مجله خودرو ایران – فورد GT جدید، خودرویی که قرار است جانشین GT40 افسانه ای باشد و برای اولین بار در تاریخش، با موتور شش سیلندر به میدان آمده تا سوپراسپرت ترین آمریکایی بازار باشد.
از خوبی هایش در یک کلام بگویم؛ بالانس عالی شاسی، فرمان پذیری دوست داشتنی، حالت پیست، آرامش و ثبات مثال زدنی و آیرودینامیک فوق العاده؛ شاید متعجب شوید ولی دلایل زیادی هم وجود دارد تا باور کنید موتور V6 بهترین چیزی بوده که می توانسته روی آن قرار بگیرد.
تقارن، خطوط موازی و آیرودینامیک، چیزی که در فورد GT جدید به کمال رسیده. مدیر بخش مهندسان فورد پرفورمنس درباره فضای کاکیپت و محل قرارگیری راننده می گوید:
ما نیاز به داون فورس داشتیم، اما یک داون فورس کارآمد. پس نمی خواستیم نیروی درگ زیادی به آن تزریق کنیم. به همین دلیل است که همه چیز، از جمله محل قرارگیری راننده را درست و کاربردی طراحی کردیم تا به حداقل ارتفاع ممکن برسیم.
موتور کوچک و V6 طولی در پشت کاکیپت راننده تحت احاطه فیبر کربن قرار گرفته و توربوهای قدرتمند آن درست زیر کانالهای زیبا و آیرودینامیکی کنار کاکیپت قرار گرفته اند. کانالهایی که به واسطه موتور کوچک اکوبوست فرصت عرض اندام پیدا کرده اند و اگر باز هم از موتور V8 استفاده می شد، قطعاً با آیرودینامیکی به این خوبی مواجه نبودیم. چقدر خوب؟ فورد از گفتن اعداد خودداری می کند چون معتقد است تیمهای رقیب در مسابقات نقطه ضعفهای آن را راحتتر پیدا خواهند کرد.
به هر حال نیازی هم نداریم تا به کارآمدی آن پی ببریم؛ چون از تمام المان های بدنه، امتیازات آیرودینامیکی می بارد. گذشته از ورودی های هوای متعددی که هوا را مستقیم به سمت موتور هدایت می کنند، فورد حتی از فضای چراغهای عقب هم جهت ایجاد داون فورس استفاده کرده است! پس دیگر خودتان باقی داستان را بخوانید، دیفیوزر زیر خودرو، اسپلیتر و اسپویلر متحرک عقب؛ همانطور که مدیر فورد پرفورمنس معتقد است هیچ سوراخی باقی نمانده که به بهبود خودرو کمک نکند.

می رسیم به موتور، به خاطر خراب نشدن نتایج تمام این تلاشها، فورد بالاخره از سنت قدیمی کابوی ها دست کشید و بی خیال موتور V8 زمخت شد. پس، یک موتور آلومینیومی ۳۴۹۷ سی سی V6 مأمور تولید ۶۴۷ اسب بخار قدرت در دور ۶۲۵۰ rpm و ۷۴۳ نیوتن متر گشتاور در دور ۵۹۰۰ rpm است؛ و ثمره آن، صفرتاصد در ۳٫۰ ثانیه و حداکثر سرعت ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت.

این قدرت و گشتاور سوپراسپرت فورد به کمک یک گیربکس هفت سرعته دوبل کلاچ تماماً به چرخهای عقب منتقل می شود. ترمزهای کربن سرامیکی شش پیستونه چهار کالیبره برمبو هم با قطر ۳۹۴ میلیمتری در جلو و ۳۶۰ میلیمتری در عقب مسئولیت کشیدن افسار این اسب سرکش فورد را در اختیار دارند.

در مورد وزن، ۱۳۸۵ کیلوگرم. قطعاً آئودی R8 V10 Plus با قدرت کمتر و وزن بیشتر رقیب قدری نیست اما مکلارن ۶۷۵LT با وزن ۱۲۳۰ کیلوگرم و قدرت ۶۶۶ اسب بخار برای فورد مهم است چون نقطه سنجش و بنچمارکی برای ساخت فورد GT بوده است.
حالت پیست، چیزی که در ابتدای متن از آن به عنوان یک امتیاز یاد کردیم؛ چرخاندن دکمه ی روی غربیلک فرمان تا زمانی که به حالت T برسد کافیست تا ارتفاع کف خودرو از زمین ۵۰ میلیمتر کاهش یابد؛
برای آزمایش حالت مخصوص پیست به لاگونا سکا آمدم. فورد GT در حالت پیست تنها ۱۰۷ سانتی متر ارتفاع دارد! (قسمتی از) تایرها پشت گلگیر محو می شود و به نظر می رسد فضای کافی برای تغییر جهت آنها وجود ندارد!

این خودرو پر از انرژی است! احساس لذت بخشی از ماشین مهندسی شده بدست بهترین مهندسان را می دهد. هر حرکتی مانند بالا و پایین شدن تایرها و چیزی که رویش قرار دارید قابل احساس است و سیستم تعلیق احساس بسیار خوبی از سطح جاده به شما می دهد.
در تصاویر به نظر می رسد این خودرو هیچ جوری بالا و پایین نمی شود؛ اما واقعیت این است که این حرکات قابل احساس نیست و تنها چیزی که از فورد GT درک می کنید، چسبندگی سخت و بالانس عالی در پیچهاست. این خودرو به طرز خون آلودی سریع است، و این سرعت شما را معتاد می کند جوری که به هیچ وجه نمی خواهید از پیست خارج شوید.

هر چقدر سریعتر بروید، انتظارتان از آن بیشتر می شود. به نظر می رسد باید از یک جایی به بعد understeer وجود داشته باشد، اما این خودرویی مخصوص سرعت است نه یک دیفرانسیل عقب چموش. بالاخره یک نکته منفی در آن پیدا کردم! فرمان پذیری، جلوی خودرو بسیار چسبنده است اما مشکل عقب خودرو است که به نظر می رسد کمی، تنها کمی جا می ماند. البته این یک نظر شخصی است، اما فکر می کنم در این بخش فورد GT در مقابل فراری حرفی برای گفتن ندارد.
سیستم آنتی لگ دو توربوی فورد GT به خوبی کار می کند و در هر جا و به هر مقدار که بخواهید به شما گشتاور می رسد. در عوض عقب خودرو که سوار بر تایرهای ۳۲۵/۳۰ ZR20 میشلن کاپ ۲ است، کمی سرکش شده و به راننده های آماتور هشدار می دهد از تمام توان آن استفاده نکنند.
برای رانندگان حرفه ای وضع فرق می کند؛ پیست لاگونا سکا بسیار چالش برانگیز است اما فورد GT با بالانس بی نظیر و ترمزهای قدرتمندی که دارد، شما را ناامید نخواهد کرد. در زمان عکس برداری هم وضع هیچ فرقی نکرد. سوپراسپرت سرکش فورد در عکسها هم کاملاً قابل اطمینان به نظر می رسد و هر جزء آن، گشتاورش، فرمانش، اکسل عقبش و سیستم تعلیقش همه در جهت هندلینگ و بالانس خوب گام بر می دارند.

در مقام مقایسه با مکلارن ۶۷۵LT، فکر می کنم وزن بالاتر کابوی راهی برای رسیدن به بالانس بهتر بوده است. اما فکر می کنم بریتانیایی داستان ما پرخاشگرانه و جدی تر به پیست حمله می کند و قدرت بیشترش هم به این موضوع کمک می کند.
در مورد صدای موتور، برای یک موتور V6 بسیار بلند است؛ اما به نظرم این صدا بیشتر از نوع کمیت است تا کیفیت. به خوبی صدای یک V8 کاریزماتیک نیست، اما وقتی فکر می کنم که چطور به آیرودینامیک و چابکی فورد کمک می کند، از این مقایسه راضی می شوم.

به نظر می رسد مفیدترین محدوده دور موتور از ۵٫۵۰۰ rpm آغاز می شود و تا ۷٫۰۰۰ rpm ادامه پیدا می کند؛ بعد از ۷٫۰۰۰ دور در ردلاین دیگر دورها اضافه به نظر می رسند. جعبه دنده هم خوب با موتور هماهنگ شده اند و به نظر نمی رسد دنده کم داشته باشید.
در دنیای اعداد سریع است، ولی به نظر می رسد نیامده از مد افتاده می شود! این همه از خوبی هایش گفتم؛ ولی خب مکلارن ۷۲۰S جدید با وزن کمتر بیش از ۷۰۰ اسب بخار قدرت دارد، نسخه قویتر ۴۸۸GTB قویتر از نسخه فعلی خواهد بود که هم اکنون هم قویتر از فورد GT است و پورشه ۹۱۱ GT2 قدرتی حدود ۷۰۰ اسب بخار خواهد داشت. تنها سوپراسپرت موتور وسط آمریکایی حتی از رقیب به مراتب قدیمی تر خود یعنی ۶۷۵LT هم عقب مانده که با نسبت ۴۹۷ اسب بخار بر هر تن برتر از ۴۲۵ اسب بر هر تن فورد است.
در خارج از پیست چه اتفاقی می افتد؟ شاید مسخره به نظر برسد که یک خودروی مخصوص مسابقه در جاده هم به همان خوبی عمل کند، اما این اتفاق می افتد! موتور V6 صدای وحشتناکی ندارد و به نظر می رسد برای رفت و آمد در شهر رام شده، رفتار آن در سرعتهای پایین کاملاً قابل کنترل است. حرکتها ریز و دقیق هستند و به نظر می رسد خودرویی آماده بمباران شما نیست.

می رسیم به کابینی که پر از خالی است. سطحی صاف، فیبر کربن بدون پوشش، بدون کفپوش، کنترلهای ساده و یک نمایشگر از فورد فیستا! پس به این نتیجه می رسیم که لوکس بودن به طور کامل فراموش شده و این خودرو برای راندن در آسفالت جلوی چشمتان ساخته شده، نه برای نگاه به داخل آن.
درباره غربیلک فرمان خیلی مطمئن نیستم، اما به نظرم باید یک فرمان مسابقه ای با تمام کنترلهای رویش باشد و آن طور که انتظار داشتم خوب نیست. حتی با وجود چرم آلکانترا هم خیلی خوب و خوش دست به نظر نمی رسد. شاید بگویید بی خیال، این فقط یک ایراد کوچک است؛ اما بهتان نشان می دهم چگونه تجمع همین ایرادهای کوچک نگاهتان به کابین فورد GT را خراب می کند.
صندلیها کاملاً صاف و ساده هستند و آن قدری که انتظار دارید شما را در بر نمی گیرند. البته آن قدر هم بد نیست که شما را در حالت پیست به اطراف پرتاب کند.
همین دو صندلی ساده هم طوری به هم نزدیکند که مرا به یاد لوتوس الیزه می اندازند. فضایی هم که برای قرار دادن وسایل کوچک طراحی شده، کوچکتر از کوچک است! خبری از جالیوانی نیست و حتی جایی برای گذاشتن تلفن همراه و کیف پول هم وجود ندارد.
بیایید بدی های کابین را فراموش کنیم و به سمت خوبی هایش برویم؛ سوار شدن به آن حس خوبی به شما می دهد و شما را دعوت به راندن در ادامه مسیر می کند. کنترلهای روی فرمان ارگونومیگ هستند و از همه مهمتر، دسته دنده وسط کنسول که تعویض دنده با آن هیجان انگیز است.

می رسیم به بحث وحشتناک قیمت. ۴۰۰٫۰۰۰ دلار، بهایی که در هر طبقه اجتماعی هم باشید برایتان یک تپه پول حساب می شود. البته ما فورد را متهم نمی کنیم؛ به هر حال ارزش برند و خاص بودن فورد GT در این قیمت گذاری نقش داشته اند. در ضمن، فورد سرمایه گذاری زیادی برای ساخت یک خودروی مخصوص پیست انجام داده و توان زیادی از یک موتور V6 را استخراج کرده است.
در این میان شما به عنوان مشتری نیز ضرر نخواهید کرد؛ فورد GT پیشینه طولانی از زمان GT40 افسانه ای را با خود یدک می کشد و سرمایه گذاری بلندمدت روی آن هیچ کس را پشیمان نخواهد کرد.
و اما نظر نهایی من چیست؟ موتور را فراموش کنید، شاسی بی نظیر فورد GT ستاره این میدان است. این شاسی بی نظیر به همراه آیرودینامیک فوق العاده، این خودرو را با یکی از بهترین هندلینگ های ممکن بین تمام خودروها روانه میدان کرده است.

اعداد را فراموش کنید، این سوپراسپرت نه رقیبی برای آئودی R8 است، نه فراری ۴۸۸GTB و نه حتی مکلارن ۷۲۰S؛ بلکه یک پله فراتر از آنهاست و آیرودینامیک نقطه درخشش آن است.
و نکته بعدی، این خودرو احساسات را بر می انگیزد چون بالانس عالی دارد، چابک است، چالش برانگیز است و خیلی هیجان انگیز. لقبش را فراموش کنید، این خودرو برای این ساخته نشده که نگران ثبت زمان در پیست باشید؛ ساخته شده تا زمان خوبی با آن داشته باشید. فورد GT مانند یک دوست می ماند که باید با ایرادهایش کنار بیایید و آن را دوست داشته باشید.

قبول دارم، موتور V8 ندارد و دیگر آن حس ماسلکار آمریکایی را هم ندارد. اما یک لحظه فکر کنید، اگر V6 کمی حوصله سر بر آن در کار نبود همچین پکیج بی نظیری بدست نمی آمد. موتور آن قربانی آیرودینامیک و بالانس فوق العاده آن شده، اما به آن کمک کرده تا جای خود را در بازار پیدا کند. فورد GT جدید یک خودروی کامل است.











والا یکم کم بینیه ی فورد ک حتی از نوع grand touring باشه بیاریو با فراری ک حتی اگه ۴۸۸ باشه ک معمولی ترین خودرو تولیدی فراریه مقایسه کرد.فورد از تولید این ماشین هیچ خواسته ای نداره مگر مسابقات لمانز که بتونه جلو فراری حرفی واسه گفتن داشته باشه=)
۴۸۸ معمولی ترین خودروی تولیدی فراریه؟
والا دو تا لول پایین تر از ۴۸۸ هم فراری خودرو تولید میکنه.
این فورد ۴۰۰ هزار دلاری رو بذارید کنار ۸۱۲ چهارصد هزار دلاری! V12 تنفس طبیعی با ۷۸۹ اسب بخار و اون صدای مسحور کننده … بگذریم.
این فورد حتی توانایی رقابت با خودروهای ۲۰۰ هزار دلاری فراری و مکلارن رو هم نداره با دو برابر قیمت!
اگه بنابر خاص بودن و … باشه که همه میدونن خاص چیه!
غیر از طرفدارهای دو آتیشه یه سری موارد معدود دیگه ، این خودرو نظر هیچکس رو نمیتونه از ۴۸۸ یا ۷۲۰S یا حتی ۹۱۱ به سمت خودش متمایل کنه.
داداچ والا تا اون جایی که من می دونم فورد GT چهارصد هزار دلاری چه در خط مستقیم و چه در پیست ۴۸۸GTB که ۲۵۰۰۰۰ دلار قیمتشه رو شکست میده. رقیب اصلیش هم ۶۷۵LT هست که ۳۵۰۰۰۰ تا قیمت داره و ۷۲۰S که نزدیک سیصد هزار تا. در واقع بین این ماشینا هم فقط ۶۷۵LT هست که تولید محدود کمتر از هزار دستگاه داره که اونم ارزش کلکسیونیش پایینتره و قطعاً فورد GT هرچقدر بگذره میشه گرونتر فروختش. توی فراری هم فکر می کنم بیشتر رقیبش F12 TDF باشه که هم تولید محدود ۷۹۹ دستگاه داره هم نیاکانش توی مسابقات شرکت کردن که اون هم بیشتر از چهارصد هزار دلار قیمتشه. فکر نکنم خرید فورد GT خیلی کار نامعقولانه ای باشه.
خط مستقیم تقریبا برابرن والا نمیدونم شما از کجا به این نتیجه رسیدی که GT میتونه ۴۸۸ رو شکست بده.
در ضمن ۶۷۵LT با اون قیمت بسیار بالاتر فقط ۲-۳ “دهم” ثانیه سریع تر از ۴۸۸ معمولی بوده!
نسخه ی قوی تر ۴۸۸ که تمرکزش روی پیسته و قدرت بیشتری شک ندارم که هم ۶۷۵LT و هم GT رو شکست میده.
به نظرت فورد GT با نسبت قدرت به وزن بهتر و تکنولوژی جدیدتر(به خاطر سال تولید جدیدتر) و اینکه هر دو دیفرانسیل عقب هستن، چجوری نمیتونه ۴۸۸GTB رو شکست بده؟ البته که قطعاً نسخه تقویت شده ۴۸۸ خواهد تونست GT رو شکست بده ولی اون هم قطعاً گرونتر از سیصد هزار دلار خواهد بود.
دوست عزیز شما از کجا میدونی که فورد GT سریعتر از فراریه؟؟اگه توسط نشریه ای مقایسه شدن خوشحال میشم لینکش رو قرار بدین.فورد GT با یه باک پر و روغن موتور گیربکس و مایع خنک کننده وزنش به بالای ۱۵۰۰ کیلو میرسه از نظر قدرت هم ۴۸۸ با ۶۶۰ اسب و ۷۵۰ نیوتن در دور ۳۵۰۰ از فورد GT قویتره به همین راحتی نمیشه گفت فورد GT سریعتر از ۴۸۸ هستش. در متن بالا هم اشاره شده که از نظر قابلیت هدایت هنوز به فراری نمیرسه باید ببینیم نظر کارشناسان در مورد این اتومبیل چیه. ۴۵۸ اسپشیال و ۴۸۸جوایز زیادی گرفتن و شکست دادن فراری کار راحتی نیست . فراری بهترین سوپر اسپرت ساز دنیاست
نویسند محترم نوشتی تنها سوپر ماشین موتور وسط امریکا فورد GTاست پس میشه بپرسم سالین S7موتور وسط ساخت کجاست یا شلبی موتور وسط رقیب بوگاتی ساخت کجاست؟دوم این فورد در برابر فراری و مکلارن و پاگانی حرفی واسه گفتن نداره با ۴۰۰هزار دلار میشه دو تا رقیب این را یعنی فراری و مکلارن را خرید موتور v6قدرت کمی داره در مقایسه با رقیبان.ولی خروجیش بد نیست.کلا نتونستن یک هایپر کار درست حسابی بسازند شاید اینجا هست که باید بگیم افرین به پاگانی کسی که اولین اتومبیلش را در پارکینگ خانه اش ساخت حالا ماشین های میسازد که فورد به گردشم نمیرسه پاگانی زونداR
دوست عزیز ممنون از دقتی که داشتین ولی باید بگم هیچ کدوم از ماشینهایی که نام بردید نه سوپراسپرت حساب میشن(هایپرکار هستن) و نه الان تولید میشن. در ضمن چیزی که در مورد رقبای این ماشین نوشته شده چیزی هست که متن اصلی گفته بود و ما به عنوان مترجم وظیفه داریم چیزی که هست رو به خوانندگان منتقل کنیم.