فرمول یک ایران – در سال ۱۹۷۷ شاهد دو تغییر اساسی در فرمول یک بودیم؛ دو نوآوری که آینده این مسابقات را تغییر دادند. لوتوس متوجه تاثیرات زمین (گراند افکت) بر عملکرد خودروی فرمول یک شد. تغییراتی که آن ها در اتومبیل خود صورت دادند، باعث کاهش چشمگیر درگ و افزایش داونفورس شد.

بیشتر بخوانید: آشنایی با اصطلاحات آیرودینامیکی در فرمول یک

لوتوس ۷۸ توسط ماریو آندرتی و گونار نیلسون رانده می شد و آن ها برنده ۵ گرندپری شدند. رنو از دومین نوآوری، رونمایی کرد؛ استفاده از مونورهای ۱٫۵ لیتری توربوشارژ، موتوری که برگرفته از خودروهای اسپورت بود. با وجود موفقیت موتورهای توربوشارژ در دهه پنجاه، قوانین تا ۱۱ سال دیگر اجازه استفاده از چنین موتورهایی را داشتند اما هیچکدام دست به این کار نزدند.

در همان سال شرکت میشلن تایرهای خود را به فرمول یک آورد تا با گودیر رقابت کند. گودیر سال قبل شاهد انحصاری قدرتمندانه بر فرمول یک بود اما حالا میشلن را تهدیدی خطرناک می دید. آن ها هزینه تحقیقات و طراحی خود را افزایش دادند تا در رقابت با میشلن، شکست خورده نباشند.

ماریو آندرتی

ماریو آندرتی

در سال ۱۹۷۸، لوتوس ۷۹ بالغ تر از نسخه های قبلی خود شده بود. تیم های دیگری شروع به آزمایش در عرصه گراند افکت کردند اما لوتوس و ماریو آندرتی قهرمان شدند تا آندرتی تبدیل به اولین راننده ای شود که قهرمان رقابت های ایندی کار و فرمول یک می شود.

در همان فصل، رانی پترسون همراه با لوتوس خود در گرندپری ایتالیا دچار تصادف شدیدی شد و خودرویش در آتش ها می سوخت. جیمز هانت مانند یک قهرمان، او را از خودروی سوزانش بیرون آورد و پزشکان، امدادرسانی خوبی به رانی کردند؛ اما متاسفانه او روز بعد به دلیل امبولیا (انسداد جریان خون) فوت کرد. هانت در پایان همان فصل بازنشسته شد.

سال بعد تیم های زیادی از لوتوس جلو زدند و لوتوس ۸۰ عجولانه و نادرست طراحی شد. رنو با توربورشارژهای خود راهش را ادامه داد و بالاخره “قوری زرد کوچک” در دیژون، اولین پیروزی خود را به دست آورد.

فناوری های جدید گرانقیمت بودند و به همین دلیل کم کم تیم های مستقل محو شدند و کارخانه های بزرگ مانند رنو و فراری راهشان را ادامه دادند. با وجود فناوری های جدید، موتور فورد کازوورث DFV که قابل اطمینان و مهم تر از آن، ارزان محسوب می شد، در بین تیم ها محبوب بود.

لوتوس 80

لوتوس ۸۰

در همین دوران شاهد درگیری شدیدی میان FISA (فدراسیون بین المللی اتومبیلرانی) و FOCA (اتحادیه سازندگان خودروی فرمول یک) بودیم. برنی اکلستون (رئیس FOCA) و ژان ماری بالستر (رئیس FISA) با هم بر سر محدودیت های موجود در فرمول یک بحث می کردند. بالستر خواستار محدودیت های شدید بر روی گراند افکت بود؛ آن ها همچنین وضعیت اقتصادی تیم ها را نیز مورد نظر داشتند، تیم های بزرگ بدون محدودیت بودجه وارد رقابت می شدند و تیم های کوچک را کنار می زدند.

این درگیری ها اتفاقات درون پیست را زیر سایه خود قرار داده بود. جودی شکتر در سال ۱۹۷۹ قهرمانی شیرینی را به فراری هدیه داد و سرخ ها تا ۲۱ سال دیگر به قهرمانی دست نیافتند. دیگر شگفتی سال، ژیل ویلنوو کانادایی بود. رانندگان ویلیامز، آلن جونز و که که روزبرگ موفقیت های زیادی را به تیم هدیه دادند و جوان برزیلی پرشور، نلسون پیکت نیز نتایج خوبی را عاید برابهام و مالکش، برنی اکلستون کرد.

موفقیت های فراری خیلی زود نابود شد. در سال ۱۹۸۲، ژیل ویلنوو کشته شد و چند هفته بعد هم تیمی اش، دیدیه پیرونی نیز صدماتی جبران ناپذیر را تحمل کرد تا فراری وارد بحران بزرگی شود.

بعد از سال های تاریک زیادی، ران دنیس و مک لارن دوباره در فرمول یک قد علم کردند. آن ها مک لارن پراجکت-۴ (MP4/1) را معرفی نمودند و برای اولین بار از فیبرکربن در بدنه خودروی فرمول یک رونمایی کردند.

در آغاز، استفاده از این نوآوری در هاله ای از ابهام قرار داشت؛ زیرا عملکرد فیبر کربن در تصادفات مشخص نبود. کمی بعد اما همه تیم ها از فیبر کربن به جای آلومینیوم استفاده کردند و همین موضوع باعث سبک تر شدن خودروهای فرمول یک شد. فیبر کربن به اضافه شدن گریپ و سرعت خودروها بر سر پیچ نیز کمک زیادی کرد. برخلاف تصورات، فیبرکربن در تصادفات نیز خوب عمل می کرد؛ زیرا این ماده قابلیت جذب انرژی بالایی داشت.

سری مقالات تاریخ فرمول یک

درباره نویسنده

We're in the pole position team!

مطالب مرتبط

راهنما؛ برای گزارش دیدگاه خلاف قوانین، با محتوای "#گزارش" به آن پاسخ دهید.