فرمول یک ایران – پیرو عهدی که با شما مخاطبان همیشگی فرمول یک ایران بسته بودیم، پس از سری داستانی رقابت مقدس دوران هایبرید، پشت صحنه مک‌لارن 2007، زندگینامه جنسن باتن حال به سراغ داستان سالهای طلایی سباستین فتل در فرمول یک و تیم ردبول می رویم…

بیشتر دانید؛ همیلتون و روزبرگ؛ پرده اول از رقابت مقدس دوران هایبرید

بیشتر دانید؛ کتاب صوتی جنسن باتن

بیشتر دانید؛ پشت پرده لوئیس همیلتون و فرناندو آلونسو- فصل 2007 مک‌کلارن

شخصا علاقه ای به این نداشتم که بیام خلاصه مسابقات رو براتون اینجا بنویسم، قصد دارم یه چیز متفاوت تر بنویسم. کتاب آدرین نیوی رو خریداری کرده بودیم و گفتم که بهتره از روی قسمت هایی از این کتاب که مرتبط به اون فصل ها هست بنویسم براتون، یه دید تازه تر و بهتر و موثق تری هستش.

قسمت اول کتاب آدرین نیوی ؛ ورود سباستین فتل به ردبول ریسینگ

فرمول یک 2010 ؛ عدم برابری نتایج تونل باد و پیست – قسمت دوم

فرناندو آلونسو، سباستین فتل، مارک وبر و آدرین نیوی - کره 2012

فرناندو آلونسو، سباستین فتل، مارک وبر و آدرین نیوی

وزنه های اضافه و سوخت بیشتر

دیگه تا اون موقع، مرسدس براون رو خریده بود و ماشین های براون که سال قبل قدرت مطلق بودند الان دیگه رنگشون نقره ای یعنی رنگ مرسدس شده بود.

به هرحال، اونا توی تست پیش فصل رقابتی به نظر نمی رسیدند و بنابراین ما داشتیم به فراری و مکلارن به عنوان رقبای اصلی خودمون نگاه می کردیم و احساس می کردیم که از لحاظ سرعتی احتمالا ازشون بالاتریم. در واقع، خودروی ما اینقدر رقابتی تر بود که من یه جایی مجبور شده بودم وزنه های اضافه و سوخت بیشتر روش بذارم تا جلوی بقیه کند نشون داده بشیم. نگران این بودم که فیا راهی رو پیدا کنه که ما رو محدود کنند و من هم اصلا نمی خواستم اون توجه اضافه ای رو که ماشین سریعتر با خودش میاره رو جلب کنم.

اگر که مردم فکر کنند شما سریع هستید، وقت روی مطالعه ماشین شما میذارن. اگر کند به نظر برسین اصلا حسابتون نمی کنند. حتی ما توی مخفی کاری، کارگاه رنگمون تحت مدیریت دیو کویین اگزوز های غلط انداز رو روی قسمت بالایی بدنه توی همون حالت عادی خروجیش موقع رونمایی ماشین رنگ کرده بودند.

فصل توی ماه مارچ سال 2010 شروع شد.

همون موقع ها بود که ازدواجم با ماریگولد به هم خورد، خیلی ناراحت کننده بود. تا اون موقع من همیشه این حس رو داشتم که اگر زندگی شخصیم بد پیش بره، زندگی کاریم هم بد پیش میره. امسال، این قضیه یه استثنایی رو به این قانون من اضافه کرده بود. من خودم رو حتی بیشتر توی کار غرق کردم. تخت طراحی من شده بود بهشت امن من.

گرندپری بحرین، اولین مسابقه فصل احساسات متفاوتی رو به ما داد. من خیلی نسبت به سرعت ماشین اعتماد داشتم ولی می دونستم که هنوز اشکالاتی وجود داره. سب پول پوزیشن رو گرفت و توی مسابقه هم تا دور 33 پیشتازی مسابقه رو به عهده داشت که یک دفعه ماشین با یه دونه شمع خراب شده شروع کرد روی هفت تا سیلندر کار کردن. ما از چیزی که یک پیشتازی مقتدرانه بود، رسیدیم به یک چهارمی برای سباستین و هشتمی برای مارک که خیلی تلخ بود.

چیزی که ما توی تمرین استرالیا دیده بودیم لق شدن مهره های چرخ ها بود. ما بیرینگ های کافی بین دیسک چرخ و لبه چرخ نداشتیم و بنابراین اگر بیش از اندازه محکم می کردیم باعث می شد که چرخ منیزیمی متلاشی بشه. ما حتی با دندانه های چرخ هم مشکل داشتیم که از چرخ بیرون زده بود. این مسئله توی مسابقه برامون دردسر ساز شد. بعد از اینکه ما توی تعیین خط یک و دو کردیم، مهره چرخ وسط مسابقه لق شد و دیگه نسخمون پیچیده شد، سباستین از مسابقه رفت کنار و مارک هم نهم شد.

همش تقصیر خودمون بود

این یک اشتباه در طراحی بود، ما توی تست ها هم اخطارهایی رو از این بابت گرفته بودیم اما درست برای برطرف کردنش کار نکردیم. مثل از این مواقعی بود که ما فکر می کردیم که درستش کردیم اما ما به اندازه کافی برنگشتیم و نگاه نکردیم که ببینیم مشکل چی بود، برای همین جلوتر برامون دردسر ساز شد.

ما هم داشتیم این مسئله رو نشون می دادیم، با اینکه ما یه ماشین سریعی رو ساخته بودیم اما هنوز خیلی کار داشتیم تا به یه تیم تر و تمیز کلی برسیم که بتونه یه ماشین با دوام رو تحویل پیست بده.

همینطور ما توی پیت وال هم از لحاظ استراتژی آنچنان خوب نبودیم. وقتیکه شما روی پیت وال هستید توی یه آخر هفته فرمول یکی، هزار و یکی کار انجام می دین. الان دیگه شما باید توی یک زمان خیلی کمی تصمیم بگیرید اکثر اوقات هم زمان کمی رو در دسترس دارید و محیط پر سر و صدایی هم هست. به همین دلیل، امکان اشتباه شما وجود داره.

چیزی که ما نیاز داشتیم ابزار آلات بهتر و تجهیزات پشتیبانی بهینه تر برای تصمیم گیری های بهتر بود. اول از همه و مهمتر از همه، این مسئله این معنا رو داشت که ما به توسعه تجهیزات جدید نرم افزاری نیاز داشتیم. برای این کار ما یک متخصص بازی های رایانه ای جوون رو استخدام کردیم به نام ویل کورتنی که برامون برنامه نویسی کنه. من فکر می کنم که ما یکی از اولین افرادی بودیم که شروع به استفاده از این ابزار ها کردیم، تئوری بازی مونته کارلو هم یکی از این چیز ها بود، اما توی سال 2010 اونم توی اون لحظات فصل هنوز آنچنان این سیستم ها پیشرفته نبودند.

برای مالزی ما یک ایده جدیدی رو برای سیستم تعلیق داشتیم

ایرودینامیک یه ماشین فرمول یک با اون بال جلوی بزرگش که نزدیک به زمین هم هست این معنا رو داره که این خودرو از لحاظ ایرودینامیکی به مراتب به ارتفاع سواری جلو نسبت به عقب حساس تر هستش.

هرچقدر که شما بال جلو رو به زمین نزدیک تر کنید، راندمان خودرو بهتر میشه که این یعنی باید خودرو تا جاییکه ممکنه پایین باشه.

اما حتی با اون سیستم تعلیق جلو سفتی که ما استفاده می کردیم، ارتفاع سواری داخل پیت لین نزدیک 30 میلی متر بود و پایان مستقیمی هم 7 میلی متر کمتر می شد که کف خودرو زمین رو می سابید می رفت.

خیلی سال قبل که من توی مکلارن بودم، می خواستم با یک سری از محرک ها یک ارتباطی رو بین سیستم تعلیق عقب و جلو ایجاد کنم و بعد مثلا یه داستانی ایجاد شد که بر فرض مثال به ازای هر ده میلی متری که عقب میومد بالا، 3 میلی متر جلو به سمت پایین می رفت و اجازه می داد که ارتفاع سواری جلو خیلی پایین تر باشه. ما روی مکلارن شروع کرده بودیم که این سیستم رو راه بندازیم اما درست کار نکرد به این خاطر که اون موقع ارتفاع سواری عقب توی سال 2005 هنوز خیلی حساسیت بالایی داشت.

اما ردبول آربی6 از لحاظ ارتفاع سواری عقب خیلی ملایم بود اما با توجه به اینکه قوانین فصل 2009، بال های جلوی بزرگی رو مجاز کرده بودن، جلو خیلی شیب تندی داشت. برای همین من رفتم سراغ تر و تمیز کردن ایده ای که قبلا بود و تیم دینامیک خودرو هم یک کار فوق العاده ای رو توی مدلسازی و شبیه سازیش و تست راننده توی شبیه ساز انجام دادند.

حالا ما به یه دوراهی خورده بودیم

اگر که ما از این سیستم رونمایی می کردیم که بعدا به عنوان سیستم سیستم تعلیق متصل جلو و عقب نامیده شد، هدفش اگر برای بهینه سازی ایرودینامیک بود به همون شکلی که سیستم تعلیق متحرک ممنوع شد، غیرقانونی اعلام می شد. اما خوشبختانه سیستم همینطور سفتی سیستم تعلیق رو کاهش می داد و باعث بهینه سازی شدن سواری شده بود. برای همین، هدف اصلیش شده بود بهینه تر شدن سواری که فیا قبول کرده بود. به عنوان پی نوشت هم بگم، بعد از اینکه خیلی از تیم های دیگه هم از این سیستم اضافه کردند آخر سال 2014 این سیستم ممنوع اعلام شد چونکه اون موقع دیگه گفتند که این سیستم هدف اصلیش ایرودینامیک بوده.

هدف هر چی که بود، ما اون رو برای گرندپری مالزی روی ماشین گذاشتیم که با توجه به اون سرعت ذاتی که ماشینمون داشت، یک دو توی تعیین خط و یه مسابقه بدون مشکل داشتیم و اونجا هم یک دو کردیم.

توی چین دوباره ما توی تعیین خط یک دو کردیم. مسابقه خودش بارونی بود و ما آنچنان خوب با شرایطی که پیش اومده بود رفتار نکرده بودیم. نتیجه هم یک رده ششمی و هشتمی شد. برای اسپانیا، ما یک بروزرسانی بزرگ داشتیم که یک دیفیوزر، اگزوز و بارج بورد، بال و بال های داکت ترمز عقب جدید رو اورده بودیم.

تلاش همه دپارتمان ها عالی بود، بچه ها همه شیفت های طولانی توی هفت روز هفته توی کارخونه وایستاده بودن و همه مکانیک ها پنجشنبه کل شب رو مونده بودند تا بتونند قطعات رو روی ماشین سوار کنند. نتایح تونل باد هم وقتیکه با نتایج واقعی ماشین روی پیست خوب هماهنگ بود و مارک با 0.9 ثانیه اختلاف نسبت همیلتونی که سوم شده بود؛ پول پوزیشن گرفته بود و سب هم دوم شده بود.

توی مسابقه، مارک غیب شد و رفت با برتری هرچه تمام تر برد رو کسب کرد و سباستین هم با خوش شانسی رده سوم رو گرفت.

میگم خوش شانسی به این خاطر که…

وقتیکه سب توی رده سوم بود و 12 دور مونده بود به پایان مسابقه، یکی از دیسک های ترمز جلو متلاشی شد و کلی کربن و خاک از چرخ ها زده بود بیرون اما این خرابی جایی از پیست اتفاق افتاد که مسیر های فرعی وجود داشت تا از تصادف جلوگیری بشه. ما آوردیمش پیت، تایرهاش رو تعویض کردیم و مکانیک ها هم یه نگاه خیلی سریع روی قوطی داکت های ترمز داشتن، داکتی که دیسک ترمز رو پوشیده بود اما نمی تونستند ببینند که هیچ مشکلی داشته باشه (وقتیکه قوطی داکت هست، دیدن دیسک ترمز امکانپذیر نیست) و بنابراین فرستادیمش بره توی پیست دوباره.

هیچ راهی وجود نداشت که ما از داده ها و دیتاها بفهمیم که چه اتفاقی افتاد به جز اینکه فشار ترمز عادی به نظر می رسید، سنسور مادون قرمز دیسک ترمز جلو سمت چپ فقط داشت دمای محیط رو نشون میداد.

این یکی از اون موقعیت هایی بود که این سمتش ریسک ایمنی و نتیجه خیلی بالا بود. حالا ما باید به سب دستور می دادیم که کنار بکشه یا اینکه ریسک کنه و ادامه بده و امید به کسب امتیاز داشته باشه؟ آخر سر، من تصمیم گرفتم که ما باید ادامه بدیم و سب هم باید اجبارا زودتر ترمز گیری می کرد توی پیچ ها به خاطر اینکه سه تا از ترمز هاش کار می کرد. نهایتا، اگر تصمیمی برای کناره گیری وجود داشت این دیگه اختیارش با سب بود.

بعد از اینکه ماشین رو ما از پارک فرم پس گرفتیم، دیگه میتونستیم ببینیم که دیسک ترمز خرد شده اما خوشبختانه یک چهارمش از دیسک بین پدها مونده بود و اجازه نداده بود که پدها و پیستون ها با از دست دادن روغن ترمز بیفتن.

ما از این قضیه جون به در بردیم، اما وقتیکه سب از خط پایان عبور کرد من خیلی روی ابرها بودم.

آخر سر هم مشخص شد که این 15 امتیاز برای قهرمانی جهان حیاتی بودند…

موناکو یه مسابقه ای با استرس کم تر برای ما بود. مارک توی مرحله تعیین خط کارش رو عالی انجام داد و رفت روی پول پوزیشن و سباستین سوم شده بود. توی مسابقه، مارک پیشتازی خودش رو حفظ کرده بود و سباستین هم تونست از کوبیتسا عبور کنه و اولین پیروزی ما توی موناکو با یک نتیجه یک دو به دست اومد. همونطوری که می تونید تصور کنید، یک برد خیلی شیرینی برای ما بود.

برای موناکو، ردبول تصمیم گرفت که به جای اینکه یه موتورهوم داشته باشه میره یه سازه معلق بزرگ رو بسازه که اونا برای بیشتر سال توی الپ نگهش داشته بودن اما واسه اون آخر هفته اورده بودنش بندر موناکو. بالای این سازه معلق انرژی استیشن وجود داشت، یک سازه سه طبقه که برای ساخته شدن به 21 روز زمان نیاز داشت اونم توی ایمپریا ایتالیا (40 مایلی ساحل موناکو). قبل از اینکه هم بشه مورد استفاده قرار بگیره نیاز داره دو روز توی موناکو سر هم بشه. تقریبا 70 نفر توی سه هفته دارن اینو میسازن.

یک محیط خیلی اسمی شده توی موناکو و خیلی جای خوبی برای سرگرم کردن مهمونا و اسپانسرهاست. آیا پولی که براش میره رو توجیه میکنه؟ این برای اون جماعت هست که تصمیم بگیرند پولشون چی میشه اما چیزی که به ما میده یک محیط خیلی بزرگ برای پارتی گرفتن هستش و وقتیکه شما برنده میشی مثل همونطوری که ما اون سال بردیم دیگه واقعا پارتی شده بود. کنار این انرژی استیشن یک استخر وجود داره و بعد از برد همه ما با پریدن توی استخر این برد رو جشن گرفتیم و مارک و سب هم بعدش دست هم رو گرفتن و پریدن توی بندر، سه طبقه پریدن پایین.

مسابقه بعد، استانبول بود که اقبال معکوسی سراغمون اومد. هیچ شکی نبود که آخرین باری که سباستین و مارک دست همو گرفته بودن همون لحظه ای بود که پریدن توی آب.

41 دیدگاه

  1. Mahdi

    8

    6

    ببخشید اینو میگم ولی اصلا علاقه ای به خوندن ((متن)) ندارم ای کاش این موضوع عالی رو هم کتاب صوتی میکردید

    • Mahdi

      3

      4

      یا پادکست

      • Ebii . Amator

        1

        1

        سلام به همگی گفتم اولین پیام رو بزارم چون تازه به جمع شما پیوستم و به عنوان یه تازه کار من دو سه ساله تماشا میکنم و دنبال میکنم مسابقات رو . طرفدار خاصی هم نیستم . فقط دنبال چند تا مرجع خوب میگردم برای مسابقات مثل کتاب جنسن باتن که انگلیسی باشه و با شوق و علاقه کم کم بخونم . یا جایی باشه بهم معرفی کنید که حداقل گوشه ای اطلاعات شما ها رو داشته باشم . ممنون میشم با ریپلای کردن پیام به من کمک کنید . متشکر

  2. محمد یاسین

    15

    1

    این سال 2010 یکی از جذاب ترین سال های فرمول یک بود ، هیچوقت یادم نمیره گرندپری ابوظبی رو آلونسو 246 بود ،مارک وبر 238 و سب 231 بود، سب تو تعییین خط پول زد و آلونسو سوم شد و مارک وبر هم پنجم اگر همینجوری پیش میرفت آلونسو با 5 امتیاز اختلاف پیروز می شد ، سب دوم و وبر سوم فصلی می‌شدند. آلونسو تو استارت یک رتبه از دست داد و 4 شد ، بعد شوماخر تصادف کرد و ماشین ایمنی اومد ، آلونسو و وبر موقع سیفتی کار رفتن پیت و آخر ها در اومدن اما سب و لوییس و باتن به پیت نرفتن سب و لوییس دور 18 به پیت رفتن و 9 و 10 دراومدن ، پتروف صدرنشین بود آلونسو خواست از پتروف رد بشه که لاستیک هاش قفل کردن و مجبور شد چند دور دیگه عقب بمونه، کوبیکا جلوی همیلتون رو گرفته بود و سب جلوی کوبیکا بود همیلتون و باتن نمیتونستن از کوبیکا رد بشن تا اینکه کوبیکا در دور38 به پیت رفت و آلونسو و وبر هم در دور 41 به پیت رفتن و 9 و 8 برگشتن، تو گاراژ ردبول جشن و تو گاراژ فراری عزا داشتن میگرفتن چون اگه آلونسو 5 هم می‌شد باز هم سب قهرمان می شد سب که صدرنشین بود تا آخر مسابقه صدرنشین موند و اول شد و همیلتون دوم باتن سوم روزبرگ چهارم کوبیکا پنجم پتروف ششم آلونسو هفتم و وبر هشتم الگاسواری نهم و ماسا دهم شدن و در رده بندی فصلی هم سب با چهار امتیاز اختلاف با آلونسو وچهارده امتیاز با وبر اول شد و به جوان ترین قهرمان تاریخ فرمول یک تبدیل شد ، در ضمن سید جان بهتر نبود تو تیتر بنویسید اولین و آخرین باری که سب و مارک دست هم رو گرفتن چون فکر نکنم قبلش هم گرفته بودن

    • Ali n

      13

      2

      بله سال 2010 سیستم بحث برانگیز kers بعد از معارفه اش تو سال ۲۰۰۹ تو سال ۲۰۱۰ استفاده نشد و اون زمان drs هم نبود. طراحی پیست یاس مارینا عجیب بده و سبقت گرفتن بدون drs و یا kers خیلی دشوار. همون طور که گفتی اون مسابقه حتی همیلتون هم پشت کوبیتسا بلاک شده بود اما همه بلاک شدنِ آلونسو پشت پتروف رو می بینن. جالبه که خودرو دوم ردبول (وبر) هم پشت یه توروروسو بلاک شده بود و نمی تونست سبقت بگیره ولی با این حال آلونسو حداکثر فشارشو آورد ولی نشد. اون مسابقه فراری به استراتژی خودش باخت و البته شایدم حق داشتن چون باید وبر هم cover می کردن و اینکه همزمان باید حواسشون به دو تا راننده از یه تیم می بود (هم وبر و هم فتل) ولی متاسفانه ماسا شانس قهرمانی نداشت و نتونست به آلونسو تو اون مسابقه کمک کنه.

      • mohammad

        4

        1

        اون سال کار درست رو همهکردن وبر شانس اول قهرمانی بود ردبول هم برای اون استراتزی چید اول آوردنش پیت و فراری هم مجبور شد به این پیتواکنش نشون بده آلونسو رو آورد اگه آلونسو رونمیآورد وبر قهرمان میتونست بشه ولی فراری باید یکی رو انتخاب می کرد و انتخاب فراری درست بود سب هم پول رو گرفته بود و فاصله ایجاد کرده بود با خیال راحت تر تونست پیت بره و عنوان قهرمانی رو گرفت
        حتی همیلتون هم شانس داشت اوم فصل آلونسو بعد از رنوی پتروف باید روزبرگ رو هم میگرفت و تقریبا نمیتونست قهرمان بشه بااون اختلافی که بینشون افتاده بود هرچند پتروف خیلی عالی بود

      • امید نورمحمدی

        4

        0

        Ali n : تفاوت نایب قهرمانیهای اون دوران با این دوران انقدر زیاده که واقعا این مقام از ارزشش کم شده. اختلاف 4 امتیاز نشون میده که اون نایب قهرمان هم مستحق قهرمانی بوده. 2011 و 2012 هم تقریبا اینگونه بود.
        شان نایب قهرمانی در دوران هایبرید و بخصوص در فصلهای 2019 و 2020 بشدت آسیب دیده و جوانان و تازه علاقه مندان نمیتونن شانیتی برای این مقام قائل بشن و این خیلی بده. متاسفانه در دوره ای هستیم که همه چیز پیش از شروع فصل مشخصه و رقابت های هیجان انگیزو باید برای کسب مقامهای سوم تا پنجم ببینیم.
        در همین فصل 2020 راننده ای که در فصل 2019 موفق به کسب 7 پول پوزیشن و 2 برد و کلی امتیاز شده بود برای مکان جهارمی انقدر خوشحالی میکنه که کلا فراموش میشه جایگاهش کجا بوده و چه دست آوردهایی داشته!
        واقعا فرمول 1 میبایست یک فکری برای این اختلاف نابود کننده بکنه.

    • Mahdi

      11

      0

      عجب متنی بود
      برخلاف متن سایت خیلی ادم رو وجد اورد حرف نداشت
      اسمت رو نمیدونم ولی صددرصد
      ( به طاها به به یاسین به معراج احمد)
      نیستی
      خواهشا کوتاه ترش کن
      ولی متنت حرف نداشت

      • محمد یاسین

        10

        1

        نه دوست عزیز اسمم محمد یاسین هست ، به احترام شما اصلاح کردم

      • mohammad

        3

        2

        موافقم مطلب اصلا خوب نبود
        به نظر سید اصلا داره یه موضع دیگه ای رو مطرح میکنه یا داره خیلی راحت سرسری می گذره

  3. Ali n

    9

    8

    دوست دارم از این جمله آدرین نیووی که میگه “در واقع، خودروی ما اینقدر رقابتی تر بود که من یه جایی مجبور شده بودم وزنه های اضافه و سوخت بیشتر روش بذارم تا جلوی بقیه کند نشون داده بشیم” به عنوان حجت و دلیلی استفاده کنم برای دوستان هوادار فتل و ردبول (به خصوص فتل) تا براشون ثابت بشه که ردبول اون ۴ سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ خودرو برتر رو داشت ولی متاسفانه برخی نمی خوان قبول کنن. قبول دارم که دامینیت بودن مرسدس ۲۰۱۴ تا الان و فراری ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ خیلی بیشتر از ردبول بود ولی ردبول هم تو اون بازه خوردو دامینیت رو داشت.
    ولی این چیزی از ارزش های کار فتل کم نمیکنه اون سال فتل واقعاً خوب بود ولی قبول کنیم که ردبول با اختلاف بهترین ماشین اون سال ها رو داشت و اتهام هایی که دوستان فتل فن به همیلتون بابت این ۶ قهرمانی میزنن در مورد قهرمانِ خودشون هم صادقه.

    • محمد یاسین

      5

      4

      تا حدود زیادی موافقم ، اما سال 2012 واقعا قدرت سه تا ماشین( ردبول ، فراری ، مکلارن) نسبتا برابر بود و اون سال سب به خاطر رانندگی خارق العاده اش تونست پیروز بشه ولی از هر چی بگذریم رانندگی بی نظیر همیلتون توی چین 2011 رو نباید فراموش کنیم ، اونایی که 2018 رو با 2012 مقایسه می کنن کاملا در اشتباه هستند تو 2012 فراری تا حدود زیادی مدعی بود ولی تو 2018 واقعا ردبول اصلا به اندازه فراری 2012 خوب نبود

      • Reza.MC

        11

        0

        اون سال 6 تیم و 8 راننده متفاوت پیروزی کسب کردند. در هر پیست یک تیم دست بالا رو داشت. سب تا نیم فصل فقط یک پیروزی داشت. چیزی که ورق رو برگردوند 4 تا برد متوالی سب توی مسابقات آسیایی بود. واقعا یکی از نزدیکترین فصل های 20 سال اخیر فرمول یک بود با نامهای بزرگ و حضور همزمان 6 قهرمان فرمول یک که با روزبرگ که بعدا قهرمان شد می شدند هفت تا.

      • mehdi vettel

        2

        0

        Mahmood.ghaedi
        ماشین اونسال ردبول واقعا بهترین ماشین فصل بود و منم قبول دارم
        اگه مشکلات پایداری اون ماشین نبود سب مثل 2011 و 2013 با اختلاف قهرمان جهان میشد

        در ضمن من نگفتم شما گفتید که 2016 حق همیلتون قهرمانی بوده( اشاره کردم همیل فنا همچین نظری دارن ) شما رو به عنوان فن مرسدس به حساب آوردم

    • mehdi vettel

      9

      0

      Ali n
      دوست عزیز شما که متنو خوندی باید متوجه شده باشی که خود نیوی هم میگه ماشین مشکل پایداری داشت
      همون دوتا مسابقه اول سب به خاطر عدم پایداری به جا 50 امتیاز، 12 امتیاز میگیره

      تو اسپانیا هم که مجدد مشکل ترمز داشته
      تو کره هم دور های پایانی موتور ترکید

      تو سیلوراستون هم همیل دور اول زد چرخ عقب ماشین سب رو پنچر کرد

      با تمام این مشکلات بازم سب اون فصل تونسته قهرمان بشه که به نظرم نشون میده این آدم چقدر از لحاظ روانی قوی هست و با وجود این همه مشکل بازم تونسته قهرمان فصل بشه

      • Mahmood.ghaedi

        3

        10

        Mehdi vettel
        خب ماشین خوب داشته ک با این همه خرابی بازهم قهرمان شده
        و ی چیز دیگه
        بالاخره قویه و یا حساس و شکننده
        الان ب چهار سالی هست ک تنها چیزی ک نشون نمیده قوی بودن تو این زمینس

      • mehdi vettel

        7

        2

        Mahmood.ghaedi
        همیلتون تو فصل 2016 یه مسابقه مالزی موتور ماشین ترکید هنوزم همیل فنا میگن به خاطر اون قهرمان نشده

        حالا حساب کن سه بار پیشتاز مسابقه باشی و هر سه بار به خاطر مشکلات مکانیکی نتونی مسابقه رو ببری و دو بار هم رقیب مستقیمت مفت مسابقه رو ببره چه حسی میتونه داشته باشه

        در ضمن اگه سب اونسال تونست با همین خرابی قهرمان بشه فقط خوب بودن ماشین نبود

        بقیه رقیباش هم اشتباه کم نداشتن
        همیلتون که دوتا مسابقه پشت سر هم تو منزا و سنگاپور با درگیری های بیخود سیستم تعلیق ماشینو ترکوند
        آلونسو قبلا گفتم اون فصل چقدر اشتباه تاثیر گذار داشت
        باتن و وبر هم دوتا مسابقه خوب بودن و دوتا مسابقه هم خیلی بد بودن و کلی امتیاز از دست دادن
        سب هم اشتباه داشت ولی بیشتر مشکلات پایداری اون فصل اذیتش کرد

        اینکه سب چرا تو این دو سه سال اخیر مثل سابق از نظر احساسی قوی نیست میتونه دلایلی زیادی داشته باشه که یکیش میتونه عدم حمایت بی چون و چرا تیم ازش باشه که اون حمایتی و ساپورتی که از هورنر و مارکو داشت از مدیرای فراری نداشت ( سب تو ردبول هم اشتباه داشت همونطور که هر راننده ای تو هر تیمی ممکنه اشتباه کنه ولی هیچ وقت حمایت قرص و محکمی تو فراری ازش نکردن )

        همین مکس
        اوایل فصل 2017 هر مسابقه یه دسته گل به آب میداد
        فکر کن به جای حمایت های بی چون و چرا مارکو تو ردبول ، مکس این اشتباهات رو تو فراری انجام میداد ( احتمالا تو همچین شرایطی کریر مکس نابود میشد و همچین مکس مقتدری شاید دیگه هرگز تو فرمول یک نمیدیدم )

        همین الانشم که دیگه تقریبا همه دارن از سب انتقاد میکنن به خاطر عملکرد این فصلش مارکو بازم چندبار ازش دفاع کرده
        حالا تو مارکو رو با بینتو مقایسه کن . صد در صد میفهمی چرا سب تو فراری مثل ردبول نبود

      • mohammad

        6

        1

        تو این 4 سال دو بار تونسته همیلتون و مرسدس رو به چالش بکشه همیشه 2017 و 2018 تا نیمه های فصل پیشتاز بوده بعد مرسدس آپدیت داده و فراری نتونسته آپدیت بده
        البته مکس و خرابی های فراری هم بی تاثیر نبوده

      • Mahmood.ghaedi

        3

        6

        Mehdi vettel
        من اینو باز میگم هرکسی ک قهرمان میشه حتما حقش بوده
        حرف من اینه ک ماشین خوب داشته چهار سال قهرمان شده شما مکس مثال زدی منم مکس مثال میزنم
        سب چندتا خرابی ماشین داشت ولی ماشینش. اونقدر خوب بود ک اخر فصل قهرمان شد حالا شما با امسال مکس مقایسه کن ک چندتا خرابی ماشین داشت و همون دومی هم ک حقش بود از دست داد چرا چون ماشینش درحد مرسدس نبود
        دوست عزیز حمایت بی چون چرا نداشت روحیش خراب شد؟
        یعنی باید حتما تا اینحد حمایت ازش باشه
        خب چرا وقتی ی تیم همچین حمایتی از رانندش میکنه اینقدر از نظر شماها بده ولی انتظار همین حمایت از تیم برا راننده خودتون دارین اگه ی چیز بده کلا بده شد مثل دستور تیمی ک تو 2018 گناه کبیره بود اول 2019 شد سیاست تیمی
        درباره 2016 هم قبلا گفتم نظرم نیکو اون سال بهتر بود کمتر اشتباه داشت قهرمان شد حقش بود
        دوست عزیز هیچوقت قهرمانی بخاطر راننده تنها یا ماشین تنها نیست باید همه چیز جفت و جور باشه بعدش راننده بهترین از ماشین بکشه بسرون بی اشتباه باشه حرف منم اینه اون سال سب خوب و کم اشتباه بود ولی ماشینش هم اونقدر عالی بود ک با اینهمه خرابی بازهم قهرمان سال شد و نقش ماشینش خیلی زیاد بود

    • mohammad

      5

      2

      ببینماشین رقابتی ولی هیخراب شد
      یه بار شمع
      یه بار مهره
      یه بار داکت ترمزم
      موشک هم داشته باشی ولی به خط پایان نرسی 0 امتیاز میگیری حالا هی بگو
      مرسدس خراب هم نمیشه

      • Mahmood.ghaedi

        6

        2

        Mohammad
        اینی ک میگی هم دلیل داره
        اخه مرسدس ماشین نساخته
        ی اثر هنری خلق کردن باید هم این نتایج بگیرن حقشونه زحمت کشید کار کردن برنامه داشتن
        دارن نتیجش هم میبینن💪💪

      • mohammad

        4

        0

        قطعا به عنوان یه طرفدار مرسدس باهات 1000000000 درصد موافقم کاریکه مرسدس تو این دوره کرده واقعا یک اثر هنری برای مرسدس همه چیز خوب در زمان خوب در جای خوب یکجا جمع شدند

    • امید نورمحمدی

      2

      0

      Ali n : با شما تا حدی موافقم. 2013 ماشین ردبول واقعا دامینیت بود و شکی هم درش نیست. 2010 ناپایداری و اشکالات زیاد ماشین که روشن بود و در همین متن هم آمده (متن فقط اون یک جمله نیست). 2012 هم واقعا ردبول دامینیت نبود و فراری هم ماشین بسیار خوبی داشت.
      قبول کردن یا عدم قبول طرفداران هر راننده ای چیزیو عوض نمیکنه و گذشته و اتفاقاتی هم که افتاده دیگه قابل اصلاح به میل من و شما نیست. همونقدر که سب فنها مقاومت میکنند آلونسو فنها هم همینکارو میکنند. مثل خود شما که از کل متن فقط یک جمله را به انتخاب خودتون بولد میکنید و به سایر متن و مشکلات ماشین در فصل 2010 هیچ توجه ای نمیکنید.
      همه طرفداران رفتار مشابه ای دارند و نمیشه فقط به یک عده خرده گرفت…

  4. Sina

    4

    1

    سید نمیخای از ماشین های آمریکایی هم مقاله بزاری؟؟ پارسال گفتم حتی از بهترین هاشونم اسم بردم شما هم گفتی چشم حتما.

  5. مَمَّدو

    6

    3

    بچه ها دستتون درد نکنه. خاطرات قشنگی رو برامون زنده کردین …
    اگه اجازه بدین حالا که صحبت از نیوی و آیرودینامیکش هست، یه توضیحی در مورد فشار آیرودینامیکی بدم. پر حرفی منو به بزرگواری خودتون ببخشین:
    یه مولکول هوا رو تجسم کنین. این مولکول مثل یه بچه کوچک کودکستانی، دائما درحال جنب و جوشه. حالا هزاران مولکول چی؟ اونها مثل یه کودکستان پر از بچه های کوچکن که همه درحال دویدن و بازیگوشی بوده و مرتبا به هم تنه میزنن.
    داخل یک مخزن هوای فشرده، تیلیاردها تیلیارد، از این مولکول ها در حال ورجه وورجه ان و مرتبا به هم تنه میزنن. هر وقتی که یکی از این مولکول ها به دیواره مخزن برسه، یه تنه هم به دیوار میزنه و دوباره سریع میره قاطی جمعیت. پس ما در هر لحظه، میلیون ها تنه کوچیک به دیواره داریم که مجموع همه اونها میشه فشار گاز داخل مخزن.
    حالا یک تکه کوچک از دیواره مخزن رو سوراخ میکنیم و در محل روزنه، یه لوله به مخزن وصل میکنیم. مولکول هایی که به این قسمت از دیواره میرسن، وقتی میخوان یه تنه به دیواره بزنن، با نبود دیواره مواجه شده و به داخل لوله میفتن. در اینحال چون روزنه کوچیکه، پس فقط مولکول هایی به داخل لوله میفتن که جهت تنه زدنشون تقریبا هم راستا با جهت لوله باشه. بنابراین مولکول های داخل لوله خیلی هم جهتن و دیگه مثل داخل مخزن، به همدیگه و به دیواره لوله تنه نمیزنن بلکه همه تنه ها هم راستا شده و تبدیل به سرعت میشه. به این میگن کاهش فشار ناشی از افزایش سرعت در سیال ها. یعنی با افزایش سرعت در یک راستا، فشار یا تنه زدن ها در راستاهای دیگه کم میشه.در دیفیوزر، میان با استفاده از اسپویلر جلو، یک مخزن هوای فشرده مجازی رو در بین چرخهای جلو ایجاد میکنن. بعد هوای فشرده رو به زیر ماشین میفرستن که در اونجا چون فاصله کف صاف ماشین با زمین خیلی کمه، نقش همون لوله رو بازی میکنه و به هوا سرعت میبخشه. در نتیجه با هم راستا کردن مولکول های هوا، فشار اونهارو به کف خوردو و سطح زمین کم میکنه و این میشه قدرت مکندگی دیفیوزر.
    در پایان و در زیر سپر عقب، مجددا کانال هوا رو حجیم میکنن تا سرعت هوا کم بشه و با سرعتِ هوای سه طرف دیگه ماشین یکی بشه و درگ ایجاد نکنه.
    اما در عمل چون حجم هوای سه طرف دیگه از هوای خروجی دیفیوزر خیلی بیشتره، همیشه یه درگی به وجود میاد. در اینجا بود که نیوی نابغه، اگزوز ها رو انداخت زیر سپر عقب و گازهای خروجی از اگزوز رو به هوای دیفیوزر اضافه کرد تا تفاضلش رو با بقیه کمتر و درگ رو کاهش بده. متشکرم تا بعد.

    • AM PHD

      2

      0

      اصل برنولی رو تا الان اینطوری درک نکرده بودم، ممنون!

      • مَمَّدو

        0

        2

        چاکرم دکتر. من فیزیک رو از ریچارد فاینمن یاد گرفتم.

      • مَمَّدو

        2

        1

        البته میشه این مسئله رو از طریق قانون بقای انرژی هم به زیبایی توضیح داد. مثلا یه حجم گاز رو در نظر بگیر. این حجم دارای مقدار معینی انرژی پتانسیل هست و این انرژی پتانسیل، خودش را در حالت ساکن (درون ظرف) به صورت فشار (فنر فشرده تجسم کن) نشون میده. حالا بیا و بخشی از این انرژی رو به سرعت تبدیل کن (گاز فشرده وارد لوله بشه). چون مقدار انرژی باید ثابت بمونه، پس در صورت سرعت گرفتن در یه جهت خاص، خود به خود باید فشار (بخوون انرژی فشرده شده) در جهات دیگه کاهش پیدا میکنن. من این توضیحش رو هم دوست دارم. ممنون.

    • محمد یاسین

      1

      1

      واقعا تعریف تون خوب بود من دانشجوی ترم 5 معماری هستم و البته همیشه فیزیکم خوب بوده ولی این تعریف شما که به زبان ساده این موضوع رو به ما یاد دادید واقعا قشنگ بود

      • مَمَّدو

        0

        2

        معماری؟ من رشته تون رو خیلی دوست دارم و همه مستند های تلویزیون راجع به معماری، چه خارجی و چه داخلی نگاه میکنم. دمتون گرم.

      • مَمَّدو

        1

        2

        معماری؟ من به رشته تون خیلی علاقه دارم و همه مستند های معماری، چه خارجی و چه داخلی رو نگاه میکنم. دمتون گرم.

  6. mohammad

    3

    0

    ضمن تشکر از زحماتتون
    اما مطالبی که در حال درج هست اصلا ربطی به سب نداره بیشتر باید در مورد نیووی و طراحی ماشین اون زمان هست.
    امیدوارم بعد از این که این دوره تموم شد از کتاب خاطرات یا هر منبع دیگه در مورد سب بنویسید تا به حال تو این 3 قسمت اصلا در مورد سب نبود تو این مقاله فکر کنم کا اسم سب یه بار اومد منظرو یه موضوعکه اونم به سب ربط داشت به ماشینش ربط داشت

    خوب نبود اصلا این 3 قسمت در مورد ورود سب به ردبول نبوده همش ادرین نیووی بودهکه بهتره تیتر این سلسله نوشتار ها رو بزنید آدرین نویوی و ماشین ردبول
    بعد از این دوره در مورد سب بگید

  7. mohammad

    5

    1

    باز هم سانسور غوغا می کنه

  8. saman.5

    5

    0

    اون دوران هرچه که بود آدرنالین بیشتری توی رگ ها تزریق میکرد

  9. امید نورمحمدی

    1

    0

    مثل همه مطالب سید عالی بود . کاربران توجه داشته باشند که هر مترجمی دیدگاهش نسبت به اون متن را وارد میکنه چه خودآگاه و چه ناخودآگاه. از طرفی نویسنده کتاب نیوی است و اگر اسمی از سب برده نشده احتمالا از جانب نویسنده بوده و مترجم که نمیتونه اسم هرکسی که مد نظرشه را وارد متن بکنه!
    و صد البته اینگونه مطالب موجب میشه سایر اشخاص هم بتونن اظهارات فنی و نظرات خودشونو بنویسند و بستری برای آشنا شدن با مطالب جدید هم میشه که بسیار بهتر از بحثهای کودکانه طرفداری بین این راننده و اون راننده است .

    • mohammad

      1

      0

      با این مطلب که مشکلی ندارم ولی خوب اسمش رو میزاشتیم دوران نیوی بعد تو یه مرجله دیگه در مورد سب حرف میزدیم
      این همه مسابقه از فصل گذشت تقریبا فصل 2012 رو سید عزیزتموم کرد تو این 3 بخش ولی اصلا از سب اتفاقات مسابقه ای حوادث بحث های اطراف چی شد سب اومد چطوری انتخاب شد از کجا اومد نظر بقیه نسبت به ورود سب چی بی کیا چی گفتند راننده ها چه حرفایی زدند و …..
      این سلسله نوتار بیشتر اسمش دوران ردبول و نیووی هست و اگه این هست ایرادی توش نیست

      • mohammad

        1

        0

        سلسله نوشتار
        میدونید که کیبردم خرابه

        این انتقاد رو امیدوارم مد نظر داشته باشید و بهتر شروع کنید البته اگه نظر مخاطاتون مهم باشه