مجله خودرو ایران – صنعت خودرو سازی در سالیان اخیر در تمامی زمینه ها و نه فقط در بعد فنی پیشرفتهای چشمگیری داشته است تا جائیکه میتوان به جرات گفت در تمام ادوار هیچگاه اتومبیل تا این حد با زندگی و کار انسانها پیوند نخورده بود.

به همین علت علاوه بر جنبه های فنی, کاربردی و اقتصادی، همواره فاکتورهای زیبایی شناختی و ارتباط بصری آن مورد توجه طراحان و خودروسازان قرار گرفته است تا حوصله مشتری از اتومبیل خود که ممکن است روزانه زمان زیادی را با آن سپری کند، سر نرود و جذابیت و پویایی خودرو برای سالیان متمادی حفظ شود.

طراحی روی ماکت

طراحی روی ماکت

اهداف و وظایف تیم طراحی اتومبیل و خودرو

فلسفه و نگرش طراحی هر خودرو و اتومبیل به عوامل متعددی از جمله نوع و کاربری خودرو، سلایق و طرز تفکر و نیازهای مشتری، وضعیت جغرافیایی محل عرضه‌ی خودرو و ده‌ها فاکتور دیگر مربوط می‌شود. با این حال یک طرح موفق، طرحی است که علاوه بر سادگی و هماهنگی بین اجزاء مختلف، تا حدی جاه طلبانه و سنت شکنانه باشد، در عین حال معرف برند خود بوده و همسو با هویت شکل گرفته توسط کمپانی سازنده اش نیز باشد. (مطمئناً شما برای شناسایی یک مرسدس بنز کلاس E در بین انبوهی از ماشین‌های رنگارنگ، خیلی کمتر از پیدا کردن یک هیوندا جنسیس  به زحمت خواهید افتاد)

طراحان خودروهای ارزان قیمت و اقتصادی، سعی می‌کنند طرحی ارائه دهند که پس از گذر زمان، خسته‌کننده و یکنواخت نشود. (طرح‌هایی مانند تمام نسل‌های فولکس واگنِ گلف که هنوز هم پس از گذر سالها، به واسطه‌ی سادگی و هماهنگی خیره‌کننده‌ی قسمت‌های مختلف بدنه، چشم نواز و دوست‌داشتنی هستند)

در خودروهای لوکس، فاکتور تجملی و زیبا بودن علاوه بر پوشش داخلی و تجهیزات، در طراحی بیرونی خودرو هم باید به‌راحتی نمایان باشد؛ و یا در خودروهای اسپرت طراح می‌کوشد از الگوهای غیر‌معمول و کمتر دیده شده -گاهی جلوتر از زمان- استفاده کند تا هم نسبت به رقبای قدر خود متفاوت باشد و هم عطش کانون توجه بودن و خاص بودن مالک متمول خود را فرو بنشاند.

پیشگامان خطاکار در طراحی خودرو

این متفاوت بودن اما همیشه نتیجه یکسان و مثبتی به همراه ندارد. تاریخ صنعت خودرو بارها شاهد افراطی‌گری طراحان و خودرو سازان در خلق اثری مدرن، خلاق، متفاوت و جلوتر از زمان بوده است.

طرح‌هایی‌ که علی‌رغم بازخورد منفی و عدم استقبال عمومی در زمان ارائه نمونه کانسپت در نمایشگاههای اتومبیل، به مرحله‌ی تولید انبوه رسیده و البته در نمونه‌هایی حتی با شکست پروژه مواجه شدند. و البته آنهایی که باهوش‌تر بودند توانستند به موقع نواقص را برطرف کنند و به بازار برگردند.

بی ام و سری ۷

یکی از این مدل‌های افراطی که تاریخ صنعت خودرو آنرا از یاد نخواهد برد، بی ام و سری ۷ (E65) است که در سال ۲۰۰۱ و در زمانی که کریس بنگل رئیس بخش طراحی بود، به بازار عرضه شد. طرح دوتکه چراغهای عقب که یک تکه از آن روی انتهای گلگیر و تکه دیگر آن روی درب صندوق قرار داشت براستی برای بیننده‌ی آن زمان قابل درک نبود.(تصویر ۱).

این طراحی فاجعه‌بار که هیچ گونه هماهنگی با اندامهای جانبی سری هفت نداشت خیلی سریع و در کمتر از دوسال دست‌خوش فیس‌لیفت شد تا به نوعی خود کریس بنگل هم به این گاف طراحی اعتراف کرده باشد. (تصویر ۲)

مرسدس بنز S کوپه و هیوندا آزرا نسل ۴

این‌که این طراحی به طور افراطی جلوتر از زمان ظهور خود بود آنجا مشخص می‌شود که چند سال بعد مرسدس بنز S کوپه و حتی هیوندا آزرا نسل ۴ (که در اواسط دهه ۸۰ به کشورمان هم وارد شدند) با همین سبک طراحی در چراغ‌های عقب مورد استقبال گسترده قرار گرفتند.(تصویر ۳ و ۴)

نمای عقب 4 خودرو و اتومبیل - بی ام و سری 7

نمای عقب 4 خودرو

عدم برقراری ارتباط بین بیننده و خریدار با اتومبیل نوظهور، تنها یکی از نقاط ضعف این سبک طراحی بود. نارسایی و ایراد اصلی زمانی عیان شد که محصول ارائه شده، حتی در صورت اقبال عمومی و فروش مناسب، کمپانی و طراحان را برای طراحی و ساخت نسل بعدی دچار سردرگمی می‌کرد.

چرا که می‌بایست پاسخ‌گوی نقد کارشناسان و مخاطبان درباره‌ی این ماشین‌های بدقواره می‌شدند و در طراحی نسل جدید این سبک را تغییر داده و متعادل‌تر می‌کردند، (مثل سری ۷ بی ام و که پیش‌تر اشاره شد) یا اینکه دیوانگی طراحان نسل قبل را ادامه داده و اثر ناموزون دیگری ارائه دهند؛ زیرا مخاطب و منتقد نمی‌پذیرد پس از چند سال و درک طرح پیشِ رو، حالا با مدلی روبرو شود که از نظر زیبایی ظاهری حرف جدیدی برای گفتن ندارد و به نوعی درجا زده است.

تویوتا کمری سری VX40

یک مثال بارز در این زمینه تویوتا کمری سری VX40 عرضه شده در سال ۲۰۰۶ بود (تصویر ۵)، مدل پرفروشی که هیچ گاه نتوانست در دل مخاطب و مصرف کننده از نقطه نظر طراحی ظاهری جایی باز کند. با مرور کوتاهی به مدل‌های ارائه شده در آن بازه‌ی زمانی و سال‌های بعد از آن، می‌توان نتیجه گرفت اگر تویوتا، طرح VX40 را دو یا سه سال دیرتر عرضه می‌کرد،‌ در نظر بیننده جذاب‌تر و قابل هضم‌تر بود. در نتیجه کمپانی تصمیم گرفت برای طراحی نسل بعدی آن یعنی VX50  (تصویر ۶) ادامه‌ی استراتژی سبقت از زمان را در دستور کار قرار دهد که البته موفق نشد.

از نگاه کارشناسان، طراحان ژاپنی حتی یک پنجم وقت و دقتی را که برای طراحی جلوی ماشین هایشان صرف می‌کنند، برای قسمت عقب آن صرف نمی‌کنند، این بار اما تویوتا تنها قسمت سالم و قابل هضم VX40 ، که همانا چراغ‌ها و درب صندوق عقب بودند را نیز تکه‌پاره کرد. (تصویر ۷و۸)

طراحی خودرو و اتومبیل - تویوتا کمری

تویوتا کمری

عدم تمایل به شناخت سلایق مشتریان در طراحی اتومبیل

در این بین برخی از طرح‌ها عجولانه و بدون پیش زمینه‌ی خاصی خلق می‌شوند. طرح‌هایی ناهماهنگ و بدون به‌کارگیری عناصر زیبایی‌شناختی، که پس از یکی دوسال نه تنها در چشم و ذهن بیننده پذیرفته نمی‌شوند، که بیشتر و بیشتر پس زده می‌شوند.

از این دست موارد گونه های بسیاری می‌توان نام برد، یکی از ناموزون ترینشان جیپ چروکی نسل پنجم است که در سال ۲۰۱۳ به بازار عرضه شد (تصویر ۹). خودرویی که با توجه به قابلیت های بالای خارج از جاده ای و استحکام مثال‌زدنی، بیشتر شبیه یک کراس اور بد ترکیب کره‌ای شده است.

جیپ چروکی - خودرو و اتومبیل

جیپ چروکی

صرف نظر از تمامی موارد ذکر شده، زیبایی و جذابیت ظاهری امری نسبی و سلیقه‌ای ست و تیم طراحی باید با در نظر گرفتن سلایق و روحیات مصرف‌کنندگان بومی، طرحی را خلق کند که در عین سادگی و قابلِ درک بودن، به اندازه کافی جذاب و پویا بوده و هماهنگی مناسبی با نوع کاربرد و موقعیت جغرافیایی و فرهنگی محل مورد استفاده‌اش داشته باشد.

در ادامه می‌توانید تعدادی از زشت‌ترین و زمخت‌ترین خودروهای ۲۰ سال اخیر را ببینید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

راهنما؛ برای گزارش دیدگاه خلاف قوانین، با محتوای "#گزارش" به آن پاسخ دهید.

یک دیدگاه

  1. schumi

    1

    0

    ولی خداییش همون بد قیافه جیپ رو من میپسندم از چینی بهتره؟ خوب بو ممنون ازتون