فرمول یک ایران – اگر از طرفداران مسابقات فرمول یک باشید، حتماً از اتفاقات سال 2007 و جاسوسی اطلاعات از فراری چیزهایی شنیدهاید. شاید دانستن جزئیات و اتفاقات درونی این ماجرا پس از حدود 9 سال خالی از لطف نباشد ؛
مقدمه
از بین تمامی مغازههای فتوکپی در انگلیس، ترودی کافلن (Trudy Coughlan) از شانس بدش باید وارد مغازه “پردازش تصویری اسناد” میشد.
در ماه جون سال 2007 در شهرستان (county) ساری (Surrey)، کافلن درحالیکه یک دسته کاغذ 780 صفحهای در دست داشت، وارد مغازه شد. به کارمند مغازه، که مردی میانسال در یک مغازه معمولی در ناکجاآباد بود، گفت: “اینها را برایم اسکن کن و روی 2 عدد سی دی کپی کن.” هیچ درخواست عجیبی نبود، مگر اینکه شما اتفاقاً یکی از طرفداران فرمول یک باشید و اتفاقاً هم نگاه دقیقی به آن صفحات بیندازید: نقشههای طراحی، گزارشهای فنی، عکسها و اطلاعات مالی (اطلاعات محرمانهای که برای طراحی یک اتومبیل فرمول یک کفایت میکند). هر صفحه هم با یکی از معروفترین لُگوهای دنیا آراستهشده بود؛ اسب سیاه فراری.
ساری محله مکلارن است، چراکه دفتر مرکزی فوق سری، آیندهنگرانه و نیمی در زیرِزمین مکلارن، که اهالی محل آن را کشتی فضایی مینامند، کمی آنطرفتر قرار دارد. اما ازقضای روزگار، کارمند مغازه فتوکپی یکی از طرفدارهای سرسخت فراری بود.
وقتیکه کارمند مغازه اسم خانم رو پرسید، خانم پاسخ داد: “ترودی کافلن”
بعد از رفتن خانم، کارمند توی گوگل جستجو کرد. اول اسم آن خانم رو جستجو کرد و متوجه شد که همسر مایکل کافلن (Michael Coughlan)، سرطراح تیم مسابقهای فرمول یک مکلارن است.
سپس به جستجوی فراری در گوگل پرداخت و نام و آدرس ایمیل سرپرست ورزشی تیم فرمول یک فراری رو در مارانلو پیدا کرد؛ استفانو دومنیکالی ( Stefano Domenicali )
سپس داستان عجیب آن خانم و اسنادی که به نظر میرسید اسناد محرمانه فراری باشد را برای آقای دومنیکالی فرستاد.
صبح روز بعد، دومنیکالی هنگام بررسی ایمیلهایش، متوجه نامه فرستادهشده از ساری شد و فوراً آن ایمیل را به بخش امنیت فراری فرستاد.
چند روز بعد، ترودی کافلن 2 عدد سی دی به همراه 780 صفحه اسناد رو از مغازه فتوکپی تحویل گرفت و مطابق دستورالعمل همسرش، اسناد کاغذی رو در دستگاه کاغذ خردکن ریخت و باقیمانده آنها را هم در باغ پشت منزلشان سوزاند.
و اینگونه بود که بزرگترین رسوایی در طول تاریخ که دنیای فرمول یک را احاطه کرد آغاز شد.
جاسوسی از اسناد فراری
فرمول یک نمایشی پرسروصدا، فوقالعاده پرخرج و دیدنی است. درحالیکه رانندگانی با قراردادهای چندین میلیون دلاری بیشتر توجهها و تحسینها را به خودشان جلب میکنند، رقابت کنندگان اصلی در فرمول یک، خود اتومبیلها هستند. اتومبیلهای فوق سبک، موتور وسط و کابینباز که حاصل اعجاز در مهندسی دقیق، قدرت و سرعت هستند. تفاوتی که در توانایی رانندگی بین سریعترین و کندترین راننده وجود دارد بعید است که بیش از 1 ثانیه در هر دور باشد، ولی تفاوت بین سریعترین و کندترین اتومبیل فرمول یک ممکن است حتی بیش از 3 الی 4 ثانیه در هر دور باشد. بنابراین سریعترین راننده در کندترین ماشین، همچنان کُند است درحالیکه کندترین راننده در سریعترین ماشین میتواند موفقیتهای نسبتاً خوبی را کسب کند. فرمول یک درواقع مسابقه تنظیم و ارتقای عملکرد خودروهاست. قانونهای بسیاری درباره پیشرانه، دستگاههای مکانیکی ، بدنه و آئرودینامیک و … ماشینها وجود دارد و در محدوده آن قوانین همهچیز قابل ارتقا و بهبود بخشیدن است. تیمهای قدرتمند که صدها و گاه هزاران کارمند دارند بیش از صدها میلیون دلار در سال هزینه ارتقا و بهبود عملکرد اتومبیل خود میکنند تا با هر ارتقا آن را چند میلیثانیه تا چند ده میلیثانیه در هر دور سریعتر کنند.
اتومبیلهای فرمول یک از بیش از 6000 قطعه مختلف تشکیلشدهاند که تقریباً تمام آنها بهصورت سفارشی ساخته میشوند. در طراحی تمام جوانب، از بدنه اتومبیل گرفته تا کلاه ایمنی راننده، آئرودینامیک مدنظر قرار میگیرد. این اتومبیلها قادرند در کمتر از 5 ثانیه از سرعت صفر به 160 کیلومتر در ساعت برسند و مجدداً به ایست کامل برسند. همانند هواپیماها، تکیه این خودروها نیز بر روی بالها (یا اسپویلرها)ی جلو و عقبش است. منتها برعکس هواپیماها که بالها نیروی رو به بالا (لیفت) ایجاد میکنند، اسپویلرهای ماشینهای فرمول یک، به همراه بدنه شیبدار و سطح زیرین و دیفیوزر خود، نیروی رو به پایینی (دانفورس) ایجاد میکنند که به این ماشینها امکان پیچیدن بسیار سریع و همچنین قدرت بسیار بالای ترمزگیری را هدیه میکند. نیروی رو به پایین در این خودروها آنچنان زیاد است که بهصورت تئوری این خودروها قادرند بهصورت برعکس روی سقف تونل موناکو حرکت کنند. در همین حین تمامی جوانب این خودروها نیز طوری طراحی میشود تا نیروی مقاومت هوا (دِرَگ) را به حداقل ممکن برسانند و درنتیجه به حداکثر سرعت بالاتری برسند.
مطمئناً مهندسی هوشمندانه تنها راه برتری یافتن در چنین دنیای شدیداً رقابتی نیست، بلکه دانستن اینکه رقیبان مشغول چهکاری هستند قطعاً کمک بزرگی است. تیمهای فرمول یک دائماً نگاهی به ماشینهای تیمهای رقیب دارند، چه با استخدام عکاسانی جهت ثبت تصاویر دقیق و باکیفیت، چه تخمین توزیع وزن با مشاهده تصاویر تلویزیونی ماشینهایی که توسط جرثقیل بلند شدهاند و چه از طریق تبادل شایعات و اسرار با کارمندان تیمهای رقیب. چنین جاسوسیهای نسبتاً سطحی مدتهاست که جزئی از فرمول یک شده است. و اگر تیمی زیادهروی کند معمولاً کسی اهمیتی نمیدهد. چراکه وقتی در بهار 2007 دو تن از کارمندان قبلی فراری برای جاسوسی اطلاعات شرکت، مجرم شناخته شدند (رد کردن اطلاعات محدودی از طراحی فراری به تیم همیشه بازنده فرمول یک تویوتا)، دادگاه ایتالیا فقط محکومیتی تعلیقی برایشان در نظر گرفت و فیا (فدراسیون بینالمللی اتومبیلرانی) نیز هیچگونه جریمهای برایشان در نظر نگرفت.
اما در تابستان 2007 هنگامیکه این خبر درز پیدا کرد، که تیم درجهیک مکلارن، به صدها صفحه اسناد فنی فراری دسترسی پیداکرده، این تقلب بهراحتی مختومه نشد. بلکه داستان آن راه خود را به صفحه اول روزنامههای اروپا باز کرد، و دو تیم درگیر ماجرا، نزاعی را شروع کردند که ازآنچه در مسیر مسابقه میگذشت، چیزی کم نداشت. و در کانون ماجرا دو شخصی قرار داشتند که همواره دور از نورافکن روی رانندههای مشهور و ماشینهای پرقدرت قرار داشتند؛ مایکل کافلن از دپارتمان طراحی مکلارن، و نایجل استپنی (Nigel Stepney) از قسمت مکانیکهای فراری.
نایجل اسپتنی در راس ماجرا
خانه فراری مارانلو (Maranello) است که حدود 15هزار نفر جمعیت دارد. در اینجاست که هم ماشینهای فرمول یک و هم ماشینهای جادهای فراری طراحی، تولید، آزمایش و به اقصا نقاط دنیا فرستاده میشوند. وارد شدن به مارانلو یعنی وارد شدن به قلب قرمز تپنده فراری. تقریباً همه افراد اینجا یا برای فراری کار میکنند یا باکسی که در فراری کار میکند نسبتی دارند.
نایجل استپنی بهعنوان سرپرست 30 مکانیک فرمول یک، مانند یک شاه در مارانلو قدم میزد. او برای 15 سال یکی از بخشهای درونی تیم رؤیایی فراری بود، که کمک کرده بود فراری به 5 قهرمانی پیاپی مابین سالهای 2000 تا 2004 دست پیدا کنند (5 قهرمانی برای راننده در سالهای اشارهشده و 6 قهرمانی تیمی مابین سالهای 1999 تا 2004). استپنی که متولد انگلیس بود، به گاراژ تمام ایتالیایی فراری که قبل از ورودش بسیار آشفته بود نظم بخشید. وی با همکاری نزدیک با مدیر فنی تیم، راس براون (Ross Brawn)، موفق شد نظم و انضباط را برای تیم به ارمغان بیاورد.
تا سال 2006، استپنی که درآمدش بیش از 1 میلیون دلار در سال بود، شخصی بسیار بانفوذ در فراری بود. او بود که تصمیم میگرفت کدام مکانیکها در مسابقات تیم را همراهی میکنند (و حقوق مازاد بابت آن دریافت میکنند) و کدام در مارانلو میمانند. استپنی یکی از مردانی بود که زندگی خود را با تقویم فرمول یک هماهنگ میکرد و چنان خود را وقف به تیم کرده بود که حتی یکبار هنگامیکه مایکل شوماخر هنگام خروج از پیت به او برخورد کرد و قوزک پایش شکست، هیچ اعتراضی نکرد.
عاقبت نایجل اسپتنی چه شد ؟
سپس در پایان سال 2006، دنیای استپنی به همراه بهترین تیم در تاریخ فراری از هم پاشید. ابتدا خبر بازنشسته شدن شوماخر در انتهای فصل آمد. سپس راس براون اعلام کرد که قصد دارد یکفصل استراحت کند (که بعد از گذشت یکفصل از فراری جدا شد و به تیم فرمول یک هوندا پیوست). استپنی که دست راست براون و یکی از اعضای کلیدی حلقه داخلی براون-شوماخر بود، امیدوار بود که شغل مدیر فنی، به همراه حقوق چند میلیون دلاری و اعتبار بیاندازه آن، نصیبش شود.
ولی استپنی مهندس نبود. او یک مکانیک، بدون درجه دانشگاهی بود. فراری، ماریو آلموندو (Mario Almondo) را بهعنوان مدیر فنی برگزید. یک ایتالیایی که از بخش منابع انسانی ارتقاء گرفته بود. آلموندو پیش از آن رئیس بخش توسعه صنعتی مسابقه در فراری بود، اما استپنی هنوز هم معتقد بود آلموندو زیرکی فنی موردنیاز جهت هدایت توسعه و پیشرفت تیم را ندارد. کارکنان فراری میگویند که وی از این انتخاب عصبانی بود، چنانکه حتی این نارضایتی را علنی کرد.
در فوریه 2007 طی مصاحبهای با اتو اسپرت گفت: “میخواهم که یک سال از فراری دورباشم. در حال حاضر داخل تیم خوشحال نیستم. من واقعاً میخواهم که در شغلم پیشرفت کنم، و در حال حاضر این اتفاق نمیافتد.”
مجازات صحبت کردن بر ضد فراری میتواند اخراج فوری باشد. همانطور که آلن پراست (Alain Prost) در سال 1991 وقتیکه گفته بود فراریاش در حین رانندگی مثل یک کامیون میماند، در میانه فصل از فراری اخراج شده بود. اما وقتیکه استپنی صدایش را بلند کرد، فراری به طرز عجیبی اخراجش نکرد و یا حتی بهصورت عمومی، صحبتی از خیانت وی به میان نیاورد. و وقتی پس از مشاجره، استپنی درخواست کاری داخل کارخانه را کرد، که نیازی به همراهی وی با تیم هنگام مسابقات را نداشت، با درخواست وی موافقت شد.
ولی مطابق حرفهای استپنی، این حتی از اخراج شدن هم بدتر بود؛ ” فراری در ایتالیا یکتاست، اگر علیه آن باشید، مانند این است که علیه واتیکان هستید. احساس میکردم که برای اینکه دیگر نمیخواستم مدام سفر کنم یکجور خائن هستم. آدمها میترسیدند با من صحبت کنند … وضعیت غیرقابلتحمل بود.”
ترجمه و تدوین : وحید حقیقی (vahid_haghighi@yahoo.com)


![1111111111111111 [DVD (NTSC)]](http://f1iran.com/wp-content/uploads/2016/05/1111111111111111-DVD-NTSC.jpg)


عااااااالی. از اینجور خبرها و مطلب ها بیشتر بذارین