فرمول یک ایران – فرمول یک ورزشی جدی است ولی خوب عکاسان کار خودشان را می کنند و تصاویر خنده دارشان را می گیرند، این است سکانس هایی از گرندپری ای در شب، همان گرندپری سنگاپور ، فکر بد نکنید.
این ها لحظاتی است که شاید شما از دستشان داده باشید ولی چشمان تیزبین ما شاهد همه ی آن ها بود.
“اون تهی، نوشتم تو بدها”
“چرا اخه, بیا دست به سینه نشستم, خط بزن الان آقا میاد”
“خخخخ, چی باحالم”
بیاید ماتادور رو به حال خودش تنها بذاریم بریم سکانس بعد…
“حاجی یه فلافل بزنیم؟”
“مسابقه دو ساعته, تحمل فشار اضافی سخته”
“حاجی یدونه فقط”
“باشه فقط کریس (هورنر) نبینه”
“بچه ها هنوزم جا تو تیمتون دارید؟”
“نه, سب میدونی؟ پر شده پستا”
“یه جا فقط نامردا”
“من به هیچ بشر کار نداشتم, هیچکسم منو کار نداشت, اینجا یکه یکه”
“قبلنا میگفتی تو قصه ات یه قهرمانم الان که پیر شدم برج زهر مارم
آدم ول میکنه قهرمان قصشو نه نه تو خودت نرو فس نشو
فقط اینو بدون دلم ازت پر بود حسابی، میخوای اسمه خودتو الگو بذاری
یه درخت پیرو از توو باغ کندی ، حالا چی میخوای اونو تو گلدون بکاری”
“الو, سلام”
“فو فو”
“ع*** مگه مرض داری فوت می کنی؟”
” بی تربیت, اوف بر تو, روح انزو فراری ام”
“اوه, ببخشید انزو جان فکر کردم مزاحمه”
“ببین سب جان, من اینجا تو قبر انقدر رو ویبره ام همسایه ها شاکی شدن, مسابقه ی فردا رو به روح من تو ببرش, هر چی هم آریوابنه گفت گوش نکن”
“تمام تلاشمو می کنم انزو”
“تمام امیدم به توست, پسر بلوند سریع”
واکنش دنیل کویات بعد از این که در تعیین خط هفتم شد.
اوه اوه، ببخشید، بریم سکانس بعدی…
وقتی می فهمی فردا یک مهره…
“بببینید من هر جا برم آسانسور نمیام سوار شم, حیاتون کجا رفته؟”
“سب لوس نکن خودتو”
“به خدا پناه می برم از آسانسور و هر چی هست”
“خدا لعنت کنه این مخترع آیس پک رو, تمام وجود آدم رو میکشه تا تموم شه.”
برنی در بیانیه ای بیان کرد که ویکتوریاز سکرت و فرشته مرشته نمی شناسم.
او گفت:
ما برنی سکرت داریم, جونم بروبچ خوشتیپ
” دستشویی کجاست؟”
نکته ی اخلاقی:
هیچ وقت از موزهای میمون ها بی اجازه برندارید که تارزان رو بفرستن سراغتون.
با توجه به حضور گودزیلا و مارشال در پیست مارینا بی، انتظار می رود که شاهد حضور E.T ،کینک کونگ و یا حتی سمندون در گرندپری مالزی باشیم…
سکانس های این گرندپری نیز به پایان رسید، در پایان جا داره تشکر کنم از همه ی عوامل زحمت کش فرمول یک ایران و شما دوستان که همراه با بودید.
تشکر ویژه ای داریم از آب و فاضلاب شهر مارینا بی، کلانتری 116 مارینا بی، سازمان مدیریت بحران، سازمان ضدجاسوسی سنگاپور و …
منبع نوشته ها: ذهن آشفته ی نویسنده

















?????
داستان اسانسور چیه؟!
یه کلیپی درست کرده بودن که یه آقایی با خانم سوار آسانسور نشد و از پله رفت، از ترس اینکه تو آسانسور افکار و اعمال شیطانی انجام بده : ))))))))))
کلیپش رو نداری
از این مطلب 3 چیز رو فهمیدیم
اول فتل اشتباه خیلی بزرگی کرد رفت فراری
دوم انزو فراری مث بید داره تو گور میلرزه و شاید بصورت مومیایی بیاد استراتژیست های فراری رو خفه کنه
سومیش ک از همه سخت تره اینه ک فردا باید بریم مدرسه???????????
واقعا مدرسه خر است .
عالی:)))
خخخخخخ دمتون گرم