وقتی در فرمول یک خودرویی رقابتی ساختهای و دو رانندهات شانهبهشانه برای قهرمانی جهان میجنگند، همه چیز گل و بلبل نیست.
حالا بحثهایی دربارهی اینکه آیا منصفانه بوده که به لندو نوریس اجازه داده شده تا با استراتژی متفاوت تک پیتاستاپ از اسکار پیاستری جلو بزند و در مجارستان پیروز شود یا نه، شدت گرفته است.
در مرکز این ماجرا، یک تناقض وجود دارد: دادن آزادی به هر دو راننده برای انتخاب استراتژی، از یکسو نشانهی برخورد برابر با آنهاست، اما از سوی دیگر ممکن است به ضرر کسی تمام شود که در نهایت بازنده است.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که بپذیریم هرچقدر هم تیم تلاش کند با هر دو راننده منصفانه برخورد کند، تصمیمهایی وجود دارد که نمیتوانند منافع مکلارن، نوریس و پیاسـتری را کاملاً در یک مسیر نگه دارند.
استلا در پایان سال گذشته گفته بود:
همیشه با رانندههام این موضوع رو مطرح میکنم که این سختترین چیزیـه که قراره توی دوران حرفهمون باهاش روبهرو بشیم.
این تنها چیزیه که نمیتونیم با منافع کاملاً همراستا باهاش برخورد کنیم.
این تضاد منافع، در اتفاقاتی که در مجارستان رخ داد بهخوبی نمایان شد؛ جایی که تلاش تیم برای پیروزی پیاسـتری در نهایت راه را برای نوریس باز کرد تا از فرصت استفاده کرده و برنده شود.
تصمیمات در مجارستان
مکلارن وقتی پیاسـتری را زود به پیت فراخواند تا با آندرکات، چارلز لکلرک از فراری را شکست دهد، هنوز یک پیتاستاپه بودن مسابقه اصلاً بهعنوان یک گزینهی منطقی مطرح نبود.
فرصت برای نوریس زمانی فراهم شد که صدرنشینها برای اولین بار تایر عوض کردند، و حتی در آن زمان هم این استراتژی تازه وقتی به گزینهی قطعی برد تبدیل شد که لکلرک در استینت آخر دچار افت شد و حرکت ماقبل آخر پیاسـتری برای سبقت از نوریس بینتیجه ماند.
با نگاه به گذشته، راحت میشود گفت اگر پیاسـتری هم به استراتژی یک پیتاستاپ متعهد میماند، شاید مسابقه را میبرد. اما این حرف مبتنی بر اطلاعاتیست که در زمان تصمیمگیری در پیتوال در دسترس نبود.
پیاسـتری خودش بعد از مسابقه گفت، در جریان مسابقه، استراتژی یک پیتاستاپ مثل یه قمار بهنظر میرسید و منطقی نبود که رانندهی پیشتاز آنرا انتخاب کند.
او گفت:
فکر میکنم باید یه کاری میکردیم تا لکلرک رو شکست بدیم، چون مشخص نبود که اصلاً سرعت کافی داشته باشیم تا راحت ازش بگذریم و با اون روش مسابقه رو ببریم.
پس یه چیز جدید رو امتحان کردیم. در نهایت کار درستی بود یا نه؟ نمیدونم.
ولی همیشه وقتی ماشین پشتی هستی، راحتتره که اون ریسک رو بکنی. برای لندو تقریباً چیزی برای از دست دادن نبود اگه با استراتژی یک پیتاستاپ پیش میرفت. برای من، شاید چرا.
برابری استراتژیک
اگر در مجارستان جای رانندهها عوض میشد و نوریس جلوتر از پیاسـتری بود، به احتمال زیاد مکلارن گزینهی استراتژی تک پیتاستاپ را به پیاسـتری هم پیشنهاد میداد. در واقع این همان تلاشی است که تیم برای برقراری برابری میان دو راننده انجام میدهد.
در واقع، امسال چندان هم بیسابقه نبوده که رانندهی دوم مکلارن امکان امتحان مسیر متفاوتی در استراتژی را داشته باشد تا شاید شانس پیروزی داشته باشد.
در اتریش، استینت اول پیاسـتری طولانیتر شد تا در مراحل پایانی مسابقه، لاستیکهای تازهتری در اختیار داشته باشد.
در گرندپری بلژیک، نوریس پس از تعویض به لاستیک خشک، سراغ ترکیب هارد رفت، در حالی که پیاسـتری لاستیک مدیوم را انتخاب کرد.
و در مجارستان، این تفاوت استراتژی به شکل افراطیتری خودش را نشان داد، در قالب نبردی میان تک پیتاستاپ و دو پیتاستاپ.
گاهی این تفاوتهای استراتژیک جواب میدهند (مثل مجارستان) و گاهی نه (مانند اتریش و بلژیک).
بنابراین تعیین خط دقیق بین آنچه منصفانه است و آنچه نیست، کار سادهای نیست.
انتخابی برای آینده
در ادامه، انتخابی که مکلارن باید برای حفظ برابری کامل انجام دهد — و این تصمیم باید با توافق هر دو راننده همراه باشد — این است که آیا آزادی استراتژیک همچنان حفظ شود، بهویژه با نزدیکتر شدن مبارزهی قهرمانی؟
آیا هر دو راننده باید استراتژی مشابهی داشته باشند؟
آیا خودروی دوم نباید اجازهی انتخاب متفاوتی داشته باشد؟
یا اینکه باید هر دو راننده آزاد باشند تا بر اساس شرایط مسابقه، بهترین تصمیم را برای خودشان بگیرند؟
تنها در صورتی که این گفتگوها صریح و شفاف مطرح شوند — و قوانین تعامل از قبل مشخص باشند — مکلارن میتواند واقعاً اطمینان داشته باشد که هر دو راننده برخورد برابر دریافت میکنند.
درسهایی از گذشته
نگاهی به آخرین رقابت درونتیمی برای قهرمانی فرمول یک، بین نیکو روزبرگ و لوییس همیلتون در مرسدس، نشان میدهد که ابتدا تیم اجازهی تفاوت در استراتژیها را نمیداد.
استراتژیها از قبل تعیین میشدند و حتی در روزهایی که مشخص نبود کدام مسیر بهتر است، امکان انحراف وجود نداشت.
این تصمیم در برخی موارد باعث نارضایتی رانندهها شد (مثل زمانی که در برزیل ۲۰۱۵، به همیلتون اجازهی تغییر استراتژی برای شکست دادن روزبرگ داده نشد) و حتی باعث از دست رفتن پیروزیها شد (مثلاً وقتی تیم تصمیم به تقسیم استراتژی نگرفت و راه را برای برد سباستین فتل از فراری در مالزی ۲۰۱۵ باز کرد).
حتی زمانی که استراتژیها آزاد شدند — مثل مجارستان ۲۰۱۴، زمانی که روزبرگ از جلو مسابقه را آغاز کرد و با سه پیتاستاپ پیش رفت در حالی که همیلتون پس از حادثه در تعیین خط با دو پیتاستاپ و از پشتصف شروع کرد — این اختلاف استراتژی منجر به جنجال شد چون باعث شد موقعیتشان در برابر یکدیگر به خطر بیفتد.
روزبرگ در همان زمان درباره امکان تفاوت در استراتژیها گفته بود که شخصاً علاقهای به آن ندارد:
این کار رو انجام میدن چون استراتژیها خیلی بههم نزدیکن و مطمئن نیستن کدوم بهتره.
ولی شخصاً از این خوشم نمیاد، چون یه افزودنی مصنوعی به رقابتمونه، و بعد از اون دیگه یه نبرد منصفانه نیست، برای یکی از ماها. پس ازش خوشم نمیاد.
ولی اینطوریه دیگه. ما داریم برای مرسدس مسابقه میدیم و اولویت اول، برد برای مرسدسه.
هر وقت لازم بدونن این کار رو میکنن، و این برامون روشنه، پس قبولش داریم تا مطمئن بشیم که تیم میبره.
پیشگیری، کلید برابری
اینکه مکلارن از پیش درباره مشکلات احتمالی فکر کرده و همواره به پیاسـتری و نوریس شفاف اعلام میکند که چگونه تصمیمگیری میشود، در نهایت تعیین میکند که این رقابت تا چه حد منصفانه خواهد بود.
استلا زمستان گذشته گفته بود که در مواجهه با چنین تضاد منافعهایی، گفتوگوی مستمر ضروری است تا همه درک مشترکی از شرایط داشته باشند:
نمیتونید فقط با گفتن اینکه “یه گفتوگوی خوب داشتیم” این رو حل کنید.
باید گفتوگوهای زیاد و خوبی داشته باشید، و واقعاً باید جلوتر از ماجرا باشید، چون میخواید تا حد ممکن پیشگیرانه عمل کنید تا ببینید چه چیزهایی ممکنه توی پیست اتفاق بیفته.
به همین دلیل، استلا احساس نمیکند که پس از آخر هفتهی مجارستان، تیم نیاز به بازنگری اساسی در نحوهی برخورد با استراتژیها داشته باشد.
روزهایی مثل مجارستان — زمانی که شرایط مسابقه باعث میشود انتخاب استراتژی درست مشخص نباشد و یک قمار جواب بدهد — احتمالاً باز هم رخ خواهند داد.
اما قضاوت درباره انصاف، نباید بر اساس نتیجهی تصمیمات در بعدازظهر یکشنبه باشد؛ بلکه از این اطمینان حاصل میشود که هر دو راننده کاملاً روشن میدانند چه تصمیماتی قابلاتخاذ هستند.
استلا در شب مسابقه گفت:
ما بهعنوان مکلارن ریسینگ، میخوایم مسابقهای عالی به فرمول یک ارائه بدیم. میخوایم به هر دو رانندهمون این امکان رو بدیم که استعدادشون رو بروز بدن، دنبال آرزوهاشون برن، موفقیت شخصیشون رو دنبال کنن و این باید در چارچوب منافع تیم، انصاف، روحیهی ورزشی و احترام متقابل اتفاق بیفته.
برای من، این همون چیزیه که میبینم. استراتژیهای متفاوت و گزینههای مختلف بخشی از مسابقهست.
فکر نمیکنم هیچکدوم از رانندهها غافلگیر شده باشن. تا اینجا فقط میتونم از نحوهی درک لندو و اسکار از شیوهی مسابقه دادن تیمیمون خیلی قدردانی کنم، و مطمئنم این روند تا آخر فصل ادامه خواهد داشت.




لندو راننده وفادارتری از اسکار هست
شاید به همین خاطر هست که مک لارن هوای لندو رو بیشتر داره
اسکار اولین پیشنهاد خوبی که بهش برسه ، تیم رو ترک میکنه اما حس میکنم لندو برای ۶ یا ۷ سال دیگه هم مک لارن میمونه
آقای لندو ، آقای لندو ، آقای لندو ،
یا حالا یا هیچ وقت .
بشخصه اگه بخوام بین دوتا راننده مک لارن انتخاب کنم ، دوست دارم که نوریس قهرمان بشه
نوریس راننده با اخلاق و دوست داشتنی است و لیاقت قهرمانی رو داره
حس میکنم مک لارن هم کمی به سمت لندو تمایل بیشتری داره تا پیاستری
هیچ کدوم راننده های برتر گرید نیستن.
ولی به نظرم اسکار راننده کم اشتباه تریه.
اگه یکم تو انتخاب استراتژی بهتر عمل می کرد فاصله بیشتر هم میشد( حالا یا خودش انتخاب بکنه یا تیم نمی دونم).
اینم فراموش نکنید که لندو نوریس هفت ساله تو مک لارنه.
داشتن دو راننده هم سطح نهایتا به جدایی یکیشون ختم میشه که قهرمانی این فصل می تونه راننده شماره ۱ مک لارن رو مشخص کنه.
به شخصه بین لندو و اسکار دوست دارم اسکار برنده بشه. تنها کسی که شبیه به مکس رانندگی میکنه اسکار هستش، بدون ترس، با اشتباهات خیلی خیلی کم. لندو وقتی یه ذره فشار حس کنه بهم میریزه و اشتباهاتش میره بالا. اسکار خونسرد مثل کیمی کم اشتباه مثل مکس و سریع مثل همیلتون
مک لارن داره بهترین فرم از عدالت بین راننده هارو ارائه میده.جالبه کسانی اینجا صف کشیدن و از “هیچی” داستان خلق میکنن که رانندگان مورد علاقه اشون سالیان زیادی یک جایگاه متفاوت با هم تیمیشون داشتن و کلی از افتخاراتشون رو مدیون همین اختلاف جایگاه بوده.
چه فتل باشه که یک راننده درجه دو اونم بعضأ با قطعات نابرابر داشته، چه لوییس که چندین سال یک راننده دوم بی آزار مثل بوتاس رو نگه داشتن کنارش درحالیکه رانندگان تاپ صف کشیده بودن برن مرسدس، چه مکس که ماشین طراحی میشه برای رانندگی ایشون و حتی در این حالت هم فروگذار نمیکنن برای اسپک متفاوت دادن به هم تیمیها…اونم هم تیمیهایی مثل چکو و سنودا.
دیگه این حرفهارو هرکی بزنه، شماها جایی ندارید برای گفتنش!
مک لارن ثابت کرده که اجازه میده راننده هاش وقتی امکان عقب افتادن از یک ماشین سوم رو ندارن، باهم رقابت کنن.اگر تعیین استراتژی و “انتخاب” یک اسپک بخصوص ساسپنشن برای دوستان چیز عجیب غریبیه، نمیدونم دیگه توقعشون از موتورریسینگ چیه؟ این اختلافات حتی تو سطح فرمولا ۳ هم هست، اسمش انتخابه…اینم بگیرن که با اختلاف لپی یک دهم، خود شما میاید ناله میکنید که مک لارن چرا اجازه رقابت نمیده؟ بکنن هم که میشینید قصه میبافید.
تبریک به این تیم که داره به یه سریا یاد میده رقابت چطوری باید باشه.نه دوتا راننده دور از هم توی تیمش داره، نه راننده یک و دو، نه آپدیت برای یک ماشین نه هیچ چیز دیگه.
این متوهمان تئوری توطئه که مک لارن سمت لندو غش میکنه چون تیم انگلیسی و راننده انگلیسی و این خزعبلات، لازمه بدونن بزرگترین سهامدار این تیم، اعراب بحرینی هستن، رئیس تیم امریکاییه، مدیر فنیش ایتالیایی.با استانداردهای خنده دارِ شماها که به مرسدس میگید تیم انگلیسی، هروقت یک راننده عرب اومد نشست پشت این ماشین، میشه یک تئوری جدید ساخت.اسکار و لندو عرب نیستن.
علی الحساب ما منتظریم بفهمیم اون صف طولانی که اینجا شکل گرفته بود و داستان سرایی میکردن که شارل یک مافیای پول و نفوذ توی فراری ساخته، چرا این ریس ضد راننده خودش عمل کرد؟ خودگیری دارن؟ ماله کشیدنتون چطوریه الان؟
یا کشف کنیم بعد ۳-۴ سال که فتل از فرمولا وان رفت، هنوز از چیزی ترس داره که نمیاد حقایق پشت پرده صنعت کثیف فرمولا وان و دستهای پنهان فراری رو برملا کنه؟ حجب و حیا؟
فعلا این موارد رو لطفا یکم توضیح بدین، گیر دادن به دوتا هم تیمی که برخورد یکسان دارن توی تیم پیشکش…فعلا که نه خبری از Multi21 و شکستنش هست، نه خبری از Fernando is faster than you، نه موناکو ۲۰۱۷، نه Valterri it’s James، نه لابی برای تغییر مدیر تیم و نیومدن یک هم تیمی اسپانیایی…اینا چیزاییه که تیمهای دیگه باید یاد بگیرن ازشون.
سلام دوست عزیز مهیار
صحبتهای خوبی کردین و با خیلیاش موافقم ولی در مورد درجه دو بودن فتل مخالفم.
به نظرم بهترین راه مقایسه همتیمیهاست. اگر فتل درجه دو باشه خب طبعا لکلرک یه ذره ازش بهتره بوده تو ۲۰۱۹ و با نتایج الان لوئیس در فراری در کنار لکلرک، الان با این اوصاف لوئیس میشه درجه ۲ یا حتی درجه ۳. از اون طرف الونسو هم از لوئیس شکست خرده پس لکلرک از اونم بهتره، پس قطعا الونسو هم میشه درجه ۳. از اون طرف جنسون باتن ههم میشه درجه ۲. از طرف دیگه رزبرگ میشه درجه ۳، و اسکار و لندو هم میشن درجه ۳. چون ساینز با لندو همتیمی بوده بالاتر لندو تموم کرد فصل رو. بدتر از همه کیمی راننده مورد علاقه منه که هم از الونسو و هم از فتل شکست خرده که درجه اون میشه ۴. اینجوری حساب کنیم یک مشت راننده درجه ۲ و ۳ و ۴ قهرمان شدن. تنها لکلرک درجه یک و نیم میشه و میمونه مکس که چه درجهای داره اونم با مقایسه البون ساینز میشه گفت در حد لکلرکه.
اینا که یه حساب سرانگشتی بود برای اینکه گفت اینقدر ساده نمیشه رانندهها رو نقد کرد و ارزششون رو اورد پایین.
ولی به نظرم با وجود هوش مصنوعی به راحتیبشه ازش خواست با مقایسه همتیمیها بهترین رانندهها رو رتبه بندی کنه، حداقل برای سه دهه اخیر.
آقای محبی من یک کلمه “در کنارش” جا انداختم تو قسمت مربوط به فتل، نتیجه این شد که به نظر میاد دارم به سب میگم درجه دو! که اینطور نیست.منظورم به وبر بود.
عذرخواهی بابت اشتباه تایپی که معنای جمله رو عوض کرد.
خواهش میکنم مهیار جان
سلامت و پایدار باشید
حسن اقا مثل اینکه ما خیلی از نظر راننده دیدگاهمون نزدیکه
کیمی فتل لندو
البته پشت صحنه همیشه مواردی هست همون سالی که کیمی مجبور به ترک فراری شد در حالی که قهرمانشون بود
مشکلات سیتم تعلیق و غیره والبته احساسی که با راننده منتقل میشه شاید از نظرات فنی مهم تر باشه
الان خیلی جاها لندو مجبور به Over drive میشه هی مهندسش هم بهش گوشزد می کنه حسی که به راننده منتقل میشه روی عملکرد بیشتر از تفاوت های فنی روی ماشین ها داره
باعث افتخارمه محمد آقای عزیز🌹✌
اره در مورد خرابیهای کیمی در جریان هستم. اتفاقا یه خبر هم در موردش توسط سایت کار شده.
تا جایی که حافظه یاری میکنه معمولا استراتژی انتخاب نوع تایر و تعداد پیت استاپ ها زمانی که دو راننده در شروع چندین رده فاصله دارند یا در حین مسابقه فاصله ای افتاده یا پشت سر یک راننده ای گیر میکنن میتونسته متفاوت باشه و ده ها بار یا صدها بار شاهدش بودیم.
حالا که مکلارن این کارو میکنه ، رسانه ها دچار فراموشی موقت شدن و گیر دادن به استراتژی این تیم.
اگر شرایط و موقعیت راننده ها در حین مسابقه یک و دو باشه به صورت طبیعی استراتژی برابر اجرا میشه.
خلاصه تا آخر این فصل خوراک رسانه ها جور شده و نبرد اسکار و لندو تیتر اول رسانه ها هست.
بنظر من مکلارن تبعیض بین راننده های نداشته و اگه شرایط به نفع یکی از راننده ها پیش رفته بخاطر شرایط مسابقه بوده نه طرفداری تیم از نوریس.توی مجارستان طبیعی بود برای تحت فشار گذاشتن شارل،اسکار اقدام به آندرکات کنه.شرایط پیست طوری بود استینت نوریس امکان بلندتر شدن داشت و چرا نباید از فرصتش استفاده میکرد با تک پیت مسابقه رو ببره.توی ایمولا هم که اسکار زود پیت انجام داد خبر از اون خودروهای ایمنی نداشت.هر کدوم بهتر باشن قهرمان میشن.من اگه الان فراری همچین شرایطی داشت اینکه لوییس قهرمان بشه یا شارل کمترین تفاوتی نداشت اونم وقتی قهرمانی تیمی هم تو جیب تیمت باشه.یادمه بعد از ۲۰۲۳ همه صحبتها این بود که مکس تا ۲۰۲۶ راحت قهرمان میشه.اینکه مکلارن اینطوری با مدیریت و برنامه ریزی خودشو رسوند و حالا جدا کرده کاش درسی برای مدیران فراری بود که این مدیریت و اداره سنتی رو کنار بذارن تا مهندسهای نخبه ازش فرار نکن یا نخان واردش بشن بخاطر محدود شدن توانایی هاشون در یک ساختاری که اجازه بروز خلاقیت رو کمتر میده.نیویی چرا هر بار نخاست به فراری بره چون عاشق محیطی هست که بهش آزادی در تصمیمگیری هاش داده بشه نه اینکه منتظر باشه سلسله مراتب فراری اجازه بدن فلان تغییرات اساسی توی نفرات همکارش و تغییرات خودرو انجام بشه و در چه حد باشه.سیستم فرسوده ای که حاضر نیست یه مقر توی انگلیس ایجاد کنه وضعش همینه.خودروی برتر سال بعدم مکلارن ،مرسدس یا استون هست.فراری انقد به افتخارات گذشتش پز بده تا یه روز هاس هم از اون افتخاراتش عبور کنه.به مکلارن گیر میدن که تقلب توی خودروش داره که اینطوری هم درگ کم داره هم دانفورس بالا و فرسایش تایر کم.وقتی آیرودینامیک عالی جریانهای هوا برای بالابردن دانفورس و خنک کردن تایرها دارن،سیستم تعلیق عالی که فشار روی تایرها رو بطور متعادل توزیع میکنه و باعث دوام بیشترشون میشه و با کامپوندهای مختلف تایر سازگاری ایجاد میکنه یا توزیع وزن که اون هم فشار کمتر روی تایرها میاره،ساخت سیستم تعلیق با مواد و ترکیبات مناسبتر که تاثیر روی دوام تایرها داره اسمشون تقلب نیست.
نوریس در حد راننده های کلاس بالا مثل مکس چارلز یا لوییس رانندگی نمی کنه, چندین دور ریسینگ لاین اشتباه میره تا سبقت بگیره اونم آخر تیم بهش میگه،،، اسکار مشکل نگهداری لاستیک داشت که امسال خیلی بهترش کرده… بین نوریس و پیاستری, قطعا پیاستری راننده بهتری هست,,, همین الان هم نگاه ردبول به جایگزینی مکس, اسکار هست
بنظره من لندو ازون دسته راننده هاس که با ماشین ضعیف تر بهتر رانندگی میکنه!
منظورم اینه از ماشین ۱۰۰ نمیتونه ۱۰۰ بکشه بیرون ولی از ماشین ۵۰ راحت ۷۰ میکشه بیرون ، شما اواخره فصل ۲۳ رو ببینید چقدر لندو نسبت به ماشین خوب بود درحالی که اسکار نزدیک اش هم نبود یا همین پارسال توی ۲ سوم آخره فصل بازم لندو یه سرو گردن از اسکار جلوتر بود …
ولی امسال در حالی که ماشین فوق العاده اس نمیتونه فوق العاده باشه و اشتباه هایی میکنه …
ولی بازم مثل چندباری که گفتم بنظرم لندو قهرمانه …
اکثره پیست های محبوب لندو باقی مونده، مثل مکزیک که برین ببین ۲۳ چقدر فوق العاده رانندگی میکرد تو مکزیک ، همین طور برزیل … و حتی هلند و سنگاپور باز هم از پیست های محبوب لندو هست …
الآنم که تو ۵ مسابقه اخیر ۳ برد داشته درحالیکه اسکار فقط یه برد داشته، از طرفی بریتانیایی بودن هم میتونه تو شرایط ۵۰ ۵۰ به دادش برسه، به شرطی که ۵۰ ۵۰ باشه نه اینکه توقع داشته باشه که اگه اشتباه عجیبی کرد باز تیم هواشو داشته باشه …
از طرفی بنظره من اسکار تو مکلارن موندنی نیست ولی لندو حالا حالاحا برای مک لارن رانندگی خواهد کرد …
به نظر من اسکار پیشرفت کرده. علت برتری این فصلشم همینه.
شما نمی تونی انتظار داشته باشی که تو ۲۰۲۳، اسکار پیاستری به عنوان یه روکی تو اولین فصلش بزنه رو دست لندو نوریس! اونم با چهار پنج سال سابقه تو مک لارن و آشنایی بیشتر نسبت به ماشین( که قطعا راننده خوبیه). اختلاف سطح فاحشی بین این دو نفر نیس ولی لندو پر اشتباه تر بوده.
تا جاییکه من دیدم و شنیدم همه راننده های بزرگ همون سال اول عالی بودن، شوماخر فتل لوییز مکس همون سال اول اشون نشون دادن آینده روشنی دارن، اینکه تازه فصل سوم بخوای خودتو نشون بدی نکه بگم راننده خوبی نیستی ولی دیگه لجند نیستی!
اونم دقیقا تو فصلی اوج بگیری که ماشین هیولایی زیره پات قرار دادن …
کل اشتباهات اسکار رو میشه تو اسپین استرالیا و سیفتی کار سیلوراستون خلاصه کرد بر خلاف لندو که اشتباهاتش شاید نزدیک ده تا باشه
واقعا هم اینطوری که در این نسل اخر از قوانین، سبقت فوق العاده سخته مخصوصا تو ماشین های یکسان مگر اینکه اختلاف تایر شدید باشه برای همین انتخاب استراتژی مناسب فوق العاده مهم هست
مورد مجارستان واقعا یک مورد استثنا بود اول اینکه درست بعد پیت دوم فراری عملکردش سقوط کرد و اسکار طوری از چارلز سبقت گرفت انگار فراری پرچم ابی گرفته وگرنه لکلرک با حفظ عملکرد، خیلی زود به نوریس می رسید و شانس سبقت داشت . اگه هم لندو رو در استراتژی اسکار قرار میدادن با توجه به وِیژگی پیست و سخت بودن سبقت کاملا میشد انتظار داشت لندو پشت راسل چهارم بشه پس در یک موقعیت ریسک کردن و جواب داد
ولی این قضیه هم وجود داره که در حالت عادی و ریس پیس فراری و حفظ لاستیک عالی مک لارن این قضیه باید به اسکار هم پیشنهاد میشد چون اسکار تهدیدی از سمت راسل نداشت و می تونست چارلز رو برای برد، شکست بده
و اخرین نکته مک لارن وقتی تحت فشار هست تصمیمات استراتژی خوب نمیگیره
در ژاپن هم زمان با مکس میان تو پیست ! با داشتن ماشین سریع و دو راننده تقصیم استراتژی تعریف نشده انگار
در ایمولا بازم اسکار به فنا میره و ایندفه بدتر از مجارستان وقتی اکثریت رو تک پیت هستند بدبخت تو ترافیک ول می کنند
و البته که مجارستان ولی اینبار فراری با کله سقوط می کنه و برد رو بدست میارند
تنها شانس مک لارن اینه که ماشین فوق العاده دارند و تصمیمات استراتژی تاثیری دو 1-2 اینا نداره وگرنه نشون میدن که یک پا فراری هستند