فرمول یک ایران – تا ساعاتی دیگر اولین مسابقه فرمول یک 2020 آغاز خواهد شد. از زمان لغو گرندپری استرالیا به دلیل شیوع ویروس کرونا تا به امروز اتفاقاتی رخ داد که نباید فراموش شود.

ایستگاه اول: شکست، بی‌آبرویی و پایتخت‌هایی که سقوط کردند

دی ماه پارسال بود که شیوع ویروسی کشنده از بازار کوچکی در شرق چین، مردم دنیا را در بهت فرو برد. خیلی زود تعداد مبتلایان و قربانیان این عامل ناشناخته در جنوب شرقی آسیا، خاورمیانه، اروپای غربی و آمریکایی شمالی که همگی مبدا و مقصد میلیون‌ها گردشگر به شمار می‌رفتند، افزایش یافت.

دولت‌ها –برخی زودتر و برخی به اشتباه دیرتر- علاوه بر تعطیلی فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی، رویدادهای ورزشی‌ و فرهنگی را هم یا لغو کردند یا به تعویق انداختند. حتی مسوولان ورزشی ژاپن تصمیم گرفتند، المپیک توکیو را با یک سال تاخیر در سال 2021 برگزار کنند. کمتر از یک ماه بعد، دومینوی تعطیلی اجباری به کارخانه‌ها، کافه‌ها، مدارس و ورزشگاه‌ها رسید.

پیام روشن بود: “تجمع ممنوع” دستوری کوتاه که کم‌کم به تنها سنگر دفاع در برابر مبارزی سبک‌وزن اما بی‌رحم تبدیل شد. نامش را گذاشتند “کووید19”. کرونا یا ویروس تاجدار، یک هیچ از دنیا جلو افتاد. میلان، برلین، پاریس، لندن و نیویورک که زمانی شهرهای همیشه بیدار بودند، به خواب زمستانی رفتند. دنیای کوچک ما، قرنطینه شد.

توتو ولف - استرالیا 2019

توتو ولف – استرالیا

فرمول یک اما منتظر شروع فصل 2020 بود. رانندگان به ملبورن آمده بودند، تماشاگران بلیت خریده بودند و خبرنگاران میکروفون به‌دست در کمین شوالیه‌های پول‌ساز و خوش‌گذران، ثانیه‌‌شماری می‌کردند. علاوه بر ‌آن‌ها میلیون‌ها مخاطب پای جعبه‌ی جادویی داشتند اسنک‌های ویژه‌ی مسابقه را آماده می‌کردند.

چند روز مانده به شروع دورهای تمرینی، اخبار ناامیدکننده‌ای از سایت‌های معتبر، منتشر شد. “بنابر ملاحظات بهداشتی، برگزارکنندگان گرندپری استرالیا تصمیم گرفتند این رقابت بدون تماشاگر برگزار شود.” چند روز بعد، قبل از اینکه مهندسان بازیگوش، لگوهای چند میلیون یورویی تیم‌هایشان را سرهم کنند، جایزه بزرگ استرالیا به صورت کامل لغو شد.

این اولین پرده‌ی کابوس مشترک دوست‌داران موتوراسپورت بود. گرندپری‌های ژاپن، سنگاپور، بحرین، باکو و حتی گرندپری تاریخی موناکو از تقویم فصل 2020 کنار گذاشته شدند. این آواری بود که بر سر موتوجی‌پی، مسابقات سری استقامت، دی‌تی‌ام و حتی نسکار آمریکایی هم خراب شد.

“مکس دیوانه! مکس عزیز! امیدوارم سال بعد بتوانی دوستانت را یک آخرهفته به خانه‌ دعوت کنی، اما امسال نمی‌شود. نگران نباش. لاله‌ها سال بعد هم زیبا هستند. می‌توانی تابستان یک سال دیگر با غرور، آن‌ها را بهترین لاله‌های جهان معرفی کنی.”

به عبارت دیگر، گرندپری هلند از لیست مسابقات هم خط خورد. تصمیمی بی‌رحمانه اما از سر عقل و احتیاط. برگزارکنندگان، حامیان مالی، تیم‌ها و رانندگان، ضررهای هنگفتی را متحمل شدند اما مثل هر انسان عاقل دیگری، سلامتی را اولویت اول خود قرار دادند، چمدان‌هایشان را بستند و به خانه‌هایشان رفتند. بعضی از تیم‌های پرافتخار پیست تا حد ورشکستگی پیش رفتند اما هر طور بود دوام آوردند.

ایستگاه دوم: ماسک‌ها و پرستاران صورت‌زخمی

هرروز قربانیان بیشتر می‌شدند و امیدها کم‌رنگ‌تر. کادر درمانی وظیفه‌شناس همه‌ی کشورهای جهان به مصاف کرونا رفته بودند. سیاست‌مداران، اوضاع بیمارستان‌ها را به سال‌های جنگ جهانی تشبیه و خبرنگاران رسانه‌های مختلف با تاسف بسیار اخبار فوت هم‌میهنانشان را منتشر می‌کردند. بعضی کشورها که از قبل آمادگی بیشتری داشتند، توانستند شرایط را بهتر مدیریت کنند. حتی بعضی از آن‌ها به همسایگان خود کمک‌های ویژه‌ای فرستادند.

هنرمندان سراسر دنیا برای حفظ روحیه‌‌ی مردم، در صفحات مجازی خود، کنسرت رایگان برگزار کردند. کمدین‌های محبوب، مردم را برای دقایقی سرگرم ‌و فوتبالیست‌ها، هوادارانشان را چالش روپایی دعوت کردند. رانندگان، تورنمت‌های آنلاین مسابقات شبیه‌ساز را راه انداختند.

نرم‌افزارهای محبوب شطرنج، با دعوت از “استادهای بزرگ” مسابقات جذاب دوبعدی‌شان را با جایزه‌هایی چند میلیون دلاری، شروع کردند. غول‌های صنعتی به نوبت از غار بیرون آمدند و در نهایت فرمول یک با یک ایده‎‌ی ناب به کمک اروپا آمد. نام ماموریت شد “پروژه‌ی پیت لین”

بخش ساخت و توسعه پیشرانه‌های مرسدس، بریکسورث

بخش ساخت و توسعه پیشرانه‌های مرسدس، بریکسورث

مهندسان مرسدس با کمک مهندسان دیگر تیم‌ها یک دستگاه کمک تنفسی سی‌پی‌ای‌پی را در کمتر از 100 ساعت، مهندسی معکوس کردند و نتیجه و طراحی‌هایشان را در اختیار عموم قرار دادند. این دستگاه‌ها نیاز بیمارستان‌ها را به ونتیلاتور کاهش می‌داد و ورودی بیماران، به بخش مراقبت‌های ویژه را هم کمتر می‌کرد. لامبورگینی بخشی از قسمت تودوزی خط تولید هوراکان را به خیاط‌خانه‌ای برای تولید ماسک و شیلد تبدیل کرد.

فراری لوله‌های مورد نیاز دستگاه‌های کمک‌تنفسی را با کمک چاپگرهای سه‌بعدی‌اش ساخت و به رایگان در اختیار بیمارستان‌های ایتالیا قرار داد. گروه خودروسازی مکلارن با کمک دانشگاه ساوت‌همپتون، دسگاه فیتلرکننده‌ی هوای همراه را برای پزشکان و پرستاران طراحی کرد. رولزرویس قول داد تا 10000 ونتیلاتور به سازمان بهداشت ملی انگلیس تحویل دهد. جنرال موتورز و فورد هم در آمریکا وظیفه‌ی مشابهی را بر عهده گرفتند.

فولکس واگن، ابرخودروساز پرحاشیه‌ هم کمک‌های مالی فراوانی به سیستم درمانی کشورش کرد. مردم هفته‌ها در خانه‌های بزرگ و کوچشان مانده بودند و حالا نوبت دولت‌ها بود که خودی نشان دهند. پرستاران اما بدون استراحت، نگران اما امیدوار مشغول رسیدگی به بیماران بودند. در سویی دیگر دانشمندان با هر رنگ و دین و زبان و گرایشی، دست در دست هم، مشغول رمزگشایی “عامل ناشناخته” بودند.

ایستگاه سوم: لانه‌ی خاکستری ققنوس

به چند سال قبل برگردیم. آن روزها که وکلای خانواده‌ی ژول بیانکی مقابل تیم حقوقی فرمول یک ایستاده بودند، زمانی که کارشناسان و هواداران سر افزایش ایمنی و هیجان فرمول یک بحث می‌کردند، سباستین فتل در مصاحبه‌ای گفت: “هیچ چیز مرگ را توجیه نمی‌کند.”

راست هم می‌گفت. چند سال بعد در آخرالزمانی‌ترین روزهای قرن جدید، چند ده گرم ویروس، زندگی بسیاری را گرفت و میلیون‌ها نفر را گرفتار کرد و زیست چند میلیارد انسان را دگرگون ساخت. سال بیست بیست مثل یک فیلم جنایی پیش می‌رفت. ما هم تماشاگرانی بودیم که با غل و زنجیر به صندلی‌های سینما بسته شده‌اند. تماشاگرانی غمگین، داغ‌دیده اما سرسخت. ما انسان‌ها کتاب‌های تاریخ را ورق زدیم و از نو خواندیم که اتحاد، امید و دانش، بهترین راه نجات از گرفتاری‌هاست.

حضور رانندگان در مراسم خاکسپاری ژول بیانکی

حضور رانندگان در مراسم خاکسپاری ژول بیانکی

چند روز پیش فیلمی از سرجیو پرز در حال گرفتن تست کرونا پخش شد. حتی تماشایش هم دردناک بود اما نشان می‌داد رویدادی در حد فرمول یک هم می‌تواند با رعایت بهداشت فردی و جمعی –هرچند متفاوت- از سر گرفته شود. فرمول یک قبل از اینکه ورزش و صنعت باشد یک نمایش پرزرق و برق است. حالا که اوضاع کمی از شرایط بحرانی فاصله گرفته، گلادیاتورهای محبوب این نمایش بین‌المللی این بار ماسک‌پوشیده، به نبرد خواهند رفت.

اما این بار با هم و برای هم. برای تک تک پرستاران فداکار و برای تمام کارگرانی که در سخت‌ترین شرایط، فعالیت‌های ضروری‌شان را رها نکردند و برای تمام آموزگارانی که از راه دور به دانش‌آموزانشان الفبا آموختند. امروز این رانندگان، یک بار دیگر سرود یک‌پارچگی خواهند خواند و ما سال‌ها بعد به کودکان شیفته‌ی دنیای پدال و فرمان، خواهیم گفت:

ما در فصلی هوادار فرمول یک ماندیم که حتی موناکویش هم لغو شده بود.

به یاد جان‌های عزیزی که کرونا از ما گرفت.

7 دیدگاه

  1. SaMaN9111

    1

    2

    چرا فراری اینجوری شدش !
    خسته شدیم از بس ضعیف بوده ! از نظر نتیجه فقط البته حال و روزمون مثل استقلال شده تو لیگ برتر ایران، امکاناتشو داریم اما لیاقتشو مث اینکه نداریم

  2. aryan261

    3

    1

    عجب مقاله‌ی قشنگی
    دستمریزاد
    چشمم به کلمه ها دوخته شد و نمیتونستم دل بکنم
    کاش بیشتر مینوشتی تا بیشتر لذت ببریم از قلمت مهدی رنجبر عزیز…

دیدگاه خود را بیان کنید