادف آیرتون سنا

همه چیز تمام شد.

1995 تا آخرین گرندپری در 2006

پیچ‌های تامبورلو و ویلنوو که محل تصادفات زیادی در سال‌های مختلف بودند، از پیچ ساده به پیچ مانع‌دار کم‌ سرعت‌ تغییر پیدا کردند و پیچ واریانته باسا نیز تبدیل به مسیر مستقیمی شد. در ۲۹ اوت ۲۰۰۶ اعلام شد که ایمولا از تقویم فصل ۲۰۰۷ خارج و گرندپری بلژیک جایگزین آن خواهد شد.

شخصا اعتقاد دارم شاید ایمولا باید وارد جهان فرمول یک می شد تا دیدگاه فیا، مدیران و ناظران فرمول یک، مدیران پیست ها، تیم ها و حتی رانندگان در خصوص ایمنی تغییر پیدا کند. بشریت در طول تاریخ خود بارها و بارها ثابت کرد تا زمانی که فاجعه ای عظیم، پیامد تصمیمات اشتباهش را به او نشان ندهد، هیچ گاه تغییر را نمی پذیرد. برای جهان فرمول یک چه فجایعی عظیم تر از مرگ دردناک آیرتون سنا و رولاند راتزنبرگر در یک گرندپری؟

حال پس از 14 سال فرمول یک تحت تاثیر لغو شدن بسیاری از گرندپری ها به خاطر بحران جهانی ویروس کرونا مجددا به ایمولا و پیست انزو دینو فراری بازگشته است. به شخصه منتظر نمایش خیره کننده ی اتومبیل های فرمول یک در این پیست هستم، اما همه ی ما میدانیم که فرمول یک از سال 2006 تا به امروز تکاملی عظیم پیدا کرده است. پس باز هم مانند همیشه به انتظار یکشنبه ای هیجان انگیز و شنیدن مجدد طنین صدای موتور های V6 هایبرید، این چند روز باقی مانده را نیز سپری می کنیم.

12 دیدگاه

  1. Fastboy 44

    9

    0

    و اون تامبورلو لعنتی……….

  2. Kenzo

    7

    0

    _بار دیگر شاهد «طنین غرش V6 » خواهیم بود!
    من:
    D:
    غرش:
    :/
    V6:
    ;(
    ایمولا:
    °_°

    • Amir.vet

      4

      0

      والا v6 مگه غرش داره😂

  3. Sina

    5

    1

    با صدای وی شش ها(دوران هیبرید) زیاد حال نمیکنم تو دوران وی هشت علاوه بر صدای دلنشین ، فرمول یک یه ابهت خاصی داشت

    • MERC

      2

      1

      v6 توی دورای بالا میتونه صداش از v8 بهتر باشه
      موتورای فرمول2 صدای خیلی قشنگتری دارن, فرمول3 که دیگه روانیه
      نمیدونم چرا فرمول1 اینجوریه, شاید بوست توربو خیلی زیاده, یا بخاطر mgu-h

  4. Amir.vet

    3

    0

    عالی بود مرسی از برا بچه های فرمول یک ایران

  5. 🏁🏎DR3🇦🇺FA14🇪🇸

    4

    0

    دستتون درد نکنه خیلی چیز میز از این پیست یاد گرفتم. چقدر هم خوب با کلمات بازی کردین خیلی خیلی ممنون

  6. |ZXE-LECLERC16|

    5

    0

    داشت اشکمو در می آورد… :(((((((((((
    ولی خدایی خیلی خوبه که اصلاح شده
    همین هفته پیش داشتم با f1 2013 و فرناندو آلونسو توی حالت کلاسیک ترک توی پیست اصلاح نشده ایمولا مسابقه می دادم و موقع خروج از پیچ تامبورلو فکر می کردم که چقدر خطرناکه…
    ولی امیدوارم که مسابقه جذاب و بدون حادثه خطرناکی باشه
    پ.ن:ادمین،این تیکه رو درست کن(بعد درست کردن،می تونی این تیکه رو از کامنت پاک کنی):«سرانجام در دور شست و یکم پیشتاز مسابقه » => «سرانجام در دور (شصت) و یکم پیشتاز مسابقه »

  7. Dr¡ft€r

    4

    0

    برنده مهم نیست کی باشه امیدوارم این مسابقه بدون حادثه تموم بشه

    • محمد

      2

      0

      آره
      ولی اسپین توی کفی زیاد باشه
      راننده خوب کنترل کنه که هیچی
      نتونه کنترل کنه تنها چیزی که از ماشین میکنه یه راننده ست

  8. Senna

    4

    0

    (Autodromo Internazionale Enzo e Dino Ferrari (IMOLA

    Lap Record: 1:21,858 min
    Date: 24 April 2005
    F1 Driver: Michael Schumacher
    F1 Car: Ferrari F2005
    Speed: 216,946 km/h
    …………………………………………………………………………
    Record Pole: 1:19,753 min
    Date: 24 April 2004
    F1 Driver: Jenson Button
    F1 Car: BAR Honda 006
    Speed: 222,673 km/h

  9. محمد

    4

    0

    تا ته خوندم
    برای اولین بار
    ولی عجب پیستیه
    یه تحلیل بزنید