فراری این هفته با بروزرسانیهای نوآورانه خود روی خودروی SF-26 به سوژه اصلی تستهای پیشفصل فرمول یک تبدیل شده است.
نخست، روز چهارشنبه، تیم ایتالیایی یک بالچه کوچک در جلوی خروجی اگزوز قرار داده تا از جریان گازها در پیچهای سرعت متوسط تا پایین بهرهبرداری کند.
سپس روز پنجشنبه، در روز ماقبل پایانی تستهای ۲۰۲۶، نوآوری دیگری روی بال عقب نصب شد؛ جایی که فلپ بالایی پس از باز شدن، ۱۸۰ درجه میچرخد. این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که فلپ بهجای لبه انتهایی مانند سیستم دیآراس قبلی، از نقطه محوری در مرکز باز میشود و همین موضوع باعث میشود بخش عقب فلپ نیز باز شود.
در نهایت، بخش جلویی فلپ به سمت پایین قرار میگیرد و بخش عقبی رو به بالا میایستد؛ بهطوری که لبه فرار (یعنی عقبترین قسمت فلپ بالایی) پس از باز شدن، پروفایلی کاملاً متفاوت به خود میگیرد.
این سازوکار نوعی انبساط ایجاد میکند، بهگونهای که قسمت جلویی-مرکزی فلپ به عنصر هدایتکننده جریانهای خروجی تبدیل میشود. همچنین تصادفی نیست که برای انجام این چرخش، دیگر از عملگر مرکزی روی صفحه اصلی که پیشتر بال را بالا میبرد استفاده نمیشود، بلکه سیستم متفاوتی روی صفحات انتهایی (اندپلیتها) قرار گرفته است.
این طراحی بدون تردید منحصربهفرد است و نشان میدهد مقررات ۲۰۲۶ آزادی قابلتوجهی در طراحی مکانیزم باز شدن بال عقب به تیمها داده است. بنابراین جای تعجب نیست که در تستهای پیشفصل، تفسیرهای متفاوتی دیده میشود؛ برخی تیمها به فلسفه دیآراس قدیمی نزدیکتر ماندهاند و نقطه چرخش را روی لبه فرار حفظ کردهاند.
واکنش فیا و رقبا به بال عقب فراری
به نظر میرسد فراری با برجستهترین نوآوری فنی بصری تستهای پیشفصل ۲۰۲۶ فرمول یک تاکنون، یعنی بال عقب وارونه، بسیاری را غافلگیر کرده است.
با وجود اینکه این قطعه تنها برای مدت کوتاهی استفاده شد و فراری خیلی زود به بال عقب با مشخصات قبلی بازگشت، از توجه فیا و تیمهای رقیب دور نماند.
از نیکولاس تومبازیس، مدیر فنی فیا پرسیده شد که آیا این طراحی قانونی است یا خیر. او پاسخ داد:
ما بهطور کلی راهکارهایی را که درگ را کاهش میدهند تشویق کردهایم.
به همین دلیل، مقررات دی آر اس سال گذشته که میزان باز شدن را محدود میکرد، امسال حفظ نشدهاند تا آزادی عمل بیشتری داده شود.
و ما معتقدیم راهکار فراری قابل قبول است.
بنابراین این طراحی تأیید فیا را دارد، اما رقبا درباره آن چه نظری دارند؟
اولی بیرمن زمانی که پشت سر لوئیس همیلتون در پیست حرکت میکرد و دید بال به آن شکل غیرمعمول باز شد، شوکه شد. بیرمن گفت:
پشت سر لوئیس بودم و دیدمش و گفتم لعنتی، چی شد؟ فکر کردم شکسته، اما واقعاً فوقالعاده نوآورانه است.
از نظر ظاهری هم خیلی تمیز به نظر میرسد، بنابراین اگر در پیست جواب بدهد، قطعاً کار درستی انجام دادهاند.
ظاهرش جذاب است اما سنگین هم هست.
این موضوع بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از تیمها برای نزدیک شدن به حداقل وزن کاهشیافته سال ۲۰۲۶ در تلاش هستند.
تیمهایی مانند ویلیامز، که بال عقب وارونه فراری برایشان غافلگیرکننده بوده است. وقتی از جیمز وولز پرسیده شد آیا ویلیامز به آن فکر کرده بود، پاسخ داد:
این مورد به رادار ما نخورده بود. هنوز هم مطمئن نیستم خوب باشد، اما بگذارید بفهمیم.
در واقع، حتی خود فراری هم مطمئن نیست که در آینده از این طراحی نوآورانه استفاده خواهد کرد یا نه. فرد واسر، مدیر تیم فراری گفت:
فکر میکنم همه در حال نوآوری هستند، گاهی قابل مشاهده است و گاهی نه، اما مطمئنم رقبا و همه تیمها دقیقاً همین کار را انجام میدهند.
درست است که دو مورد آخری که به پیست آوردیم از بیرون قابل مشاهده بودند، اما تفاوت بزرگی با بقیه ندارد.
نمیدانم برای ملبورن خواهد بود یا مسابقه بعدی.
در روز دوم تست بحرین چه گذشت؟
کیمی آنتونلی در روز ماقبل پایانی تستهای پیشفصل ۲۰۲۶ فرمول یک با ثبت سریعترین زمان امسال بحرین، صدرنشین شد.
آنتونلی که در وقت ناهار جای جورج راسل را گرفت، در اواخر روز با ثبت زمان ۱:۳۲.۸۰۳ به صدر جدول رسید؛ تنها ۰.۰۵۸ ثانیه سریعتر از اسکار پیاستری که پس از لندو نوریس، صدرنشین سشن اول، پشت فرمان مکلارن نشست.
مرسدس و مکلارن هر دو در مجموع بیش از ۱۵۰ دور بین رانندگانشان طی کردند، هرچند پیاستری درست پیش از تمرین برنامهریزیشده استارت مسابقه در پایان سشن، در پیست متوقف شد.
پیاستری موفق شد خودرو را دوباره روشن کند و بنابراین توانست در تمرین استارت مسابقه شرکت کند.
مکس ورشتپن روز پنجشنبه تنها راننده ردبول بود و در جدول زمانها سوم شد، با اختلاف ۰.۳۵۹ ثانیه نسبت به آنتونلی.
لوئیس همیلتون پس از یک روز کامل رانندگی با فراری، خودرویی که صبح پنجشنبه با بال عقب وارونه منحصربهفردش خبرساز شده بود، چهارم شد.
او بخش زیادی از روز را در پیت گذراند و در مجموع کمی بیش از ۸۰ دور ثبت کرد، اما در شبیهسازیهای استارت مسابقه در پایان سشنهای صبح و بعدازظهر، دو شروع بسیار قدرتمند داشت.
زمان معیار نوریس در سشن اول همچنان برای قرار گرفتن در جایگاه پنجم جدول نهایی روز کافی بود؛ فرانکو کولاپینتو با آلپین ششم شد و جلوتر از نیکو هالکنبرگ با آئودی و راسل قرار گرفت.
فرناندو آلونسو برای استون مارتین پانزدهم شد؛ او سه ساعت پایانی سشن را از دست داد، زیرا کمی پس از پیچ شماره ۴ در پیست متوقف شده بود.
نتایج روز دوم
1- کیمی آنتونلی (مرسدس) ۱:۳۲.۸۰۳ ، ۷۹ دور
2- اسکار پیاستری (مکلارن) +۰.۰۵۸ ثانیه ، ۸۶ دور
3- مکس ورشتپن (ردبول) +۰.۳۵۹ ثانیه ، ۱۳۹ دور
4- لوئیس همیلتون (فراری) +۰.۶۰۵ ثانیه ، ۷۸ دور
5- لندو نوریس (مکلارن) +۰.۶۵۰ ثانیه ، ۷۲ دور
6- فرانکو کولاپینتو (آلپین) +۱.۰۱۵ ثانیه ، ۱۲۰ دور
7- نیکو هالکنبرگ (آئودی) +۱.۱۸۴ ثانیه ، ۷۳ دور
8- جورج راسل (مرسدس) +۱.۳۰۸ ثانیه ، ۷۷ دور
9- استبان اکون (هاس) +۱.۳۹۸ ثانیه ، ۵۸ دور
10- لیام لاوسون (ریسینگ بولز) +۱.۷۲۹ ثانیه ، ۱۰۶ دور
11- الکس آلبون (ویلیامز) +۱.۷۵۲ ثانیه ، ۱۱۷ دور
12- گابریل بورتولتو (آئودی) +۲.۴۶۰ ثانیه ، ۲۹ دور
13- اولی بیرمن (هاس) +۲.۴۷۶ ثانیه ، ۶۹ دور
14- سرجیو پرز (کادیلاک) +۲.۵۶۶ ثانیه ، ۵۰ دور
15- فرناندو آلونسو (استون مارتین) +۴.۶۸۹ ثانیه ، ۶۸ دور
16- والتری بوتاس (کادیلاک) +۷.۳۹۰ ثانیه ، ۵۸ دور



مقدار باز شدن بال جلو و عقب تا یه اندازه هایی میتونه افزایش عملکرد داشته باشه.باز شدن بیش از حد اولین نتیجش استال هست.بحث مهمتر که وجود داره استفاده راننده از دینامیک فعال هست که در اون بالها فقط روی دو حالت میتونن سوییچ بشن.یکی حالت دانفورس بالا و حالت درگ پایین.بیش از این دو مود وجود نخاهد داشت.دامنه حرکت بالها توسط تیمها مشخص میشه مثلا بال جلو در حالت دانفورس بالا ۳ درجه و بال عقب ۱ درجه باز باشه و روی حالت درگ پایین به اعداد ۸ در جلو و ۶ در عقب برسه که این مقادیر توی ecu قبل از مسابقه ذخیره شده که مهندسان تیم طبق اطلاعات شبیه ساز و تونل باد به خودرو میدن و زوابای بال فقط طبق همون اعداد مشخص تغییر میکنن،دو زاویه برای بال جلو عقب در حالت دانفورس بالا و دو زاویه برای مود درگ پایین.وقتی راننده دکمه یا پدال تغییر بین دو مود رو بزنه این زوایا در بالها عوض میشن.دیگه مثل قبل نیست که بال منعطف باشه و طبق نیرویی که در سرعتهای مختلف وارد میشد به طور پیوسته زوایا تغییر کنن.بنابراین راننده باید اگه نقطه ترمزگیری در پایان مستقیمی مثلا ۱۰۰ متر هست حدودا بیست متر جلوتر بره روی حالت دانفورس بالا تا وقتی به نقطه ترمزگیری رسید بالها ست شده باشن.حالا اگه راننده دیر سوییچ کنه مثلا در ۵۰ متری انتهای مستقیمی،زوایا طبق مقادیر وارد شده در ecu تصحیح میشن و این تصحیح تا انجام بشه و راننده ترمز کنه احتمال خیلی زیاد در ورود به پیچ دچار کم فرمانی میشه و پیچ رو از دست میده.در خروج از پیچ هم باید دوباره در زمان درست به حالت کم درگ برن.حالا راننده اگه اصلا قبل از ترمز دکمه دانفورس بالا رو نزنه چی؟به محض فشار دادن ترمز طبق فرمان ecu بالها به طرف زوایای تعیین شده حرکت میکنن و بالها روی کم درگ باقی نمیمونن چون موضوع ایمنی دیگه درکاره و راننده ممکنه یادش بره سوییچ کنه یا دکمه عمل نکنه و خودرو با حالت کم درگ وارد پیچ بشه که حتما خطر برخورد شدید با خودروها یا دیواره ها وجود داره.در شبیه سازها و تمرینات اینکه چند متر قبل از هر پیچ بهترین حالت برای رسیدن خودرو به بالانس در پیچ یا خروجی معلوم میشه ولی راننده ای که بتونه دیرتر سوییچ کنه به دانفورس بالا و توانایی جمع کردن عقب خودرو داخل پیچ رو داشته باشه میتونه زمان کسب کنه اما تکرار این روش در یک دور دمای دیسکها،باتری,mguk,و مصرف سوخت رو بالا میبره پس فقط برای حمله و دفاع.بال ها دیگه انعطافپذیری خاصی ندارن.فقط مقدار کمی انعطاف دارن تا بخاطر تنش و ارتعاشات و نیروهایی که بهشون وارد میشه دچار شکستگی نشن.بالهایی که چندین سانت منعطف میشدن در سرعت بالا،در قوانین جدید شاید بیش از ۲ یا ۳ میلیمتر انعطافپذیری نداشته باشن.موضوع دینامیک فعال بحث طولانی داره من سعی کردم ساده کلیتش رو در حد اطلاعاتم بگم.
یه چیز ازمطلب بالام یادم اومد که بد نیست بگم.چرا فقط دو مود محدود در اختیار راننده وجود داره و فقط دانفورس بالا و درگ پایین قابل انتخاب هست.دلیلش اینه راننده ها و مهارتشون در کنترل خودرو توی پیچها مشخص بشه.اگه ایرودینامیک هوشمند میشد یعنی مهندسها میتونستن برای هر دور بهترین مقادیر تغییر زوایا رو رو به ecu بدن و با ترمز کردن بالها برای پیچ اول فلان مقادیر،برای شیکین ۲ فلان مقادیر و بقیه پیچها مشخص میشدن مهارت راننده دیگه نقشی در کنترل خودرو نداشت.خودرو تبدیل میشد به چیزی مشابه هواپیما و این دیگه رقابت بین راننده ها نبود.حالا اگه مثلا پنچ مود برای راننده قابل انتخاب بود چی.مثلا حالت پیچهای سریع،پیچهای سرعت متوسط،پیچهای کند،ترمز نگهانی،درگ پایین برای مستقیمی.اینکار دیگه کنترل هوشمند نبود هم راننده با انتخاب های درست زمان بهتری کسب میکرد.ولی اشکال این قضیه اینه که تیمهای بزرگ با ابزارهای دقیقتر در تونل باد و شبیه ساز و مهندسان ایرودینامیک برتر،مقادیر بهینه تری برای هر پیچ پیدا میکردن و اختلاف شدیدتر با تیمهای معمولی ایجاد میشد و هم ستاپ کردن خودرو در طول هفته اهمیت کمتر پیدا میکرد.الان میتونن یه ستاپ پایه با توجه به سبک راننده و شرایط محیط و پیست انجام بدن بقیش به عهده رانندس.همه چیز هم در پیچ زوایای بالها نیست و گریپ مکانیکی و انتخاب تایر و سبک راننده و شکل هندسی بالها و کارامدی سیستم تعلیق فاکتورهای مهم هستن ولی با مهارت و هوش راننده در تغییر دو مود و کنترل خودرو در پیچها،لپ تایمها متفاوت میشه.