فرمول یک ایران – فرمول یک ورزشی جدی است ولی خوب عکاسان کار خودشان را می کنند و تصاویر خنده دارشان را می گیرند، این است سکانس هایی از گرندپری ایتالیا.
این ها لحظاتی است که شاید شما از دستشان داده باشید ولی چشمان تیزبین ما شاهد همه ی آن ها بود.
“آقا کمک، یه آقای بی مویی کنار منه، کچلا این روزا خطرناکن، لوله کشی می کنن آدمم می کشن تازه، من نمی خوام بمیرم، می خوام 20 سال دیگه ریاست کنم”
ریاضت اقتصادی حاکم بر ایتالیا، مردمی که برای دریافت مرغ دولتی صف کشیده اند.
دستا رو بنداز پایین حالمون به هم خورد، آقا بزن سکانس بعدی…
“اینجا فرمول یکه لعنتی شوخی نیستش خبری از گل و بستنی چوبی نیستش”
“بهش پیشنهادی دادم که نتونست رد کنه”
گرهارد برگر و فلاویو به بهانه ی اینکه یک اردک دارند که روپایی میزند، ادی جردن را به گوشه ای برده و جیب هایش را خالی می کنند.
دو راننده ای که سال بعد در مونزا نخواهند بود در حال سلفی گرفتن هستند، البته اشتباه سلفی می گیرند، باید با دست صورتشان را بپوشانند.
“لوئیس چتر چرا آوردی؟ میخوای آفتاب پوستت رو خراب نکنه؟”
“نه، اصغری زنگ زد گفت بارون میاد، چتر با خودت ببر”
توتو اینجا چیکار می کنی؟ مگه خودت تیم نداری؟
“آخه نگاشون کن. اوخی، چه بانمک تلاش می کنن”
شاید تنها طلایی که یک فراری تا آخر فصل لمسش می کند.
خفه نشی ران دنیس جان.
نقل است لقمان در مقابل گاراژ ردبول نشسته است، مکس را می بیند هی نت بر می دارد.
“اوا خاک به سرم، یادم رفت زیر گاز رو خاموش کنم”
هیس، سر و صدا نکنید بریم سکانس بعدی.
فتل تو که سوم شدی، چرا اشتباه کلاه برمیداری؟
“هیس ساکت باش”
بذار سر جاش دیگه!!!
“نه، نمی خوام، مال خودمه به کسی نمی دمش”
به من چه اصلا، تا سکانسی دیگر بدرود.

















با حال بود
“اینجا فرمول یکه لعنتی شوخی نیستش خبری از گل و بستنی چوبی نیستش”
این خیلی باحال بود
🙂
همیلتون داداچ سیا تر نیشی دیگه چتر اوردی چرا 😀
سباستین گل شما هر کاری دوست داری بکن به کسی هم محل نزار اصن. اونجا ایتالیاست مهمون نوازی و اینا خبری نیست. وتل میزبانه هر کاری بکنه به هیچ کس دیگه ربطی نداره. اون طلای المیکم نوش جونت هاپولی کن ببر به کلکسیون افتخاراتت اضافه کن.
سکانسهای سباستینو خیلی خوشم اومد. اینارم همه رو شوخی کردما. ولی آخرش نفهمیدم اون طرفداره که حالتون ازش بهم خورد برزیلی بود یا بلژیکی.