فرمول یک ایران – سباستین فتل در جریان مصاحبهای پیش از لغو گرندپری استرالیا، صحبتهای زیادی را مطرح کرد. از آینده خودش در ورزش، تا شیوع ویروس کرونا در جهان؛ که اینجا متن کامل آن را برایتان آوردهایم.
به نظر تو، نقش این ورزش در چنین لحظاتی چیست؟
فرمول یک زندگی من است، به همین دلیل بسیار مهم است. اما میدانم که بدیهی است برای عموم مردم، این رقابت ها یک مسابقه دو ساعته باشد که هر دو هفته یکبار برگزار میشود. در پایان، آنچه انجام میدهیم افراد زیادی را سرگرم میکند؛ و اگرچه در این شرایط نمیتوان فهمید که چه چیزی در انتظار ماست و تنها پیشبینیهایی راجع به آنچه اتفاق خواهد افتاد انجام میدهیم، اما سعی میکنیم تا حد ممکن همه چیز را عادی و معمولی نگه داریم. من معتقدم که وقتی مردم خودشان را مجبور به تغییر عادات روزانه میکنند، اگر پیشنهاد به بازگشت چیزی که قبلا به آن عادت کرده بودند داده شود، میتواند امری خوب باشد و باعث شود که کمی احساس مثبت به آنها دست دهد.
سباستین فتل چطور در این شرایط زندگی میکند؟
شما ادامه میدهید و تا حد امکان اقدامات محافظه کارانه را انجام میدهید، اما تحت شرایط خاصی کنترل خودتان را در دست دیگران میگذارید. همه ما یک هواپیما سوار شدیم تا به استرالیا بیاییم، فکر نمیکنم کسی تا اینجا شنا بکند یا با یک قایق بیاید. بنابراین، ما به کسانی که حمل و نقل هوایی را مدیریت می کنند اعتماد کردیم و به اینجا آمدیم و این انتخاب ما بود و هیچ کس ما را مجبور به سوار شدن در پرواز هواپیمای ملبورن نکرد. آمدن به ملبورن انتخابی است که هرکدام از ما آزادانه گرفتهایم. ما اینجا هستیم تا آنچه را که دوست داریم انجام دهیم، یعنی مسابقه دادن، اما بدیهی است که نمی توانیم(مسابقه دهیم) اما باید از آنچه اتفاق می افتد آگاه باشیم و باید مانند همه افراد دیگر با آنچه که در جریان است سازگار بشویم.
یک راننده فرمول یک همیشه با رویای قهرمانی جهان زندگی میکند. در شرایطی مانند شرایط الان، اگر چیزی تغییر کند، این رویا در ذهن (یک راننده فرمول یک) چه تغییری میکند؟
وقتی که 15 سال سن دارید و در رقابتهای كارتینگ مسابقه میدهید، دیدی بسیار متفاوت، نسبت به زمانی كه 30 ساله یا بزرگتر هستید، دارید. مسیر زندگی به ما چیزهای زیادی را میآموزد. در بعضی مواقع، باعث میشود ما زودتر رشد کنیم و برخی از مواقع دیگر نیز شاید کمی بیشتر طول بکشد(رشد کردن). معتقدم که این مسئله یک موضوع مهم در شکل گیری شخصیت یک فرد است. من میتوانم بگویم که تا آنجا که به من مرتبط میشود، اشتباه است اگر فکر کنم که فرمول یک، مرکزیت همه چیز در جهان است و همه چیز در دنیا حول فرمول یک میچرخد و شکل میگیرد. امروز، من سه فرزند دارم و آنقدر هم بالغ هستم که درک کنم اینگونه نیست. فرمول یک قطعا رویا و چیزی است که به آن علاقمند هستم، و بخش بزرگی از زندگی من است ولی مرکز همه چیز (برایم)نیست.
این روزها، ما تفاوت دید را بین رانندگان جوان و رانندگان مسنی که پیشتر مسیر ورزشی خودشان را اثبات کرده اند دیدهایم. تو – سباستین فتل – کیمی و لوییس دید متفاوتی نسبت به رانندگان جوان فرمول یک دارید؛ همان شور و هیجان ولی دیدهای متفاوتتر و گستردهتر؛ این حرف درست است؟
بله دقیقا. اما این مسئله یک چیز عادیست. همانطور که قبلا گفتم، زندگی به شما چیزهای زیادی را میآموزد. وقتی که من 10 یا 15 سالم بود، تنها مسابقه دادن بود که هیجان زدهام میکرد؛ فقط مسابقه دادن! همه چیز در زندگیم حول مسابقه دادن شکل میگرفت ولی امروز، این مسئله برایم متفاوت است. این به آن معنا نیست که شور و هیجان من کم و ضعیف شده است، اما مطمئنا من میتوانم به دنیا، جدای از موتور اسپورت نیز نگاه کنم.(با گذشت زمان) افق دید شما بیشتر میشود و شما از چیزهای بیشتری آگاه میشوید. به خاطر شغلی که دارم، زیاد سفر کردم و بخش بزرگی از دنیا را دیدم و این، به من این فرصت را داد که بتوانم فکر کنم، فرهنگهای دیگر را ببینم و در رویدادهایی شرکت کنم که از من دور بود و فاصله داشت. فکر میکنم که این فرصتی است که در فرایند بالغ شدن کمک خیلی خوبی میکند.
تو در حال ورود به سیزدهمین فصل خودت در فرمول یک هستی. نسبت به مسابقه استرالیا 2008 چه حسی داری؟
من همتیمی سباستین بوردی بودم، او مسابقه را با کسب امتیاز تمام کرد و من در حین پیچیدن در دور اول، اگر درست به خاطر بیاورم، به دیوارههای پیست برخورد کردم. مسابقهای بود که رانندگان زیادی از آن کنار رفتند. بنابراین، اگر مسابقهای بود که من به طور عادی تمامش میکردم، احتمالا چند امتیازی را برای تیم کسب میکردم. روز بدی برای من بود ولی برای تورو روسو، به خاطر امتیازهایی که همتیمیام کسب کرد، آخر هفته مثبتی بود.
ببینید: دانلود پکیج فول ریس فرمول یک 2008
آیا الان هم در لحظه شروع اولین مسابقه فصل، حسی مانند دوازده سال پیش به تو دست میدهد یا این که اوضاع تغییر کرده است؟
برخی از جنبهها بدون تفاوت باقی ماندهاند اما در کل، حس متفاوتی دارم. یادم میآید که اولین بار که به اینجا آمده بودم، خیلی استرس داشتم. نمیدانستم که چه اتفاقی میافتد و با پیست آشنا نبودم. علامتسوالهای زیادی در ذهنم بود. امروز، این شک و تردیدها برایم از بین رفته است و در کل، میدانم که هرچقدر اوضاع مسابقه بخواهد غیرقابل پیش بینی باشد، چیزی نیست که من آن را قبلا تجربه نکرده باشم. این مسئلهای است که میتواند ایمنی را افزایش دهد. اما وقتی که مرحله تعیین خط و مسابقه از راه میرسد، میزان آدرنالین بالا میرود و همیشه هیجان انگیز است؛ مخصوصا در هنگام اولین مسابقه فصل. بگذار اینطور بگویم که با گذشت زمان، شما یاد میگیرید که از روال خودتان پیروی کنید و به طور کل، آرامش بیشتری دارید؛ اما وقتی شمارش معکوس را حس میکنید، بی تفاوت نیستید و میدانید که مرحله تعیین خط یا مسابقه شروع میشود و داشتن چنین حسی، باعث خوشحالیست. برای من همیشه اینگونه است و برایم دوست داشتنیست.
من قصد ندارم از تو بپرسم که در سال آینده چه کاری را انجام میدهی، به این خاطر که در این مورد به من جوابی نمیدهی؛ اما میخواهم بدانم که آیا در مورد آینده شغلی خودت فکر کردهای؟ بر فرض مثال، در مورد این که در پنج سال آینده چه کاری را انجام میدهی؟
بله. مطمئنا من در مورد این موضوع فکر کردهام و خواهم کرد. یک چیزی وجود دارد که من به آن فکر میکنم؛ همینطور من واقع بین هم هستم؛ من نمیخواهم که برای 10 سال دیگر در فرمول یک حضور داشته باشم.
کیمی همچنان در فرمول یک حضور دارد و اگر 10 سال پیش، افرادی بودند که میگفتند یک راننده 40 ساله در پیست وجود دارد، آخرین فردی که به ذهن همه میرسید کیمی بود.
آره، این واقعا یک مسئله تعجب برانگیز است. اما منظور من این است که ما ورزشکاران، یک زمان محدود شدهای داریم. فرقی ندارد که چه ورزشی باشد؛ فوتبال، تنیس، رانندگی و… شما میدانید که چندسال محدود را برای این کار دارید. در برخی از ورزشها دوران حرفهای یک نفر با اجبار برخی چیزها زودتر به پایان میرسد و برای برخی نیز، کمی بیشتر طول میکشد؛ اما شما از اول این مسئله را میدانید که زمان شما محدود است، حتی وقتی که در دوران جوانی به این مورد فکر نکنید. شاید تنها ورزشی که زمان محدود شدهای ندارد، شطرنج باشد؛ به این خاطر که تنها چیزی که مهم است ذهن است. اما اگر شما دوچرخه سوار باشید، میتوانید ذهن فوق العادهای داشته باشید اما اگر پاهایتان به دستورات ذهن به درستی پاسخ ندهد، شرایط تغییر میکند.
کی در این مورد شروع به فکر کردن کردی؟
این چیزیست که رفته رفته در مورد آن فکر میکنی. در سن 20 سالگی(به طور کل دهه دوم زندگی) طبیعی نیست که در مورد چیزی که زیاد با شما فاصله دارد فکر کنید، وقتی که شما به سن 30 سالگی میرسید، شروع به پرسیدن سوالاتی از قبیل اینکه در 10 سال آینده کجا خواهید بود میکنید. این یک حس عجیب است. کم کم آگاه میشوید که کاری را که دارید انجام میدهید، قرار نیست تا آخر عمر انجام دهید؛ حتی اگر انجام دادنش را دوست داشته باشید.
من خیلی احمق خواهم بود اگر این موضوع را نادیده بگیرم؛ اما اینطوری هم نیست که من هر روز صبح از خواب بلند شوم و به این فکر کنم که 5 سال آینده کجا هستم. من در این مورد آرامش دارم و استرسی ندارم؛ چراکه فکر میکنم من در موقعیت خیلی خوبی هستم که به من اجازه میدهد کارهای زیادی را ،پس از آنکه تصمیم گرفتم از فرمول یک کنارهگیری کنم، انجام دهم. شاید من در مسابقات دیگری شرکت کنم، شاید من همیشه تلاش کنم که در موتوراسپورت فعالیت کنم، یا شاید هم مشغول به انجام یک کار متفاوت و کاملا خارج از دنیای موتور اسپورت شوم.
یک چالش جدید برای سباستین فتل؟
دقیقا. یک چالش جدید. ایدههایی در ذهن دارم اما هنوز تصمیمی نگرفتهام. اما امروز همچنان در فرمول یک هستم.
وقتی که به فراری آمدی، یعنی 5 سال پیش، هدفت این بود که دوباره به ردههای برتر برگردی. آیا همچنان همان هدفی را که در فصل 2015 داشتی داری؟
خب، هدف من همیشه یکسان باقی مانده است؛ به این خاطر، هنوز به چیزی که میخواستیم برسیم نرسیدهایم. مرسدس در چندسال گذشته ما را شکست داده و برای همین، هدف ما همچنان ثابت مانده است. ما مسابقات زیادی را داشتیم، ما لحظات خیلی خوبی را داشتیم و همینطور لحظات نه چندان خوب را؛ اما همانطور که گفتم هدف همانی هست که بود. هدف من این است که با فراری قهرمان شوم.
در حال حاضر تنها چارلز لکلرک، استبان اکون و مکس ورشتپن هستند که تا سال 2021 قرارداد دارند؛ برای همین، حدس میزنم که صحبتهای زیادی در بازار رانندگان داشته باشیم. وقتی که بحث حقوق مطرح میشود، رانندهها طوری که در پیست رقابت میکنند، در این مورد نیز باهم رقابت دارند؛ اما من فکر نمیکنم که مسئله، فقط پول باشد. برای مثال، برای آیرتون سنا حقوق دریافتی او، تصدیق استعدادش بود. تو این موضوع را چگونه میبینی؟
میدانی، این مسئله به این وابسته است که چه چیزی واقعا برای شما مهم است و چه چیزی شما را برای تصمیم گیری راهنمایی و هدایت میکند. من نمیخواهم که به کسی اشاره کنم، اما اگر این پول است که به شما انگیزه میدهد، پس برای آن رقابت کنید. ورزشها و تجارتهای زیادی هستند که با پول میچرخند. فکر میکنم که سوال مهم این است که کی به اندازه کافی پول دارید.
منظورت این است که آنقدر داشته باشی که دیگر لازم نباشد در مورد آن فکر کنی؟
این موضوع فقط مربوط به فرمول یک نیست! اینجا ما در پیستی هستیم که کمی راهش را گم کرده است. پول زیادی در گردش است و پول نیز در تلاش است که مردم را خراب کند. بگذار برگردیم به چیزی که چند لحظه پیش گفتم: شما باید ببینید که محدودیتهای شما کجاست. از یک جایی به بعد، دیگر پول مهمترین چیز نیست؛ اما علاقه به انجام دادن کاری که دوست دارید همیشه هست. شغل ما چیزیست که افراد خیلی کمی میتوانند انجام دهند و باور دارم که تمامی ما که لباس فرم به تن و کاسکت به سر داریم، باید همیشه شکرگزار این مورد باشیم و نشان دهیم که از این که این کار را انجام میدهیم خوشحالیم. این کلیدیترین نکته برای من است.
خودت را در یک تیم میانه جدول تصور کردی، با همین انگیزه و هیجان؟
نمیدانم. من نمیتوانم در مورد این سوال جوابی به تو بدهم. واقعا نمیدانم. وقتی که در تیم میانه جدول بودم، در ابتدای دوران حرفهای خودم در فرمول یک، با تورو روسو بودم و کمی پس از آن به ردبول پیوستم. در اولین سال تورو روسو، ما برای رده هفدهمی و پانزدهمی میجنگیدیم. من ویتانتونیو لوییزی را به عنوان همتیمی داشتم و ما به اندازه کافی رقابتی نبودیم. سال پس از آن(2008)، یک سال فوقالعاده بود. ما توانایی رقابت برای رده دوازدهمی و دهمی را داشتیم و اواخر سال نیز ما به طور پیوسته در ده رده اول بودیم.
پس همه چیز به هم ربط دارد. در واقعیت رابطه بین هدف و نتیجه همیشه به حساب میاید:
بله دقیقا. این به شرایط بستگی دارد. وقتی که شما برای ده رده برتر رقابت می کنید و در پنج رده اول قرار میگیرید، برایتان هیجان انگیز است. اما وقتی که طی پنج سال گذشته برای پنج رده اول رقابت میکنید و خودتان را در رده پانزدهم میبینید، نمیتوانید همان حس (رقابت در ده رده و کسب نتیجه در پنج رده برتر) را داشته باشید. این حرف بدون در نظر گفتن این موضوع گفته میشود که اگر شما پس از عمری بودن در رده هجدهم خودتان را در رده پانزدهم ببینید، به نظرتان در بهترین و زیباترین جایگاه دنیا قرار گرفتهاید.
فکر نمیکنم که شما بتوانید تظاهر کنید که دستاوردهای گذشته شما برایتان اهمیتی ندارد. اگر شما پیروزیهای زیادی را بدست آورید، دوباره هم میخواهید برنده شوید. برای مثال به کیمی نگاه کنید؛ او دیگر نمیتواند برای بردن رقابت کند ولی من فکر میکنم که او دوست دارد که این کار را بکند اگر که حق انتخاب داشته باشد. اما در آخر، اگر شما از روی شوق و هیجان خودتان انگیزه پیدا میکنید، همیشه آن حس رضایت را دارید و میتوانید فقط با رانندگی کردن و مسابقه دادن لذت ببرید.
تو ماشینهای فرمول یک زیادی را راندهای و در فصل 2021، ما نسل جدیدی از خودرویهای چرخ باز تک صندلی را میبینیم که تفاوت زیادی با خودروهای فعلی دارند. اما تو طرفدار خودروهای هایبرید نبودی، چرا؟
من فکر میکنم که خودروهای تک صندلی کنونی از لحاظ داون فورس فوقالعاده هستند. میزان توسعه داون فورس آنها خارقالعاده است و این خودروها در پیچ ها فوقالعاده حساس هستند. اما در پیچهای سرعت پایین، شما سنگینی خودرو را حس میکنید. شما از تغییر جهتی که در شیکینها و هرپینها دارید این را متوجه میشوید.
من فکر میکنم که ما میتوانیم بارگذاری ایرودینامیکی را کمی کاهش دهیم؛ چون که در آخر، اگر بخواهیم به همین اندازه در یک دور سریع باشیم، به آن نیاز پیدا نمیکنیم. شاید بیشتر از آن چیزی که امروز داریم! اما این مسیری است که با این دوران پاوریونیت شروع شده است و با توجه به افزایش مصلحتهای ایمنی (این مسیر)، روز به روز رشد بیشتری دارد و از این به بعد، برایم قابل درک است که هیچ راه بازگشتی نیست. خود هالو به تنهایی 10 کیلوگرم وزن دارد. شاید بشود این را با حفظ همین مقاومت، کمی سبکتر ساخت. میشود به چند قسمت دیگر نیز اشاره کرد اما در کل، به عنوان یک راننده، فکر میکنم که خودروهای 600-620 کیلوگرمی که در گذشته با آنها رانندگی میکردم، حس بهتر و زیباتری از رانندگی را نسبت به خودروهای کنونی، که حداقل 750 کیلوگرم وزن دارند، میدادند.
آیا وزن خودروی تک صندلی فعلی، روی حس رانندگی تاثیر میگذارد؟
بله. حسی که ایجاد میشود کاملا متفاوت است. وقتی که شما سوار خودروی کارتینگ میشوید، چیزی که شما را بیشتر از همه شگفتزده میکند، میزان اسب بخار کم آن نیست؛ بلکه میزان نسبت قدرت به وزن است. رانندگی کردن خودروی کارتینگ به شما حس خیلی سریع بودن را میدهد و شما (حین رانندگی خودروی کارتینگ)، با توجه به عدم تاثیر آنچنان ایرودینامیک، خیلی سریع هستید. این احساسی است که ما این چند سال گم کردهایم و نداریم. شما این را حس میکنید. این میزان وزن را حس میکنید.
آیا تو مالک هیچ کدام از خودروهای فرمول یکی که در گذشته با آنها رانندگی کردی هستی؟
من دوست دارم که کلکسیون خودرو و چیزهای مرتبط به گذشته را داشته باشم. من این ورزش را به جز جنبههای رانندگیش دوست دارم. آیا خودروهای فرمول یک را(در پارکینگ خانه ام) دارم؟ بله، آنقدر خوش شانس هستم که چندتایی داشته باشم.

سباستین فتل – کانادا 2019
خودروهایی که مالک هستی از نسل پاوریونیت هست یا نسل گذشته؟
خودروهای این نسل که غیر ممکن است روشن شوند. خودروهای 2010 و 2011 همچنان پیچیده هستند ولی از لحاظ تئوری رانندگی با آنها نسبت به این خودروها آسانتر است. اما از طرف دیگر، شما نیاز به 3 الی 4 نفر دارید تا قابلیت استفاده از آنها را پیدا کنید؛ ولی خودروهای کنونی برای راه اندازی نیاز به 30 نفر دارند.
تو پنج سال است که در ایتالیا هستی، نسبت به آنها چه نظری را داری؟
از برخی جنبهها نظرم مثبت است و از برخی جنبههای دیگر کمتر. اما این مسئله به همه کشورها تعمیم داده میشود. باور دارم که دوست داشتن زندگی، بین ایتالیاییها و آلمانیها متفاوت است. برای مثال از لحاظ غذا! طوری که ایتالیاییها نسبت به غذا رفتار میکنند، مسئلهای فرای مرزهای فرهنگی است؛ کنار هم نشستن، لذت بردن از وعده غذایی، گذران اوقات خوش دور میز و فراموش کردن همه چیز دیگر. فکر میکنم که این یک چیز خیلی مثبت و مهم و قدرتمند است. ولی من فکر نمیکنم که من بهترین قاضی در این میان هستم. به هر حال، من فکر نمیکنم که کاملا ایتالیایی یا کاملا آلمانی هستم، من به نوعی…هایبرید هستم.
الان که گفتی نیمه راه هستی، ما باید تو را سوییس فرض کنیم؟
آره، دقیقا. من به اولین قسمت سوال پاسخ بدهم: من فکر میکنم که قدرت تیم، عشق (همه) به فراری است. فکر میکنم که این چیزیست که به همه انگیزه میدهد تا برای فراری کار کنند. این چیزیست که همگان را به جلو میراند تا در بهترین سطح عملکرد خودشان باشند. افسانهها و داستانهایی که در مورد این برند سروده شده است، همه جا حضور دارد و فکر میکنم که یک علاقه برای تبدیل شدن به عنوان بخشی از تاریخ در این تیم وجود دارد. خیلی از قوانین و سنتهای ایتالیایی در درون این تیم رخنه کرده است ولی در هر حال، این تیم، تیم خیلی مدرنی است. گاهی اوقات ما این اشتباه را میکنیم که به ایتالیا فقط به عنوان یک کشور سنتی نگاه کنیم؛ اما همه مردم روی آینده متمرکز هستند و ما ستارگان با استعداد جوانی را در درون تیم داریم؛ افراد بزرگ با ایدههایی بزرگ! افسوس که صحبت از نتیجه میشود؛ هنوز نتوانستهایم به چیزی که میخواستیم برسیم تا صحبتهایم را تایید کند؛ اما این دلیلی است که ما به سخت کوشیهایمان ادامه دهیم؛ به این خاطر که من کاملا مطمئن هستم که یک روز ما موفق می شویم.





چقدر سایتتون خوب شده. اصلا فوق العاده شده. دلیلش هم اضافه کردن یه ویراستار به تیمتونه. یعنی سید من هر وقت میومدم و میدیدم که تو یه مقاله نوشتی «میباشد»، دوست داشتم با همین دستام خفه ت کنم و چندتا هم سیلی بزنم زیر گوشت :))))
ولی حالا جدایی از شوخی، الان سایتتون فوق العاده شده. مطالب همه منظم. نیم فاصله ها همه رعایت شده و اصلا شدید همهچیزتموم. خلاصه که ایول بهتون. خیلی خوشحال شدم. حیف بود سایت به این خوبی و با این همه زحمتی که میکشید، این یه قلم رو کم داشته باشه.
من معمولا نظر نمیدم، ولی لازم دونستم از این بابت ازتون تشکر کنم.
اگر این پیام رو منتشر هم نکردی مهم نیست. تنها خواستم بگم که واقعا دیگه به ایده آل نزدیک شدید :))
امیدوارم این فصل هر چه زودتر شروع بشه و این شانس رو داشته باشی تا دوباره خودت رو نشون بدی و به هدفت برسی مرد .❤
#فیلسوف فرمول یک.
واقعا آدم از خوندن مصاحبه هاش و اون طرز نگرشی که به مسایل و زندگی داره، لذت میبره.
وقتی گرند پری کانادا 2011 دیدم از نوع رانندگی فتل لذت بردم اون جلوی شوماخر، وبر، همیلتون، باتن و…. که همه از بزرگان این ورزش بودن،
لازم به یادآوری نیست فتل تو دوران این بزرگان 4 دوره قهرمان شده
و باید افسوس خورد برای مدیریت فراری که این راندده بزرگ با مدیریت و ماشینای بد نابودش کرد.
فقط اونجا ک میگه روندن ماشین های نسل قبل آسون تره
این نسل از ماشین ها فوق العاده هستن چرا که سرعتشون هنگام پیچیدن خیلی بالاس و با یه مقایسه با ماشین های نسل قبل میتونیم متوجه بشیم ک سرعت فقط سرعت مستقیمی نیست که پاتو بذاری رو پدال و بری واسه خودت
چراکه روندن ماشین رو بالاترین لیمیت تو پیچ هاست ک اختلاف ها رو ب وجود میاره !
خخخخخ
فرهنگ لغات amin
حس بهتر:آسانتر
اخه کسی که نمیتونه با ماشین 2011 نزدیک لیمیت بشه با 2019 هم نمیتونه و برعکس.
چطور اینقدر نفرت تو قلبت جا شده؟!!!
اگه شما مسابقات قبل از دوران هیبرید رو دیده باشید باید بدونید که تاپ اسپید ماشین ها در سال های 2010-2013 خیلی کمتر از ماشین های دوران هیبریده.
فتل داره میگه ماشین ها خیلی سنگین شدن که خیلی بده و کنترل ماشین رو برای راننده ها سخت تر میکنه.بخصوص برای راننده هایی که سبک رانندگی اونها براساس ماشین های قبل از دوران هیبرید شکل گرفته.
در واقع پیچیده شدن هرچه بیشتر ماشین های فرمول یک فقط تاثیر راننده رو کمتر میکنه.
متاسفانه ی جو اشتباهی جدیدا تو کل کل ها نه فقط تو این سایت بلکه همه جا ب وجود اومده
و بعضی ها هم برا اینکه ب اون شکل قضاوت نشن مثلا اولش میان مینویسن با اینکه طرفدارشم ولی ….
جو کامنت های سایت هم دست فتل فن هاست حالا ب هر دلیلی!
تا جایی ک آقای گزارشگر هم ترجیح داد اینجا دیگه صحبت نکنه!
تعجبم از کسانیه که ادعای منطقی بودن دارن
اصلا هدفم این نبود که رانندگی فتل رو زیر سوال ببرم و بگم ک رانندگی کفی بوده یا …
کلا منظورم این بود ک سرعت این ماشین ها تو پیچ بیشتر از همه ماشین های تاریخه
اما سرعتشون تو کفی رکورد نیست !
دلیلش هم چسبندگی فوقالعاده این دوره از ماشین هاست!
متاسفانه تا زمانی که عینک تعصب کورکورانه رو کنار نداریم نمیتونیم با واقعیت ها کنار بیایم
موضع گیری جو سایت علیه کامنت های من و چند نفر دیگه از لوییز فن ها دیگه کاملا مشخص و خنده دار شده
هرچند قبلا هم گفتم ارزش لایک و دیس لایک تو این سایت زمانی واسم از بین رفت ک خیلیا تو همینجا اومدن تهمت کار های خنده دار زدن ک کامنتم زیاد لایک خورده بود
اما با جو سایت مخالف بود
و دقیقا بعد از همون کامنت بود ک امکان لایک و دیس لایک فقط برا افراد عضو رو ب وجود آوردن
خلاصه که من از آقای گزارشگر بالاتر نیستم
و وقتی جو سایت ب سمتی باشه ک ایشون کامنت نذاره قطعا در قبال من هم این اتفاق خواهد افتاد
Amin
فکر نمیکنید یکی از دلایل اصلی نوع نظرات شماست.فکر میکنم شما با آگاهی از جو سایت به نحوی کامنت میذارید که طرف مقابل رو ناراحت کنید.گمان نمیکنم فتل فنی باشه که افت و عملکرد بد فتل رو قبول نداشته باشه.ولی اینکه هر جا راه بده شما نیش و کنایه تون رو بزنید درست نیست.یا کل کارنامه فتل رو زیر سئوال ببرید.شما خواسته یا ناخواسته سعی در ناراحت کردن طرف مقابلتون میکنید.و چون این تکرار میشه بحث ناخواسته بودن کنار میره.مثلا همین کامنت آخر.منظورتون کاملا مشخصه.قبول دارم که معدودی از فنای فتل در توجیه اشتباهاتش دلایل عجیب اوردن و کل حرف اشتباه زدن.ولی شما هم از اون طرف بام دارید می اوفتید.از این مصاحبه فقط همین رو پیدا کردید.به فرض هم درست بگید.اینجا که ازمایشگاه سرن نیست که بخوایم حقایق و درستی نظریه های فیزیک رو کشف کنیم.اینجا هستم که دور هم به هممون خوش بگذره.با کل کل و بحث درست خوشی بیشترم میشه.به قول سید چاره چیه.
بنده به خاطر جمله اخر تو کامنت قبلی ازتون عذر میخوام.خیلی حرف بدی زدم.ببخشید.
مگه اقای گزارشگر اینجا نظر میداد؟
گرنده سب 🙂
❤❤❤❤❤
شاید فقط من اینطوری فکر میکنم.
این مصاحبه بوی خداحافظی میده?
سباستین فتل علاو بر اینکه راننده درجه یکیه متفکریه که جهان بینی خاص خودشو هم داره
، Bravo
واقعا دوست دارم سب تو فراری قهرمانی رو جشن بگیره، امسال هم فکر نکنم سال فراری باشه
اخیرافراری بهش پیشنهاد داد برای ی فصل تمدید کنه اما با دست مزد خیلی پایین تر
آخ که چقدر تو نازنینی. ایش لیبه دیش، لیبر سب. Ich liebe dich, Lieber Seb