فرمول یک ایران – هیچ شکی وجود ندارد که از پیتر ساگان در تاریخ دوچرخه سواری حرفه ای به عنوان یک اسطوره یاد خواهد شد.

در این مقاله سعی داریم از پیتر ساگان کمی بیشتر بدانیم…

“من چه کاری برای تغییر در دوچرخه سواری انجام داده ام؟ من هیچ کاری انجام ندادم و فقط خودم بودم.” پیتر ساگان یک شخصی است که ذاتا توانایی تغییر تمامی معادلات را دارد.

در واقع، در تاریخ دوچرخه سواری، دوچرخه سوار ها اصولا زمینه های ورزشی خودشان را تغییر می دادند و وقتیکه این اتفاق می افتاد همیشه به همان شیوه سنتی انجام می شد یعنی در یک نقطه ای از دوران حرفه ای خودشان، دوچرخه سوار های خیابانی تصمیم می گرفتند که به دوچرخه سوار های درون پیست یا آفرود تبدیل شوند و وقتیکه این تغییر را قبول می کردند دیگر به گذشته خودشان بر نمی گشتند و تا آخر با همین نحوه جدید مسابقه دادن خودشان ادامه می دادند.

تقریبا امروز هم این مسئله برای همه دوچرخه سواران قابل بیان می باشد و هر دوچرخه سواری روی زمینه تخصصی خودش و پیش نیاز های آن تمرکز می کند. فرقی هم ندارد که مسابقات کوهستان، استقامت، اسپرینت و زمانی باشد.

اما در آن طرف قضیه ما پیتر ساگان را داریم که همه چیز را تغییر می دهد.

خیلی چراغ خاموش و بی سر و صدا تمام دانسته های ما را از دوچرخه سواری تغییر می دهد و انقلابی در آن ایجاد می کند. به این خاطر که او از دوچرخه سواری آفرود شروع کرد و خودش را به مسابقات خیابانی رساند و اما هنوز تصمیم نهایی خودش را نگرفت.

او می خواهد که یک فرد همه فن حریف باشد، می خواهد که کامل ترین باشد که باعث تفاوت وی با دیگران می شود. از وقتیکه که یک پسر بچه بود، همیشه برای خودش راهی می ساخت، می دانست که موقعی باید به دیگران راه بدهد و حتی گاهی اوقات از سرعت خودش کم کند اما در هر حال برایش تسلیم شدن و متوقف شدن چیز غیر ممکنی بود. این استعداد خالص و ذاتی اوست که جیووانی لامباردی قهرمان المپیک در بارسلونا در مورد پیتر ساگان می گوید:

پیتر، شخصیت خودش را نشان نمی دهد، پیتر ساخته نشده تا طراحی کند، او کلا همینطوری است.

ورود او به این رقابت ها وحشتناک بود

سبک سواری وی، بردن و بالاتر از همه نحوه جشن گرفتن او همه را تحت تاثیر قرار می دهد حتی رقبایش را. وقتیکه پیتر به پیروزی می رسد، در خط پایان او تک چرخ می زند یا ادا و شکلک هایی را از ابرقهرمان های سریال های هالیوودی را نشان می دهد. پیتر می گوید:

ولی من هیچوقت نمی خواهم (با این رفتارها) نسبت به کسی بی احترامی کنم، من همیشه نسبت به پیروزی و بردن یک حس لذت را داشتم. بنابراین اگر پس از خط پایان، من وقتیکه تظاهر می کنم هالک هستم یا ادای دویدن فارست گامپ را در می آورم، فقط برای لذت بردن است نه اینکه رقبایم را مورد تمسخر قرار دهم.

آیا واقعا فکر می کنید که وقتیکه کسی به پیروزی می رسد، اصلا امکان این وجود دارد که در بلند کردن دست هایش به سمت آسمان محدودیتی قائل شود؟ مثل این می باشد که من خودم را از بوسیدن گونه های همسرم محروم کنم.

پیتر ساگان از بچه های متولد دهه 90 میلادی می باشد و شباهت های اخلاقی و رفتاری همدوره ای های خودش را دارد. او دوست دارد که لذت ببرید و شوخی های زیادی را کند ولی وقتیکه کار به دوچرخه سواری می رسد، او فوق العاده جدی می شود. در طی سالها، پیتر ساگان بهترین نمونه و الگو برای یک ورزش فوق العاده سخت و طاقت فرسا شد.

ورزشی که او برایش تاب صبر کردن ندارد:

من نمی توانم در اتاق هتل منتظر بمانم تا مسابقه شروع شود. فوق العاده حوصله ام سر می رود و پس از مدتی، باید کاری را برای انجام دادن پیدا کنم. به همین دلیل، من خودروهای کنترلی خودم را همراه دارم تا موجبات سرگرمی اوقات فراغت مرا فراهم کند.

حالا که او هر دفعه با چهره ای شبیه به جانی دپ و در حالی که لباس رنگین کمان قهرمان جهان پوشیده است برنده می شود، دیگر یک پسر بچه نیست و تبدیل به هیولای مسابقات دوچرخه سواری جهان تبدیل شده است.

او مرد دوچرخه و خالص ترین استعدادی که باید از دنیای دوچرخه سواری جستجو و شناخته می شد است. اهل اسلواکی اما در واقعیت، شهروند جهان است. همه او را می خواهند و همه به خاطر رفتارهای غیر متعارفش، او را دوست دارند.

به نظر می رسد که او متولد شده است که دوچرخه سواری کند، حتی اگر در واقع عشق واقعی او نباشد.

“من همیشه عاشق دوچرخه ها بودم.”

دوچرخه سوار اسلواک که برای سالهای زیادی در سیمادلمو ایالت ترویسو زندگی می کرد و به زبان ایتالیایی مسلط است، می گوید:

عشق من نسبت به این ورزش، با دیدن ولنتینو روسی چندبرابر شد. برای من، او نهایت یک ورزشکار است. این مرد، همیشه چیز بیشتری برای دادن دارد و هرکاری که از دستش بر بیاید انجام می دهد تا خودش و بخشندگی خودش را به نمایش بگذارد. من دوست دارم ببینم که او پیروز می شود اما بیشتر حتی عاشق این هستم که بمانم و تماشا کنم که او چطور یک پیروزی دیگر را جشن می گیرد.

ساگان پس از اینکه در سن 11 سالگی در کلاس بازیگری شرکت کرده بود، در مدرسه فنی و رشته علوم کامپیوتر تحصیل کرد، او در مورد کلاس بازیگری خودش می گوید:

تجربه کوتاه مدتی بود اما اگر کمی بیشتر طول می کشید، احتمالا امروز من در هالیوود بودم. اما من در هر حال خوشحالم. هر موقع که حسش را داشته باشم، می توانم خودم را وقف بازیگری کنم.

پیتر ساگان در آخر از خانواده خودش و تمام افرادی که به او کمک کردند تا به اینجا برسد نیز یاد می کند و می گوید:

اما من باید از خانواده خودم تشکر کنم که مرا تبدیل به کسی کرده اند که الان هستم. مخصوصا از برادر خودم یورای، به خاطر سن و درگیری های مشترکی که با دوچرخه سواری داشتیم، من با او بزرگ شدم و مهم ترین لحظات زندگی خودم و تلاش های ورزشیم را با او به اشتراک گذاشته ام.

البته که پیتر همیشه همان پیتر مودب و محترم بوده است اما به مانند کیمی رایکونن سوالات احمقانه ای که از وی پرسیده می شود را یا جواب نمی دهد یا به گونه ای که دیگر سوالی پرسیده نشود جواب می دهد. یکی از خبرنگاران از او در مورد محل تولد و نام پدر و مادرش سوال کرد که پیتر در جواب گفت:

(برای جواب دادن به همین سوالات است) که ویکیپدیا وجود دارد، سوال بعد.

پیتر ساگان - دوچرخه سوار اهل کرواسی

پیتر ساگان – دوچرخه سوار اهل کرواسی

پیتر ساگان همیشه غیرقابل پیشینی است و مهم تر از همه هیچوقت معمولی نیست

همه از من می پرسند که چرا من تا این حد با دیگران متفاوت هستم. از خودتان بپرسید که چرا دیگران همه به یک گونه هستند.

حال به برخی از یادداشت های شخصی و پاسخ به برخی از سوالاتی که در این چندسال از پیتر ساگان پرسیده شده است می پردازیم و اینجا برایتان می نویسیم:

تک چرخ زدن رو از کجا یاد گرفتی و بیشترین زمانی که روی یک چرخ سواری کردی چقدر بود؟

در خانه و خیابان محل زندگی خودم، 10 یا 11 سال سن داشتم و فقط داشتم به تنهایی برای زدن این تکنیک تلاش می کردم. من نمی دانم که طولانی ترین دفعه ای که این تکنیک را زدم چقدر بود. هیچوقت در این موضوع رقابتی را انجام دادم و همیشه به منزله لذت بردن انجام می دادم.

آیا هیچ رویایی داری که پیوسته تکرار می شود؟

خب، من دارم رویای خودم را زندگی می کنم. شاید کمی بزرگتر از چیزی باشد که انتظارش را داشتم…

تا الان مورد توجه ستارگان(سینمای) جهان بودی؟

خب، من لئوناردو دکاپریو را در جزیره ای در تاهیتی دیدم. سپس با او دست دادم و گفتم “کارت خوبه”.

خب لئوناردو به تو چه گفت؟

اه، او اهمیتی نمی داد و گفت ” ممنونم، ممنونم” و رفت.

آیا انتظار دیدنش را داشتی؟

نه، ولی وقتیکه او را دیدم می خواستم بروم و از طرف خودم با او دست بدهم و بگویم که “من یکی از طرفداران تو هستم”. هر فیلمی که او در آن نقش آفرینی می کند یک فیلم خوب است.

بدترین خماری که تا به الان داشتی چه بود؟

خماری؟ من هیچوقت خمار نبودم.

خب چرا مثل دیگران خمار نمی شوی؟

شاید من خماری کشیده باشدم اما شاید من این موضوع را مدیریت کرده باشم و برای روز بعد یک زندگی جدیدی

عجیب ترین چیزی که در مسابقه دوچرخه سواری دیدی چه چیزی بود؟

نمی دانم، همه چیز الان دیگر عادیست، شما باید این سوال را طی دو سال اولی که حرفه ای شده بودم می پرسیدید.

حتی وقتیکه هاینریش هاوسلر در تور دو فرانس در حال ادرار کردن از تو سبقت گرفت؟ انصافا این مورد خیلی عجیب بود

او داشت یک تمرین کششی یا چنین چیزی را انجام می داد نمی دانم. به من گفت که “در حال ادرار کردن نبود.” این خیلی عجیب است، برخی از دوچرخه سوار ها روی مردم و تماشاگران ادرار می کنند.

من این موضوع را درک نمی کنم. به این خاطر که هیچوقت زمانی نبوده که من در حال ادرار کردن از روی یک دوچرخه باشم، گاهی اوقات شما تماشاگر دارید، من زیاد در این کار خوب نیستم، بهتر است که ادامه ندهم.

البته برای تماشاگران هم جلوه زیبایی ندارد که من روی مردم ادرار کنم. نکته بعدی که باید بگویم این است که وقتی که مردم زیادی حضور دارند، من (اگر مجبور به این کار باشم) در یک بطری این کار را انجام می دهم و سپس آن را پرت می کنم. (این بطری در قسمت ران سمت چپ قرار می گیرد).

هیچوقت به فکر بازنشستگی و دست کشیدن از دوچرخه سواری افتادی؟

اره البته، خیلی پیش آمده این موضوع. مخصوصا در زمانی که (در دوران نوجوانی) در مسیر شیب دار دوچرخه سواری می کردم یا سال 2014. اما شما تمام این دلایل و مسائل را در کتاب من خواهید خواند. اگر هم برای سومین بار این فکر به ذهنم آمد، فکر می کنم که آن زمان، من واقعا خداحافظی می کنم.

قبلا گفتی که “اهمیتی نسبت به پیروزی ها نمی دهی، بیشتر به نمایش اهمیت می دهی… اهمیتی نمی دهی که پیروز شوی یا ببازی”. می توانی این فلسفه ای که داری را برای افرادی که این جمله تو را باور نمی کنند بزنی؟

این مسئله حتی می تواند به مسابقه هایی که من در آن به پیروزی رسیدم نیز گفته شود. در سطح اول، من داشتم برای رسیدن به پیروزی در همه چیز تلاش می کردم. اما الان، فقط می خواهم که لذت ببرم. اگر ببرم یا ببازم نمی خواهم استرسی از بابتش به دست بیاورم.

مطمئنا من بهترین خودم را نشان می دهم چه این موضوع در آماده سازی، مسابقات و… من می خواهم که پیروز شوم. اگر پیروز نشوم، همین که هست. از لحاظ ریاضی، شما نمی توانید همه چیز را ببرید، درسته؟ و ما 200 دوچرخه سوار هستیم، همیشه رقبای متفاوتی داریم.

ما فقط ده نفر نیستیم. چیزهای زیادی دارد که می تواند نتیجه کار را تحت تاثیر قرار دهد: هوا، مشکلات فنی، اشتباهات در مسابقه و تصادف.

اما خب اگر دیگر پیروز نشوی و در رده دهم، یازدهم، دوازدهم قرار بگیری برای چندین سال، جایگاه و ارزش تو سقوط می کند…

خب همین موضوع هم مجددا دوباره ریاضی است. سن ما در حال زیاد شدن می باشد، دوچرخه سوارهای جوان دارند می آیند. این زندگیست، درسته؟

اگر امکانش بود که یک قدرت ابرقهرمانی را انتخاب کنی در این جهان، کدام قدرت را انتخاب می کردی؟

الکتریسیته – خودم دارمش، درسته؟ هر ابرقهرمانی یک سری ضعف هایی را دارد. هر کسی مطمئنا نقاط ضعفی را دارد.

سریعترین سرعتی که با یک دوچرخه رفتی چقدر بود؟

105 کیلومتر بر ساعت شاید، نه، من در تور دو فرانس 109 کیلومتر بر ساعت رفتم. اه نه..در مسابقه ای در آمریکا من 109 کیلومتر بر ساعت سرعت رفتم.

هیچوقت حسادتی نسبت به دوچرخه ای داری؟

این دیگه چه سوالیه! من بهترین دوچرخه های دنیا را دارم. بنابراین هیچ حسادتی ندارم. مطمئنا، آنها به دوچرخه های من حسادت می کنند. اسپشیالایزد دارد کارش را به خوبی انجام می دهد و این موضوع به من ربطی ندارد.

این جملات را کامل کن…

برای تو، دوچرخه سواری…

یک رویاست.

برای تو، زندگی…

زندگی زیباست. اگر که بدانی چطور زندگی کنی…

تو می دانی؟

تلاشم را می کنم.

خب حالا جواب سوال چرا اینقدر جدی(why so serious)، چیست؟

این کلید چگونه زندگی کردن است. شاید (راز زندگی) باشد.

2 دیدگاه

  1. رضا red horse

    2

    0

    تورقابت هایه جاده حریف نداره و یه کفی رو هس،توآخرخط ها هم همیشه مدعیه شماره یکه
    البته که تو کوهستان تخصصی نداره و قدرتش متمرکزه تو رقابتهایی که کوهستانی نیست ، تویه تورهایه یکه جهانی هم همیشه توبخش امتیازی جزو سه نفر اوله ، ولی تو کوهستان صعف داره
    معمولا رسمه که دوچرخه سوارا یا توکفی قدرتمندن یا تو کوهستان
    البته استثناهم وجود داره ،ولی خیلی کم
    مثلا گرند توماس قهرمان ۲۰۱۸ توردوفرانس، که هرچی تو کوهستان قوی بود ، به نسبت کمتر تو اخرخط هم خوب بود ،
    ساگان ولی واقعا تواخرخط روها یه هیولاس
    عشقه خودم البته فروم هست که امسال باقدرت تمام اول میشه ،البته اگه توردوفرانس برگزتربشه

  2. Mohammad44

    1

    0

    ساگان خیلی خوبه اصلا یه چیز عجیبیه
    همون طور که رضا گفت تو کفی رو دستش نیست و مراحلی از توردوفرانس که کفیه فوق العاده است
    چندین سال متوالی که برنده پیراهن سبز(برنده امتیازات) تو توردوفرانس میشه ولی نکته منفی اش اینه که تو کوهستان خوب نیست و تو دوچرخه سواری اصولا کسایی برنده که تو کوهستان خوب باشن چون تفاوت ها اونجا زیاد میشه وگرنه تو مراحل کفی شاید اختلاف نفر اول تا چهل پنجاهم ده ثانیه هم نشه
    مثلا پارسال تا مراحل پایانی توماس از ایئوس اول بوده ولی بارنل کلمبیایی تو مراحل آخر کوهستان ازش رد شد