فرمول یک ایران – اگر از طرفداران مسابقات فرمول یک باشید، حتماً از اتفاقات سال ۲۰۰۷ و جاسوسی اطلاعات از فراری چیزهایی شنیدهاید. شاید دانستن جزئیات و اتفاقات درونی این ماجرا پس از حدود ۹ سال خالی از لطف نباشد ؛
برای درک بهتر ماجرا بهتر است ابتدا به مطالعه ی دو قسمت قبل بپردازید.
در اوایل ماه جون 2007، سکوت منزل کافلن با ورود گروهی از بازرسان، وکلا و متخصصین کامپیوتر بر هم خورد. آنها از کافلنها بازجویی کردند و منزلشان را در جستجوی 2 سیدی از اسناد فراری، و همچنین کامپیوتر، تلفن موبایل، کارتهای حافظه ، حافظههای یواسبی و دیگر وسایل تفتیش کردند.
مکلارن کافلن را معلق کرد، و فراری خبر داد که استپنی را اخراج کرده. روز 4 ماه جولای، فیا اعلام کرد که تحقیق و وارسی را آغاز کرده و رسوایی تیتر رسانههای بینالمللی شد.
استپنی اما حالت تهاجمی به خود گرفت و یک مصاحبه مطبوعاتی با گروهی از روزنامهنگاران انگلیسی ترتیب داد و به آنها گفت:
“من هیچ اطلاعی ندارم که مایک کافلن آن اسناد را از کجا آورده، و هیچ ایدهای ندارم که اصلاً چه چیزی را قراراست داشته باشد.
من مطلقاً کپی کردن یا فرستادن چنین اسنادی را به کافلن تکذیب میکنم. قبول دارم که به نظر میرسد من این کار را کردهام، اما داخل فراری اتفاقاتی در حال افتادن است.”
وی اصرار داشت که آن اسناد را بهصورت مشروع در اختیار داشته و آنها را برای کارش در شبیهساز مسابقه لازم داشته.
استپنی ادعا کرد که پس از کشف اسناد و پودر، مورد جاسوسی و هتک حرمت قرارگرفته و مورد تعقیب واقعشده. حتی مدعی شد که زندگی خود و خانوادهاش نیز درخطر است و چارهای جز خروج از ایتالیا ندارد.
او اصرار داشت که فراری به خاطر اینکه وی تمامی اسرار فراری را میداند، قصد دارد او را بدنام و بیاعتبار کند. استپنی اصرار داشت:
“فراری وحشت دارد، چراکه آنچه من در ذهن دارم ارزشمند است. من تمام اسرار 10 سال گذشته را میدانم، که مباحثههای زیادی هم در این مدت اتفاق افتاده.”

وی بعدها نیز چیزی از این اسرار نگفت و ادعا داشت که تمامی آنها را در کتابی که مدتها برای چاپ آن در جستجوی ناشر بود، مکتوب کرده. ناشر این کتاب که قرار بود در سال 2012 این کتاب را منتشر کند، توسط منابع نامعلومی تحتفشار قرارگرفته و از این کار انصراف داد.
در گرند پری انگلیس در سیلورستون، 8 جولای، کیمی رایکونن از فراری برنده مسابقه شد و رانندگان مکلارن، فرناندو آلونسو و لوئیس همیلتون دوم و سوم شدند و مکلارن با 128 امتیاز در صدر جدول تیمی و فراری با 103 امتیاز دوم بود. اما رسوایی در حال گسترش بود و خوشحالی مکلارن را تحت تأثیر قرار داده بود.

ران دنیس پس از مسابقه به مطبوعات گفت:
” من با این تیم زندگی میکنم و نفس میکشم، امکان ندارد هیچوقت اتفاق نادرستی در تیم ما بیفتد.”
کمی پس از بازگشت وی به ساری، بازرسان فیا و متخصصین کامپیوتر به مرکز فنّاوری مکلارن سرازیر شدند و با 20 نفر از مهندسان مصاحبه کردند و به 22 کامپیوتر شخصی اعضای تیم مکلارن دسترسی پیدا کردند و 4/1 ترابایت از اطلاعات ذخیرهشده در سیستم کامپیوتر مرکزی مکلارن را بازیابی کردند.
ران دنیس به امید اینکه بیگناهی مکلارن را اثبات کند، و برای اثبات اینکه اطلاعات فراری فقط بهوسیله یکی از کارمندان دغل مکلارن و برای پیدا کردن شغل بهتر دریافت شده، به تیمش دستور داده بود که با بازرسان فیا حداکثر همکاری صورت بگیرد.
در 26 جولای، شورای جهانی ورزشهای موتوری (WMSC: World Motor Sport Council) اعلام کرد که مکلارن قوانین ورزشی بینالمللی را نقض کرده. اما همچنین اعلام کرد که به نظر میرسد اطلاعات دزدیدهشده محدود به کافلن بوده و همه تیم را جریمه نکرد.
اما فراری دستبردار نبود. فراری مرجع ذیصلاح ورزشهای موتوری ایتالیا را وادار به درخواست تجدیدنظر کرد. دنیس خشمگین شده بود و به رییس مرجع ذیصلاح ورزشهای موتوری ایتالیا نوشت:
“نتیجه مسابقات قهرمانی باید در مسیر مسابقه معلوم شود، نه در دادگاه یا مطبوعات.”
و سؤالی که دنیس و دیگران بعداً میپرسند این است که چرا مکلارن باید به خاطر اعمال یکی از کارکنانش جریمه شود، درحالیکه فراری، باوجوداینکه کارمند خودش بوده که این اطلاعات را رد کرده، جریمهای دریافت نکند.
هنگام گرند پری مجارستان در هفته اول ماه اوت، حال و احوال دنیس رو به بهبود بود. تیمش هنوز در رتبه اول بود، و گندکاری کافلن در حال رد شدن بود.
سپس، در دور تعیین خط، ستاره رو به رشد مکلارن، همیلتون، اجازه نمیدهد همتیمیاش آلونسو (قهرمان 2 فصل گذشته) از وی جلو بیفتد (باوجود دستور از طرف تیم)، آلونسو هم در تلافی، با توقف طولانی در پیت و وقتکشی شانس ثبت آخرین زمان را از همیلتون میگیرد. درنتیجه این عمل آلونسو جریمه میشود و بهجای شروع مسابقه از رده اول، مجبور به استارت از رده ششم میشود. در مصاحبه مطبوعاتی پس از دور تعیین خط، بحث همیلتون و آلونسو بر سر اتفاقات افتاده عمومی میشود.
فردای آن روز، پیش از شروع مسابقه، آلونسو وارد مرکز کنفرانس سیار مکلارن میشود و خشم خود را بر دنیس نشانه میگیرد. آلونسو به این موضوع اشاره کرد که اطلاعاتی دارد که افشای آنها برای مکلارن فاجعه انگیز است. و درصورتیکه دنیس اوضاع را برای آلونسو بهبود ندهد ( اولویت در تیم نسبت به همیلتون)، آنها را در اختیار فیا قرار خواهد داد. این بدترین کابوس دنیس بود: چیزی که آلونسو میگفت بدین معنی بود که نهتنها اسناد فراری فراتر از کافلن به تیم نفوذ کرده بود، بلکه چنان به عمق تیم نفوذ کرده بود که حتی رانندگان تیم نیز به آن دسترسی داشتند.
پس از اشاره آلونسو به ایمیلهایی از یکی از مهندسان مکلارن، دنیس به آلونسو گفت:
بس کن!
پسازاینکه آلونسو رفت، دنیس از رییس ستادش، مارتین ویتمارش (Martin Whitmarsh)، درباره حقیقت داشتن ادعای آلونسو سؤال کرد. ویتمارش به دنیس اطمینان داد که :
“ما در تحقیقاتمان از مهندسین بسیار کامل و جامع عمل کردیم و ادعای آلونسو نمیتواند حقیقت داشته باشد.”
اما دنیس موضوع را رها نکرد. طبیعت باریک بینش به وی این اجازه را نمیداد. بنابراین به مکس موزلی (Max Mosley) رییس فیا تلفن کرد. دنیس و موزلی رابطه خیلی خوبی باهم نداشتند، بااینحال گوشی تلفن را برداشت و موضوع را به او گزارش داد. بعدها در جلسهای با فیا، دنیس دراینباره میگوید:
“من ناراحت و عصبانی بودم، ولی بیشتر ناراحت، مکس من را آرام کرد و گفت که اگر احساس کند آنچه آلونسو گفته صحت دارد، پیش از انجام هر کاری با من تماس میگیرد.”
تقریباً یک ماه بعد، موزلی بدون اینکه دنیس را در جریان بگذارد، نامهای به 3 راننده مکلارن نوشت (آلونسو، همیلتون و دلاروسا) و از آنها خواست که هرگونه اطلاعات فنی محرمانهای از فراری که در اختیاردارند را اعلام کنند.
روز 13 سپتامبر، وکلا و رؤسای هر دو تیم جهت یک نشست فوقالعاده به دفتر مرکزی فیا در پاریس احضار شدند. برای اولین بار تمام مدارک رو شد. فیا نهتنها سابقه 288 پیامک و 35 تماس تلفنی بین کافلن و استپنی را در اختیار داشت، بلکه تعدادی ایمیل از رانندههای مکلارن هم در اختیار داشت که در آنها درباره “خبرچین”شان در فراری صحبت شده بود و درخواست اطلاعاتی از اسناد دزدیدهشده از فراری شده بود.
ایمیل پدرو دلاروسا به کافلن در 21 مارس 2007 :
” سلام مایک، آیا از توزیع وزنی ماشین قرمز خبر داری؟ برای ما مهم است تا بتوانیم آن را در شبیهساز امتحان کنیم. پیشاپیش متشکرم، پدرو. در ضمن من فردا در شبیهساز خواهم بود.”
دلاروسا بعداً تائید کرد که کافلن در پاسخ، جزئیات دقیق توزیع وزنی فراری را از طریق پیامک به وی اطلاع داد.
دلاروسا سپس ایمیلی به آلونسو فرستاد و در آن توزیع وزنی فراری را تشریح کرد. آلونسو همان روز در پاسخ، در ایمیلی که بخشی از آن با تیتر فراری مشخصشده بود، نوشت:
“توزیع وزنیاش منو متعجب کرده، نمیدانم که آیا 100 درصد قابلاطمینان است یا خیر، ولی حداقل توجه را به خودش جلب میکند.”
کمی بعد دلاروسا در ایمیلی به آلونسو اطلاعات دیگری از کافلن را انتقال میدهد و از استفاده فراری از گاز CO2 برای پر کردن لاستیکهایش خبر میدهد و در انتهای ایمیلش میگوید:
“ما باید امتحانش کنیم، خیلی راحت است”
آلونسو هم در پاسخ میگوید
بسیار مهم است که مکلارن این گاز را امتحان کند.
در روز 12 آوریل دلاروسا ایمیلی به کافلن زد:
“سلام مایک، امیدوارم که خوب باشی، آیا میتوانی تا جایی که برایت امکان دارد درباره سیستم ترمز فراری توضیح بدهی … آیا آنها از داخل کابین (کاکپیت) تنظیمش میکنند؟”
کافلن دو روز بعد با تشریح فنی پاسخ داد.
و ایمیل دیگری از یکی از مهندسان ردهبالای مکلارن به دیگری :
“آیا فاصله محورهای فراری عدد دقیقی است؟ آیا از روی عکسها محاسبهشده یا از خبرچینمان؟”
بدترین آنها این ایمیل دلاروسا به آلونسو بود:
“تمام اطلاعات فراری بسیار قابلاعتماد است. این اطلاعات از طریق نایجل استپنی، رئیس قبلی قسمت مکانیکها به دست ما میرسد. نمیدانم در حال حاضر چه پُستی دارد. این همان کسی است که در استرالیا به ما گفت که کیمی (راننده فراری) قرار است در دور 18 مسابقه به پیت برود. او با مایک کافلن، سرطراح ما، خیلی رفیق است و به او گفته.”
اطلاعات و مدارک جدید باعث شد فیا به این نتیجه برسد که اطلاعات و اسناد محرمانه فراری درواقع به دست چندین مهندس و راننده مکلارن رسیده بوده. و نهتنها مهندسین آگاه بودند که آن اطلاعات محرمانه فراری از طریق یک خبرچین در فراری به دستشان رسیده، بلکه آماده میشدند تا از آن اطلاعات به نفع خودشان استفاده کنند، البته درصورتیکه هنوز این کار را نکرده باشند.
موزلی تصمیم فیا را به مکلارن اعلام کرد :
تمامی امتیازهای تیمی مکلارن در فصل 2007 از آنها گرفته میشود.

این بدین معناست که قهرمانی تیمی که مکلارن در صدر جدول آن بود، ازدسترفته بود. و سپس جریمه نقدی : 100 میلیون دلار، بیشترین جریمه در تاریخ فرمول یک. و در آخر شرمآمیزترین آنها برای مکلارن این بود که یک نماینده (یا گروه نمایندگان) فنی برای بررسی ماشین 2008 مکلارن فرستاده شود تا تعیین کند که آیا از اطلاعات محرمانه فراری در آن استفاده شده یا خیر.
سؤالی که مطرح میشود این است که مکلارن دقیقاً چه چیزی از استپنی دریافت کرد؟ البته این موضوع قابلبحث است. مکلارن به اطلاعات محرمانه و داخلی فراری درباره استراتژی توقفها، مسائل مالی، کارمندان و دیگر مواردی دسترسی پیداکرده بود که میتوانست در یک مسابقه، تا چند ثانیه به نفعش باشد. چراکه اگر شما از استراتژی تیم رقیب خبر داشته باشید، بدون اینکه آنها از استراتژی شما باخبر باشند، این موضوع کاملاً به نفع شما خواهد بود.
همچنین اطلاع از طرح آئرودینامیک ماشین به مکلارن این امکان رو میداد تا متوجه بشود فراری چه دانفورس و دِرَگی را در حالتهای مختلف تنظیم بالهها و ارتفاع ماشین به دست میآورد. دانفورس و دِرَگ همیشه در فرمول موضوع بسیار مهمی بوده است و معمولاً افزایش دانفورس باعث افزایش دِرَگ هم میشود، افزایش دانفورس باعث فرمانپذیری بهتر میشود، اما افزایش دِرَگ سرعت نهایی را کاهش میدهد.
دانستن این موضوع که رقیب چگونه این مسئله را کنترل میکند، کمک شایانی برای تنظیم بهتر آئرودینامیک ماشین است و دانستن نقطهضعف حریف در این زمینه میتواند حیاتی باشد.
سؤال دیگری که مطرح میشود، درباره لاستیک و گاز مورداستفاده جهت باد کردن آن است. در سال 2007 همه تیمها باید از لاستیکهای شرکت بریجستون استفاده میکردند.
فراری مدتها بود که از لاستیکهای این شرکت استفاده میکرد، اما مکلارن به لاستیکهای میشلن عادت داشت. دانستن اینکه فراری چگونه از این لاستیکها استفاده میکرد مطمئناً برای مکلارن مفید بود. تا آن زمان مکلارن از گاز نیتروژن جهت باد کردن لاستیکها استفاده میکرد. مکلارن استفاده از گاز CO2 را نیز به پیروی ازآنچه از فراری آموخته بود، آزمود.
اما مقدار قابلتوجهی از اطلاعات کسبشده از استپنی (مانند فاصله محورها و توزیع وزن) قبلاً از راههای مرسوم جاسوسی که همه تیمها استفاده میکنند، بهدستآمده بود.
آیا اطلاعات کسبشده از استپنی برای به دست آوردن برتری مطلق کافی بود ؟
ممکن است اینطور باشد، اما متخصصین بسیاری چنین امکانی را بعید میدانند. واقعیت این است که فراری از این ماجرا دستاورد بیشتری از مکلارن داشت: راهی برای تنبیه مکلارن در انظار عمومی و بهوسیله فیا.
آخرین مسابقه فصل 2007، گرند پری برزیل بود که در 21 اکتبر در سائوپائولو برگزار میشد. قهرمان فصل در این مسابقه مشخص میشد. رانندههای مکلارن در صدر جدول قهرمانی قرار داشتند،
لوئیس همیلتون با 4 امتیاز اختلاف نسبت به آلونسو در رتبه اول قرار داشت و کیمی رایکونن هم با اختلاف 7 امتیاز از همیلتون در رتبه سوم قرار داشت. همیلتون تنها باید در مسابقه رده پنجم و یا بالاتر را کسب میکرد تا قهرمان فصل شود.
اما فراری شکست نخورد. مشکلی در جعبهدنده ماشین همیلتون باعث شد او در مسابقه هفتم شود. آلونسو هم ردهای بهتر از سوم کسب نکرد. زمانی که پرچم شطرنجی به حرکت درآمد، کیمی رایکونن بهعنوان نفر اول از خط عبور کرد و با اختلاف یک امتیاز قهرمانی را نصیب قرمزها کرد.
در میدان شهر مارانلو، صفحهنمایش بزرگی مسابقه را پخش میکرد، و پس از قهرمانی رایکونن، شهر دیوانه شد. اینیکی از مهمترین پیروزیهای فراری در تاریخ بود.
برای فصل 2008، مکلارن به فیا اعلام کرد که هر آنچه حتی شبیه طراحی فراری باشد را استفاده نخواهد کرد. اما لوکا دیمونتزمولو (Luca di Montezemolo)، مدیرعامل شرکت فراری، فراموش نمیکرد:
“هرکسی عنوان قهرمانی را از آن خود کند، یا این کار را با مقداری از فراری انجام میدهد یا با یک فراری کامل، چراکه مکلارن یک فراری نقرهای است.”
جان برنارد میگوید:
“هدف ران دنیس بهترین بودن است. داشتن بهترین تیم، زرنگترین تیم و تمیزترین گاراژ. هرآن چه را که بتواند با صرف هزینهای بیش از دیگران تغییر دهد، انجام میدهد. ولی با تمام این اوصاف، در فصل 2007 بازهم نتوانست عنوان قهرمانی را به دست آورد. بازهم فراری از او پیش افتاد. فراری نهتنها عنوان قهرمانی را از مکلارن گرفت، بلکه توانست با ایجاد یک موقعیت سیاسی، 100 میلیون دلار هزینه برای مکلارن ایجاد کند. فراری، دو بار امتیاز گرفته بود.”
و درنهایت، نمکِ رویِ زخمِ مکلارن این بود که رسواکننده اولیه ماجرا، فردی از دفتر مرکزی فراری در مارانلو نبود، بلکه یک طرفدارِ پر و پا قرص فراری، در حیاط پشتیِ خود مکلارن بود.
لوکا دیمونتزمولو بعد از یکی از مسابقات، در صحبت با طرفداران فراری گفته بود:
“قهرمانی 2007 فراری را به طرفدارانمان تقدیم میکنم که به انصاف در ورزش اعتقاددارند، و به آن آقای انگلیسی محترم که موضوع اسناد دزدیدهشده را برملا کرد، که بدون او امکان روشن کردن یکی از تاریکترین صفحات در تاریخ ورزشهای موتوری، امکانپذیر نمیشد.”
چه چیزی درباره فراری وجود دارد که چنین باعث جذب طرفدارها میشود؟ دنیس هنوز هم به پاسخ این سؤال نزدیکتر نشده.

فراری
پینوشت : نایجل استپنی ظاهراً هیچوقت موفق به چاپ کتابش با عنوان غبار قرمز (Red Mist) نگردید و درنهایت در 2 ماه می 2014 در سانحهای که مشکوک به خودکشی بود از دنیا رفت و اسراری را که ادعا میکرد در سر دارد برای همیشه مدفون کرد.

Nigel Stepney: 1958-2014
ترجمه و تدوین : وحید حقیقی (vahid_haghighi@yahoo.com)

![aaaaaaaaa [DVD (NTSC)]](http://f1iran.com/wp-content/uploads/2016/06/aaaaaaaaa-DVD-NTSC.jpg)


یا ابوالفضل پور عرب؟؟؟؟ این دیگه رسوایی نیست فاجعست ممنون بابت این متن.
#خار_مکلارن
100 ملیون دلار. دهن مکلارن رو سرویس کردن
واقعا اگه فیلمش رو بسازن عالی میشه.حیف که نمیشه وگرنه بهترین داستان رو داره….
کلا خیلی مشکوک بود قضیه.اینکه نذاشتن کتابش چاپ بشه و همچنین مرگ مشکوک