به گفتهی تعداد زیادی از موتورسوارانی که در مسابقهی موتوجیپی آلمان در پیچ شماره ۱ زاکسنرینگ زمین خوردند، دلیل روشنی برای این همه تصادف وجود نداشت و بسیاری از آنها نتوانستند توضیح قانعکنندهای ارائه دهند.
در حالی که مارک مارکز با فاصلهی زیاد در صدر بود، دو موتورسوار – ابتدا فابیو دی جیانانتونیو و سپس مارکو بزکی – از جایگاه دوم در پیچ شماره ۱ زمین خوردند. یوهان زارکو و لورنزو ساوادوری هم به آنها پیوستند و سقوط آی اگورا هنگام سبقت گرفتن از جوآن میر باعث شد او هم در شنگیر به زمین بخورد.
در نتیجه فقط ۱۰ موتورسوار مسابقه را به پایان رساندند؛ اولین بار بود از گرندپری استرالیا ۲۰۱۱ تاکنون، این تعداد کم موتورسوار به خط پایان رسیدند.
این پیچ، یک پیچ به راست است که بعد از هشت پیچ متوالی به چپ قرار دارد و همین باعث میشود سمت راست لاستیک خنک شود؛ بنابراین دیدن این همه تصادف در طول مسابقه خیلی هم غیرمنتظره نبود. از طرف دیگر، از دست رفتن زمان تمرین در روز شنبه به خاطر باران هم مشکل را تشدید کرد.
این نکته را موتورسوار تازهکار، فرمن آلدوگوئر که خودش در پیچ شماره ۱ زمین نخورد، بعد از مسابقه تأیید کرد و گفت تجربهاش در اوایل آخر هفته باعث شد بداند باید به این پیچ احترام بگذارد:
جمعه در پیچ اول زمین خوردم.
آلدوگوئر که در نهایت پنجم شد، گفت:
مدام به سمت چپ میپیچی و وقتی به سمت راست میرسی، دمای لاستیک کاملاً مناسب نیست، ولی با همان اعتماد به نفس وارد پیچ میشی.
یکدفعه لاستیک عقب هل میدهد و همین باعث اشتباه میشود. جمعه این را فهمیدم و امروز آنجا ریسک نکردم.
زارکو – که در ادامهی همان پیچ زمین خورد – هم دلیل زمین خوردنش را به وضوح میدانست و دادههای تیمش هم حرفش را تأیید کردند:
لاستیک سرد بود.
دمای لاستیک زیر ۷۰ درجه بود. نمیتوانستم با گروه جلو بمانم چون کمی سریعتر بودند، ولی بعد از ۱۰ دور خیلی فاصله نمیگرفتم. اوضاع را کنترل کرده بودم و خوشحال بودم در ردهی ششم هستم و شاید دوباره به نفر جلوییم برسم.
پرچم زرد را دیدم (برای تصادف دی جیانانتونیو) و همهچیز تحت کنترل بود. ولی وقتی در سراشیبی موتور را خم کردم، زمین خوردم.
با این حال به نظر میرسید که دما در روز یکشنبه کمتر از گذشته نقش داشته باشد و بعضی موتورسواران هم تئوریهای متفاوتی برای سقوطشان داشتند.
به گفتهی بزکی، شیوهی ورودش به پیچ باعث اشتباهش شد؛ او تلاش میکرد این پیچ را آرامتر و ایمنتر از دور قبل بپیچد ولی همین باعث زمین خوردنش شد:
تقریباً مثل دور قبل ترمز کردم، ولی ضعیفتر و بدون لیز دادن زیاد عقب. به محض اینکه لاستیک عقب با جلو همخط شد، در سراشیبی کوچک وسط پیچ کمی فرمانپذیری کم شد و آرام آرام جلو را از دست دادم. تلاش کردم که موتور را نگه دارم، ولی نشد.
در چنین مسابقههایی که همیشه باید مدیریت کنی و فشار بیاوری، چنین اتفاقاتی طبیعی است. چون مدام در مرز ریسک حرکت میکنی و احتمال اشتباه بیشتر میشود.
ساوادوری هم که همتیمی موقت او بود، تا حدی این نظریه را تأیید کرد و گفت:
وقتی زمین خوردم، ۱۰۰ درصد فشار نمیآوردم چون پرچم زرد برای برخورد اگورا و میر را دیده بودم. با این حال باز هم زمین خوردم. خیلی عجیب بود.
باید دادهها را بررسی کنم، ولی شاید وقتی زودتر ترمز میکنی و لاستیک عقب کمتر سر میخورد، فشار بیشتری به موتور وارد میشود.
ولی شاید صادقترین نفر دی جیانانتونیو بود که گفت مدیریت فاصله با مارکز جلو و بزکی پشت باعث شد مرتکب اشتباه شود:
اشتباه بزرگی نکردم. فقط پنج متر دیرتر از دور قبل ترمز کردم و سه درجه بیشتر موتور را خم کردم و از دستم در رفت.
ریتممون خوب بود؛ خیلی از مارک عقب نمیافتادم و بزکی را هم کنترل میکردم. تلاش کردم در بخشی که کل آخر هفته قوی بودم فشار بیاورم.
اشتباه کوچکی بود، ولی بخشی از این ورزشه و ترجیح میدم اینطور زمین بخورم تا وقتی که پانزدهم هستم.


