فصل 2023 فرمول یک با شروع قدرتمند تیم ردبول ریسینگ شروع شد اما خارج از آن وضعیت آنچنان به خوبی که باید پیش برود، پیش نمی رود.
پس از مرگ دیتریش ماتشیتز، نقش او به سه بخش تقسیم شده است. اولیور مینتزلاف که مدیر اجرایی باشگاه فوتبال لایپزیگ بود به سمت “مدیر اجرایی پروژهها و سرمایهگذاریهای شرکتی” رسیده که تمامی پروژه های رسانه ای و ورزشی از جمله فرمول یک را در بر می گیرد.
مدتی طول نکشید که صحبت هایی نسبت به مینتزلاف پخش شد که وی علاقه چندانی به ورزش های موتوری ندارد و رابطه ضعیفی با هلموت مارکو مشاور موتوراسپرت ردبول دارد.
علاوه بر این مقالاتی روی خود رسانه های وابسته به ردبول منتشر شد که در آن هلموت مارکو نظر (نسبتا صریح) خود را در برابر چگونگی توانایی رهبری و مدیریت مینتزلاف نشان می دهد.
هلموت مارکو، مشاور ردبول گفت:
ما دو بار با یکدیگر ملاقات کردیم. به او اطلاعاتی داده شد. اینکه چقدر او به ایده های ما پاسخ می دهد را باید دید. ردبول ریسینگ همیشه بسیار مستقل بوده است.
دیگر مثل قبل نیست که بعد از هر تمرین و مسابقه با یک گزارش در دست (با مدیر تیم) تماس بگیرم. رابطه مستقیم، شخصی و دوستانه دیگر وجود ندارد.
دیدی(دیتریش) یک نگرش رویایی داشت و یک شخص احساسی بود که من دیگر (این موضوع را با مینتزلاف) نمی بینم.
من یک انسان آزاد هستم، اگر انجام کارم لذت نبرم، دیگر آن را انجام نمی دهم، باید ببینیم در آینده چه پیش می آید.
مارکو نقشی منحصر به فرد اما بسیار تاثیرگذاری در رشد واحد موتوراسپرت ردبول ایفا کرده است.(قابل مقایسه با نیکی لائودا در مرسدس اما با مقامی کمتر رسمی)
قدرت او مستقیماً از دوستی وی با ماتشیتز ناشی می شد، کسی که برای اولین بار به عنوان یک طرفدار در مسابقه هیل کلایمب با او ارتباط برقرار کرد یعنی زمانی که مارکو هنوز در حال مسابقه دادن بود.
ماتشیتز یکی از طرفداران سرسخت یوخن رینت بود به دلیل دوستی نزدیک مارکو و رینت، تصمیم به طرفداری از هلموت مارکو نیز گرفت.
مارکو حتی در زمان حضور ماتشیتز، صرفا به خاطر رفاقتی که بین آنها بود گزارش می داد نه به عنوان یک کارمند.
در این موقعیت، او مسئول بسیاری از تصمیمات مهم برای توسعه ردبول برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت در رقابت های موتوراسپورت بوده است.
پس از اینکه هورنر دارایی های تیم RSM Marko Formula 3000 مارکو را در اواخر دهه 1990 خرید، اولین بار این مارکو بود که ماتشیتز و هورنر را کنار هم قرار داد.
مارکو آزاد بود که مستقلاً در مورد اینکه چه کسی وارد برنامه رانندگان جوان ردبول شود یا از آن خارج شود تصمیم بگیرد. او نه تنها در جذب مکس ورشتپن، بلکه در ارتقای او به تیم بزرگسالان فرمول یک ردبول در اواسط فصل نیز نقش داشت.
نقش آزادانه هلموت مارکو در ردبول
اما در حالی که دستاوردهای او برای ردبول قابل توجه است، این واقعیت که او تقریباً به طور کاملا جداگانه نسبت به کمپانی کار می کرد، در حال حاضر میتواند مارکو را برای شرکتی که اکنون یک ساختار شرکتی و سنتیتری دارد به یک مهره نامناسب تبدیل کند. هورنر نیز کنترلی بر مارکو ندارد. مارکو همیشه نسبت به هرگونه اظهار نظری به شکلی کاملا رک و صریح مشکلی نداشته است.
احتمالاً مسئولیت پذیری در دوران پس از ماتشیتز در ردبول اهمیت بیشتری پیدا می کند. مارکو هرگز در زندگی خود به هیچ کس پاسخ نداده است و چون ماه آینده 80 ساله می شود ممکن هم است که تمایلی به شروع این کار در حال حاضر نداشته باشد.
او که از لحاظ فرهنگی بسیار فرد شناخته شده ای است و در اوقات فراغت خود به عنوان یک هنرمند و کلکسیونر آثار هنری زندگی خود را می گذراند، بعید است در این مرحله از زندگی اشتیاق زیادی برای ایجاد تغییر ساختارهای کاری شرکتی داشته باشد.
علیرغم تمام تلاشهایی که صورت گرفت تا پس از مرگ ماتشیتز برای امپراتوری ردبول همه چیز به مانند قبل ادامه پیدا کند، اما گستردگی فعالیت این کمپانی در دنیای مدرن، ادامه چنین روندی را سخت می کند.
رسیدن به مقام رهبری در یک بازار بسیار رقابتی خودش یک چیز است اما برای انجام این کار و سپس ایجاد یک امپراتوری از یک “پروژه جانبی” از ورزش های قهرمانی جهان به علاوه کسب و کارهای رسانه ای و تبدیل شدن به یک کمپانی پیشتاز در جهان، یک چیز دیگر و منحصر به فرد است. ماتشیتز برای چنین کاری یک چشم انداز و رویایی داشت که همه اینها را ممکن کرد. چنین چیزی قابل جایگزین شدن نیست.
اما افرادی که به جای او در مسند قدرت قرار گرفته اند به دنبال اثبات لیاقت و منش فکری خود هستند و ممکن است که دیگر تضمین های قبلی اعتباری نداشته باشد. این مسئله ممکن است که تفرقه و بی ثباتی ایجاد کند.
یکی از این مسائل صحبت هایی بود که اخیرا در مورد فروش آلفاتائوری مطرح شده بود که احتمالا از نگرش همین افراد ناشی شده بود.
آینده ردبول با توجه به تمام اتفاقاتی که هست روشن به نظر می رسد اما به نظر می رسد که یکی از افرادی که پشت این داستان موفقیت بود، دیگر قرار نیست در این مسیر بماند.



درکل و فارغ از اینکه طرفدار چه تیم، راننده یا شخصی هستیم، ترکیبهایی مثل بریاتوره و آلونسو، تاد، براون و شوماخر، لائودا، ولف و لوئیس یا همین ماتشیتز، مارکو، هورنر و مکس، کمنظیر هستن و وقتی که هر از چند مدتی ظهور میکنن، باعث هیجان و لذت و سرگرمی، ماندگاری، خلق خاطره و نوشتنشون در تاریخ میشن.
شخصا امیدوارم که این تیم، استقلال، نشاط و پویایی خودش رو حفظ کنه دچار وضعیتی مثل حال و احوال این چندسال اخیر فراری نشه.
ردبول بدون مارکو یه جوریه انگار تیم یه چیزیش کمه😔😔
با اون نظرات جنجالیش و رو مخیش درمورد تیم های رقیب همیشه به ما یه حال خوبی میده.
این که ردبول توی دوره محدودیت بودجه دست برتر رو داره به خاطر اینه که ردبول ۲تا تیم داره کاملا برای درک آزمون و خطا هاش میتونه از بودجه تیم دومش استفاده کنه ،بزرگترین خلا قانونی این چند فصل همینه
ردبول تخلف مالی بود بعد دست و پا در آورد. چیزیه که همه میدونن ولی سود روسای فرمول یک در ادامه همین مسیره.
بانظرت موافقم دوست عزیز AMIN90.چند بار خاستم این مطلب رو کامنت بذارم.اونا از منابع تائوری دارن استفاده میکنن که در واقعیت هم توی گرید به شکل کاملا واضح میبینیم این تائوری دیگه قدرتی که قبل از سال پیش خودروشون داشت نداره.نگاهی به امتیازاتشون در سه سال گذشته کاملا روشن میکنه چه اتفاقی افتاده .در ۲۰۲۰امتیاز:۱۰۷.در ۲۰۲۱ امتیاز:۱۴۲.در ۲۰۲۲ امتیازشون ۳۵.
تائوری همینطور ضعیفتر شد توی سه سال و طرف دیگه قضیه یعنی ردبول تو این سه سال بر عکس تائوری امتیازاتش افزایش پیدا کرده.در ۲۰۲۰ امتیاز:۳۱۹.در. ۲۰۲۱امتیاز:۵۸۵.۵.در ۲۰۲۲ امتیازشون به ۷۵۹ رسید.به اضافه رعایت نکردن سقف بودجه در ۲۰۲۱ که مشخص شد.بنظرم این امتیازها به شکل تصادفی برای بین ردبول و تائوری نزولی و صعودی نشده و جابجایی بودجه با حسابسازی که ما+فیا نخاسته مثل دور آخر ابوظبی پیگیری کنه دلیل این وضعیته.