فرمول یک ایران – در حالیکه فراری فرم خوبی را نشان داده بود، اما موفق به کسب پول پوزیشن نشد و کارلوس ساینز با اشتباهی که در پیچ 9 انجام داد پول را از دست داد و مکس ورشتپن موفق شد تا در رده اول تعیین خط قرار گیرد. در این مقاله سعی شده بیشتر در این مورد صحبت کنیم که دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
پیرلی در اینجا از ترکیب C5 خود (نرمترین ترکیب) نقش تعیین کننده ای را در مرحله تعیین خط گرندپری استرالیا بازی کرد.
فاصله 27 صدم ثانیه ای مکس ورشتپن نسبت به کارلوس ساینز، در واقع نشان دهنده سرعت خوب فراری در این پیست است. متاسفانه یا خوشبختانه بسته به وضعیت طرفداری شما، کارلوس ساینز در پیچ شماره 9 اشتباهی را مرتکب شد که اگر مرتکب نمی شد به احتمال خیلی زیاد در رده اول قرار می گرفت. اما نمی شود الزاما گفت که ساینز این اشتباه را مرتکب شد، بلکه نحوه کار ماشین ردبول و فراری با تایر C5 متفاوت بود.
روز جمعه، ردبول روی تایر C5 عملکرد خوبی نداشت. مکس ورشتپن متوجه شد بسته به تنظیمات بال جلو یا باید در سکتور یک کم فرمانی داشته باشد، یا بیش فرمانی های لحظه ای در پیچ های سرعتی 9 و 10. سرجیو پرز هم چنین احساسی را داشت. مکس در تمرین یک، روی خروجی پیچ ده، به کفی خود آسیب زد که باعث تعویض قطعات و تاخیر 20 دقیقه ای برای شروع تمرین دوم وی شده بود.
در حالی که هنوز نقطه درست تنظیمات پیدا نشده بود، اما یک انتقاد شامل یک نکته حیاتی از طرف رانندگان ردبول شده بود، مکس و چکو هر دو به نکته ای مشترک اشاره کرده بودن:
من نمی تونم توی پیچ های سریع با تایرهای سافت اونطوری که مثل تایرهای مدیوم میرم، برم.
موضوع به ماهیت تایرها برگشت، چیزی که بر همه دیگر نمایان شده بود. اما روی ردبول تاثیر بیشتری داشت تا فراری. احتمالا هنوز مشکل تاخیر در رسیدن به دمای ایده آل در محور جلو برای ردبول وجود دارد.
کم فرمانی زودهنگام ردبول ناشی از این موضوع، سبب شد تا تنظیمات پر چالش این پیست، سخت تر شود. چالش اصلی حرکت از کم فرمانی به بیش فرمانی در دور است. بنابراین استفاده از زاویه فلپ بال جلو برای مقابله با کم فرمانی در اوایل دور فقط باعث بدتر شدن بیش فرمانی های لحظه ای در ادامه دور می شود.
ورشتپن گفته بود که تیم ردبول برای رسیدن به بالانس در کل آخر هفته مشکل داشت و این دقیقا چیزی بود که فراری با آن روبرو نشده بود.
این چیزی است که به نظر می رسد نقطه قوت اصلی فراری باشد. پتانسیل نهایی آن به اندازه ردبول نیست، اما به نظر می رسد خودروی فراری، قابلیت ستاپ و رسیدن به نقطه بالانس راحت تری نسبت به بقیه داشته باشد.
ردبول در روز شنبه با تغییراتی به پیست آمد و سعی کرد از سطح بال عقب کمی کم کند. این موضوع به کم فرمانی اولیه کمک کرد، سرعت مستقیمی بالای ردبول را افزایش و دانفورس خوب ماشین هم بیش فرمانی انتهای دور را کاهش داد. ورشتپن در تمرین سوم به فاصله صدم ثانیه ای سریعترین زمان لکلرک رسید.
این مرحله از این جهت قابل توجه بود که دمای پایین مسیر، کار با تایر C5 را پیچیده تر کرد. رانندگان متوجه شدند که تا زمانی که محور جلو به دمای بالا برسد، محور عقب بیش از اندازه گرم می شود. اکثر آنها بهترین زمان های خود را پس از چندین بار دور زدن، ثبت کردند یعنی درست زمانی که از شر پدیده گِرِینینگ (فکر کنم یبار ویدیو گرفتم در موردش، اگر نگرفتم بعدا یه مقاله می نویسم در مورد مشکلات مرتبط به تایرها واستون) در محور جلو خلاص شوند. اما خب، این مسئله در مرحله تعیین خط با توجه به دمای مناسب پیست، مشکل ساز نشد و دیگر مطرح نبود.
اما بین تمرین سوم و مرحله تعیین خط سه ساعت و نیم فاصله بود و وزش باد شدیدتر شده بود. وزش باد موافق در پیچ های یک و سه سبب افزایش کم فرمانی و وزش باد مخالف در پیچ های سرعتی 9 و 10 سبب افزایش بیش فرمانی شد. اینجا جایی بود که چارلز لکلرک اعتماد خود را نسبت به ماشین از دست داد اما کارلوس ساینزی که حساب شده تر عمل می کند توانست با شرایط بهتر وفق پیدا کند.
چارلز لکلرک در این مورد گفت:
من احساس خوبی نداشتم. در تمرین سوم اعتماد به نفس لازم برای تعیین خط را داشتم. اما امروز اینطور نبود. محور جلو آنقدری که فکر می کردم خوب نبود و در دور آخر خیلی تهاجمی کار کردم که سبب از دست دادن کنترل شد.
کارلوس ساینزی که تازه از عمل جراحی برگشته بود، بیان کرد که فراری مجبور شد صندلی، کمربندها و پدال ترمز را کمی برایش تنظیم کند تا راحت تر باشد اما وقتی که آدرنالین در بدن او جریان پیدا کرد، می توانست دور سریع بزند و خودش باشد.
ساینز به خوبی از شرایط متغیر تایر C5 آگاه بود و خوب رخداد پیش آمده را مدیریت کرد:
من با تایر مدیوم در پیچ های سریع راحت بودم. اما با تایر سافت شما نمی توانید با همان حد اعتماد به نفس رانندگی کنید. ماهیت این تایر برای من بیش از اندازه نرم است. شما نمی توانید یک دور سریع بابت عملکرد ضعیف آن بزنید و در سرعت بالا خوب نیست.
تا لحظه ورودی پیچ 9، او به خوبی پا به پای ورشتپن پیش رفته بود. بیش فرمانی لحظه ای که پیش آمد، نزدیک به 20 کیلومتر سرعت وی را کاهش داد و در نهایت بابت بهم خوردن هارمونی حرکت وی تا پیچ 11، نزدیک به چهاردهم ثانیه اختلاف ایجاد شد. در ادامه او موفق شد که 1 دهم ثانیه دیگر را جبران کند تا نشان دهد رسیدن به پول پوزیشن با خودروی فراری امکان پذیر بود.
کارلوس ساینز در مورد مسابقه می گوید:
فرسایش زیادی روی تایر مدیوم رخ می دهد. تایرهای هارد را هم کسی آنچنان دست نزده است. پدیده گرینینگ روی مدیوم به راحتی شکل می گیرد و ترافیک موجود در پیست نیز برای این موضوع خوب نیست. فکر می کنم میزان فرسایش ما خوب باشد و سرعت خوبی داشته باشیم. امکان نبرد برای پیروزی وجود دارد.


درود بر شما جناب سید علی حسینی
تعریف شما رو توی این سایت زیاد شنیدم
ممنون بابت این مقاله
ممنونم، مردم لطف دارند ❤️
عالی بود واقعا لذت بردم ❤️
حالا شد . مرسی سید جان ، امیدوارم بقیه دوستان با دقت مطالعه کنند تا متوجه بشن چقدر به ستاپ رسیدن کار مشکلی هست نسبت به سه سال قبل . خصوصا از سال قبل و ورود تایرهای جدید این مشکل چند برابر شده . تایرهای جدید برای دماهای مختلف بازخوردهای بسیار متفاوتی ایجاد میکنه که گاها سال قبل دیدیم اگر در زمان ریس دمای پیست تغییر فاحشی نسبت به تمرینات پیدا کنه ، دیتاهای تمرین عملا بلااستفاده و حتی غلط از آب در میان و خیلی وقتها استراتژی ها خصوصا برای فراری جواب معکوس میداد ، فقط تیم استراتژی ردبول و خانم اشمیت با درک درست این شرایط بخوبی از استراتژیهای خودشون سود بردنند . بازم ممنون سید جان منتظر مقالات بعدی و مفیدتان هستیم .
مخلصم، نشد توی اون پست تبریکت رو جواب بدم بنابراین سال نوت هم مبارک❤️
سید جان دستت درد نکنه زحمت کشیدی.
ممنون که ما رو آگاهتر از دیروزمون کردی
چه میکنه این ساینز. اول فصل هم گفتم این پسر این فصل رو آتیشه(کارلوس ایز آن فایر)
تو پست قبلی هم من در این مورد یک کوچولو توضیح دادم که کارلوس ساینز پوش آخر اشتباه داشت و میتونه ناشی از شرایط فیزیکی یا خطای انسانی باشه چون تایم کیو ۲ و کیو ۳ ساینز تقریبا یکی بود و به صورت نرمال راننده در کیو ۳ باید دوسه دهمی بتونه با پوش آخر زمان بدست بیاره
چارلز هم به صورت کلی سریعترین تایم گیر بین راننده هاست روز خیلی بدی داشت و دور آخرش عملا ریسک بیش از حد بود که رده به نوریس باخت
روی کاغذ امکان ۱-۲ فراری وجود داشت و با توجه به سرعت مسابقه ای فراری، استرالیا فعلا اولین جایی که میتونن برنده باشند
با توجه به اینکه پرز پنالتی گرفته و اگه سرعت مسابقه ای فراری به خوبی تمرینات باشه، فراری نیاز داره که چارلز زودتر رده سوم رو بگیره و بتونه در حالت دو به یک مکس رو تحت فشار بزاره تا شاید بعد سنگاپور دوباره فردی به جز مکس برنده مسابقه بشه
تشکر از آقای حسینی عزیز بابت مقاله.
با توجه به اینکه این پیست جز پیست های درجه بالا ترک اولوشن هست باید تایمهای q3 با q2 فرق محسوس میکرد ولی درعمل این گونه نشد.آیا این رو میشه به افزایش میزان باد بعد fp3 و درگیری راننده ها با تایر c5 و همچنین ماهیت نیمه خیابونی(ترکشن پایین لول ۲) اشاره کرد؟ چون بنظر میاد درین پیست یه تضادی بین ترکشن پایین با افزایش دمای پیست و سطح چسبندگی بهنگام هات لپ زدن وجود داره.
سپاس.
اما اگر شرایط پیست مثل تمرین سوم بود احتمالا لکرک پول میزد
خودمم تعجب کردم با شرایط تمرینات پول بین لکرک و مکس بود اما ساینز یه دومی غافلگیرانه زد