فرمول یک ایران – اکسل لافلام به یاد می آورد زمانی را که به آرامی هر حرف حروف الفبا را برای مادرش میخواند و به او نگاه می کرد تا لحظه ای را ببیند که مادرش به او چشمک می زند، یعنی که او به حرف درستی رسیده است و منظور مادرش را درک کرده است.

این تنها روشی بود که ستاره در حال رشد موتوراسپورت می توانست با با مادر محبوبش، بلر در دوران کودکی ارتباط برقرار کند. مادر اکسل پس از نبردی سخت با بیماری اسکلروز، تا پیش از آنکه اکسل به سن 10 سالگی برسد، قدرت گفتار و حرکت خود را از دست داد.

خاطرات این دوران و سختی هایش همیشه با اکسل باقی می ماند و باعث انگیزه و اشتیاق وی در راه موفقیت در موتوراسپورت می شود، جایی که تمامی آکادمی های رانندگی و افراد برجسته از اکسل به عنوان مکس ورشتپن بعدی مسابقات اتومبیلرانی یاد می کنند.

این اکسل شجاع و دلیر پس از آنکه پدرش هنگام دو سالگی وی آنها را ترک کرد، در خانه دولتی با مادرش زندگی می کند و از او مراقبت می کند. بلر پس از مرگ مادرش در ماه نوامبر سال پیش از او به عنوان بزرگترین حامی خودش یاد می کند و قول داده است که تمام تلاشش را می کند تا به موفقیت در موتوراسپورت برسد و تمام دستاوردهایش را به مادرش تقدیم می کند.

حال اکسل 17 ساله با استعداد ذاتی و خالص خودش از تمامی راننده های جوان هم دوره خودش پیشی گرفته و قهرمانی کارتینگ را بدست آورده و حال حامیان مالی قدرتمندی را برای خودش دارد تا بتواند در فرمول ای مسابقه دهد. ولی او حال می گوید که کام موفقیت وی با مرگ مادرش برایش تلخ شده:

این وظیفه من بود که به روی لبان مادرم لبخند را نقش ببندم. مادر من یک انسان فوق العاده بود و در نهایت شجاعت و شرافت با بیماریش روبرو شده بود. من می خواهم که به مانند وی هم در موقعی که در پیست هستم و هم موقعی که نیستم رفتار کنم.

وقتی که در پیست هستم دلم برایش خیلی تنگ می شود ولی این دل تنگی برایم خوب است. من(با این حس) احساس شکست ناپذیر بودن را دارم. مادرم یک سال پیش از آنکه من به دنیا بیایم به این بیماری مبتلا شد و این به آن معنا بود که او باید قرص های سنگینی را مصرف می کرد. او هیچوقت باور نداشت(که با وجود این بیماری) می تواند فرزندی را به دنیا بیاورد اما او موفق شد و من به دنیا آمدم. قرار نبود که من به دنیا بیایم ولی به هر شکلی که بود من پا به جهان گذاشتم.

اکسل لافلامه

اکسل لافلام

اکسل اعتراف می کند که دوران کودکیش تا سن هفت یا هشت سالگی هیچ تفاوتی با هم دوره ای هایش نداشت:

من یادم می آید که کمی سردرگم بودم در آن دوران، مادران دوستانم همه در تکاپوی انجام دادن فعالیت هایی بودند و مادر من نه. با خودم فکر می کردم که “یک جای کار می لنگد”. پدرم لوک؛ وقتی که من دوسال بودم، من و مادرم را ترک کرد و این دیگر وظیفه من بود که لبخند به لبان مادرم بنشانم. مادرم خیلی خوش رو بود. او صدایش را وقتیکه من سه سال داشتم از دست داد و پس از آن سخت بود چونکه من باید (حرف هایی که مادرم می خواست بزند ولی صدایش در نمی آمد) را ترجمه می کردم. من در حروف الفبا جستجو می کردم و وقتیکه به حرف درست می رسیدم او چشمک می زد، البته گاهی اوقات هم مادرم با من شوخی می کرد در این مسئله و فریبم می داد.

اکسل، پدربزرگی داشت که وقتی او چهار سال سن داشت او را به دنیای موتوراسپورت معرفی کرد:

پدربزرگ همیشه حواسش به من بود و باید مطمئن می شد که من درست تربیت می شوم. او نقش فوق العاده مهمی را در رشد و تربیت من داشت.

این پدربزرگ اکسل بود که برای او اولین ماشین را در سن چهار سالگی خرید؛ یک ماشین زرد کوچک، او سپس اکسل را پس از مدتی به کارتینگ برد:

هر بار که من به آن ماشین فکر می کنم، یک خاطره خوبی در دلم زنده می شود. یکی از پرستاران مادرم به من کمک کرد تا باله عقبی را برایش بسازم. من همینطور کلی ماشین های اسباب بازی و همینطور وسایل مربوط به مایکل شوماخر را داشتم. وقتیکه چهار سالم شده بود، در خانه کوچکمان در حال تماشای مسابقات فرمول یک بودم.

با گذشت دوران و افزایش سن الکس و همینطور رشد بیماری مادر او، او در مدرسه مورد آزار و اذیت و تمسخر قرار می گرفت و مسابقه دادن برایش به معنای فرار از این داستان ها بود:

وقتیکه 10 سالم شد، مادرم شدیدا مریض بود. وقتیکه دیگر کاملا قدرت صحبت کردنش را از دست داد دیگر اوضاع خیلی سخت شده بود. بنابراین مسابقه دادن برایم به معنای رهایی بود.

من کاسکت خودم را بر سرم می گذاشتم و تمرکز می کردم روی چیزی که به آن علاقمند بودم. اگر مسابقه دادن نبود، اوضاع روانی برایم شدیدا سخت می شد. تمام نگرانی هایم در پیست از بین می رفت، گویی من در پیست فقط تمرکز می کنم و سریع میرانم.

اکسل لافلامه

اکسل لافلام

پدربزرگ وی، ریچارد که مالک یه کمپانی کفپوش سازی بود، آنقدری پول جمع کرد که توانست یک خودروی کارتینگ هوندا کدت اکتاو آبی رنگ برای اکسل بخرد و اکسل اولین پیروزی خودش را با آن در پیست رای هوس در هارتفوردشایر در سال 2011 به دست بیاورد:

من بلافاصله عاشق فضای مسابقات شده بودم. حس خوبی بود رهایی از آن همه کودکان قلدری که در محل زندگیمان بودند (و مرا مورد تمسخر قرار می دادند.) من و پدربزرگم جز فقیرترین افراد حاضر در پیست بودیم ولی با این موضوع کنار آمده بودیم و سعی می کردیم که با هر چه که داریم تا هر زمانی که می توانیم زنده بمانیم.

اکسل زمانی توجهات را به خودش جلب کرد که در سال 2018 یکی از فوق العاده ترین پیروزی ها را در مسابقات کارتینگ قهرمانی بریتانیا کسب کرد آن هم به این شکل که او مسابقه را از جایگاه 27 ام شروع کرد و در نهایت توانست با 5 ثانیه اختلاف نسبت به نفر دوم به پیروزی مسابقه برسد. یک حاشیه امن فوق العاده زیاد آن هم در دنیای فوق العاده رقابتی جوانان کارتینگ! او در این مورد می گوید:

وقتیکه شما از جایگاه آخر(مسابقه) را شروع می کنید، شما دیگر چیزی را برای از دست دادن ندارید. در اولین برخوردم کابل گاز از کاربراتورم کنده شد و محافظ زنجیر نیز از جایش در آمده بود. پدربزرگم گفت که دیگه وقت آن رسیده که اینجا را ترک کنیم ولی من به گونه ای رفتار کردم (به او این باور را دادم) که ما باید به تلاش کردنمان ادامه دهیم!

افراد قدرتمند و مشهور در دنیای اتومبیلرانی پس از پایان این مسابقه از نام اکسل باخبر شدند و پیگیر وضعیت او شدند. از جمله حضور مدیر پیشین ارتباطات مکلارن مت بیشاپ.
مت بیشاپ بلافاصله بیان کرد که:

شما همیشه می توانید تفاوت بین رانندگان جوانی را که فقط به خاطر این در مسابقات حضور پیدا می کنند تا خواسته های پدر فوق سرمایه دارشان را برآورده کنند و رزومه حضور در مسابقات اتومبیلرانی را نیز به تالار افتخارات خانواده بیافزایند با رانندگان جوان فوق العاده سریعی که سطح زندگی صفری دارند ولی با تمام وجودشان متعهد به راندن ماشین کارت خودشان هستند را ببینید.

برای این افراد(که طوری رانندگی می کنند که گویی چیزی برای از دست دادن ندارند) مسابقه دادن به معنای پیروزی یا شکست است. هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست. بهترین رانندگان جهان همیشه این ویژگی را دارند. مکس ورشتپن چنین ویژگی را در فرمول یک مدرن دارد و اکسل جوان نیز همین. او همیشه تخت گاز است. در کل مسابقه!

مکس ورشتپن - مکزیک 2018

مکس ورشتپن – مکزیک 2018

اکسل در مورد نحوه مسابقه دادنش می گوید:

من فکر می کنم که مردم از تماشای مسابقات من لذت می برند به این خاطر که من سبقت های زیادی را می گیرم و شدیدا هم تهاجمی رانندگی می کنم. برای من شخصا موضوع به همین سادگیست که از خودم می پرسم: که چقدر بیشتر در هر مسابقه می توانم پیشتاز باشم؟

اکسل فعلا در رشته کارشناسی مهندسی موتوراسپورت نیز تحصیل می کند و ذره ذره وجودش پر شده است از حس مسابقه دادن، در واقع او حتی موقعی که مسابقه نمی دهد سعی در نقاشی و طراحی مسابقات را دارد. خیلی از بزرگان باور داند که او می تواند تبدیل به یکی از اسطوره های این ورزش شود به خاطر استعداد سرشارش ولی از لحاظ مالی وضعیت نگران کننده ای دارد که ظاهرا حامیان مالی برای وی در رقابتهای فرمول ای پیدا شده اند:

حضور در فرمول ای برایم واقع بینانه تر است، (به این خاطر که) بیشتر به اهداف حامی مالی خودم نزدیک است و من نیز فرصتی بزرگ در مورد شرکت کردن در آن می بینم. من می خواهم که قهرمان هر رقابتی که می خواهم وارد شوم باشم. فرمول ای می تواند فوق العاده باشد.

مادر اکسل در سال گذشته از دنیا رفته و اکسل نیز در تمام مدت در کنار وی بوده است:

من می دانم که او می خواست که من برای رویایی که دارم تلاش کنم. من مصمم هستم که این کار را به خاطر او و تمام افرادی که می خواهند من به موفقیت برسم انجام دهم.

17 دیدگاه

    • |ZXE-LECLERC16|

      9

      0

      موتو2:ناگاشیما با گرفتن پیشتازی از بالداساری مسابقه را برد
      لوکا مارینی که مدت زیادی پیشتاز بود در چند دور پایانی افت رتبه پیدا کرد و در دور آخر با یک هایساید از رتبه دهم به DNF رفت…
      لورنزو بالداساری و انیا باستیانینی دوم و سوم شدند
      جو روبرتز هم که ار رده پول پوزیشن مسابقه را شروع کرده بود چهارم شد
      🙂

  1. alonso87

    15

    2

    😢😢😢واقعا اون مکس ورشتپن که با لطف پدر راه چنساله رو یک شبه طی کرد با این پسر نمیشه مقایسه کرد امیدوارم این پسرو تو فرمول یک ببینیم خیلی زود

    • pejman

      3

      2

      شما فکرم نکنی به جایی بر نمیخوره یه مقایسع اماری بین مکس و چارلز بکن میفهمی سخت در اشتباهی
      هرچند بعد رفتن لوییس اختمالا راننده مورد علاقم مکس باشه نه چارلز اما از واقعیت نباید دور شد و فعلا تا لوییس هست به مسی دیگه فکر نمیکنم گرچه منتظر دیدن عملکرد راسل با یه ماشین رقابتی برای انتخاب راننده محبوی نسل جدیدم هستم

  2. mazroid7

    16

    3

    هیچ شباهتی به مکسی نداره که بخاطر باباش مسیر طولانی رسیدن به فرمول یک رو دور زد و یه شبه راه چند ساله رو طی کرد.

    این بیچاره که تو زندگیش فقط سختی کشیده از پدرش که ولش کرده تا مادرش که بیمار بوده و اونم فوت کرده

  3. Amin

    3

    10

    والا هیچ ربطی ب مکس نداره
    زندگی نامه دیگر راننده ها فرمول یک رو خیلی بلد نیستم اما شاید تنها شباهت این پسر ب راننده های فعلی فرمول یک فقط مسابقه ای هستش ک از آخر شروع کرده و اول تموم کرده
    ک شبیه لوییزه
    البته زندگیشون شبیه ب هم نبوده

  4. Shitil

    7

    0

    سید، قرار نبود اشک ما رو دربیاری!
    امیدوارم این پسر به دنیا ثابت کنه پول در مقابل تلاش و پشتکار هیچی نیست!
    عاشق آدمای خود ساخته هستم مثل سرجیو پرز و البته استبان اکون

    • pejman

      1

      3

      مثه لوییس که ختی سال ها مدیر برنامش پدرش بود و با چند شیفت کارکردن پدرش تونست مسابقه بده و حتی با لباس (کت) قرضی تو مراسم رانندگان برتر انگلیس شرمت مرد

  5. ayyub#5

    6

    3

    این که از نظر ساپورت پدری شبیه مکس نیست به کنار، اصلا مقایسه هر راننده ای با ورشتپنی که هنوز هیچ افتخاری نداره خنده آوره، اگرم قراره مقایسه ای انجام بشه، با بزرگان هر رشته ای باید باشه، عقلانی تره قطعا…

  6. Ali seb

    0

    0

    خیلی سخته که پدرش تو 2 سالگی ترکش کرده و مادرش به دلیل بیماری فوت کرده
    البته اینجور افراد آدمای خود ساخته میشن و به راحتی از پا درمیان
    امیدوارم بتونه موفق بشه و به هدفش برسه
    درضمن : مسابقه موتو 3 رو هم آلبرت آرناس (موتور سوار مورد علاقه خودم) برد

  7. pejman

    0

    0

    براش ارزوی موفقیت و پیروزی میکنم امیدوارم یه قهرمان رکوردشکن بزچدی تو فرمول یک ببینیم کاش فرمول ای نمیرفت و میرفت فرمول ۳ یا فرمول ۲ فکر کنم اونجوری راخت تر میومد تو فرمول یک هرچند که فرمول ای داره بیشتر توبورس قرار میگیره اما فکر میکنم کسی توش بره گیر کنه و نتونه بره سمت فرمول ۱ براحتی

دیدگاه خود را بیان کنید