مسابقه لوئیس همیلتون در سنگاپور پس از اشتباه او در پیت استاپ نکردن هنگام دوره خودروی ایمنی مجازی (VSC) در میانه مسابقه، برخلاف دستور فراری، از هم پاشید.

در ابتدا گمانه زنی‌هایی درباره اختلال در ارتباطات رادیویی همیلتون با تیم فراری مطرح شد اما لوئیس در پایان مسابقه از طریق رادیو بابت اشتباه در تصمیم‌گیری استراتژیک از فراری عذرخواهی کرد.

همیلتون پس از مسابقه نتوانست ماجرا را روشن کند، زیرا در مصاحبه‌ها شرکت نکرد. فراری اعلام کرد که او احساس ناخوشی می‌کرد و پس از معاینه توسط تیم پزشکی فیا، اجازه یافت در بخش مصاحبه پس از مسابقه حاضر نشود.

اما فردریک واسر، مدیر تیم فراری که در نشست معمول رسانه‌ای خود از تعداد زیاد پرسش‌ها درباره این موضوع کلافه شده بود، گفت:

به هر دو خودرو دستور دادیم: بچه‌ها، هنگام VSC به پیت بروید. یکی از رانندگان ما گفت: نه، ترجیح می‌دهم در پیست بمانم.

او گفت ورودی پیت را از دست داده است. تیم را مقصر ندانید.

در نقل‌قولی که فراری بعداً از همیلتون منتشر کرد، او تنها گفت:

تیم به من دستور داد وارد پیت شوم، اما ورودی را از دست دادم.

او پیام مشابهی نیز از طریق رادیو تیمی منتقل کرده بود. اگر منظور او از “از دست دادن ورودی” دقیقاً همین بوده باشد، عجیب به نظر می‌رسد که با وجود دریافت هشدار کافی، در آخرین لحظه هیچ تلاش آشکاری برای ورود به پیت‌لین نکرده باشد.

ممکن است همیلتون در واقع تصمیم گرفته باشد در پیست بماند؛ اما در هر صورت، نتیجه یکسان بود.

این تصمیم همیلتون را در موقعیتی کاملاً نامطلوب قرار داد. او با اصرار بر ادامه استراتژی تک پیت استاپه، شرایط را بدتر کرد و در نهایت نتیجه ضعیفی به دست آورد؛ زیرا لاستیک‌های سافت او ۱۰ دور بیشتر از لاستیک‌های دیگر رانندگان پیشتاز در طول مسابقه دوام آوردند.

چند دور بعد، فراری تلاش کرد در شرایط عادی مسابقه همیلتون را به پیت فرا بخواند و استراتژی دو پیت استاپ را اجرا کند. این کار جایگاه او را در پیست به خطر می‌انداخت، اما دست‌کم باعث می‌شد همیلتون در پایان مسابقه لاستیک‌های تازه‌تری داشته باشد و از نظر عمر لاستیک نیز چند دور با آنتونلی و دو خودروی مک‌لارن اختلاف داشته باشد تا بتواند به آن‌ها حمله کند.

فراری اعلام کرد که همیلتون برای عملی کردن استراتژی تک پیت استاپ، شش دور کم می‌آورد. با این حال، همیلتون استدلال کرد که اگر قرار بود با توقف در هر صورت دو رده از دست بدهد، شاید بهتر بود به حرکت ادامه دهد و امیدوار بماند که VSC دیگری در مسابقه رخ دهد.

به او اجازه داده شد این گزینه را امتحان کند، اما تصمیمش نتیجه نداد. هرچند لاستیک‌های سافت او مدتی دوام آوردند، به‌تدریج عملکردشان افت کرد و سپس در ۱۰ دور پایانی به‌شدت فرسوده شدند.

مکس ورشتپن و لوئیس همیلتون

مکس ورشتپن و لوئیس همیلتون

فراری می‌پذیرد که لوئیس همیلتون به دلیل شکست استراتژی این تیم در گرندپری سنگاپور، فرصت کسب جایگاه روی سکو را از دست داد و به رتبه ششم سقوط کرد.

همیلتون “مسئولیت کامل” تصمیم‌های استراتژیک خود را پذیرفت، اما آیا فراری باید برای نجات مسابقه او اقدامات بیشتری انجام می‌داد؟ آیا این تیم می‌توانست مدیریت بهتری روی همیلتون و هم‌تیمی‌اش، چارلز لکلرک داشته باشد؟

مسابقه‌ای که فراری (احتمالاً) از ابتدا محکوم به شکست در آن بود

فراری به‌درستی از این موضوع ناراضی است که استراتژی همیلتون پس از مسابقه به یکی از بحث‌های اصلی تبدیل شد؛ آن هم در شرایطی که از دید اعضای تیم، ظاهراً روشن بود اشتباه از خود همیلتون بوده است، نه از تیم.

با این حال، این مسابقه‌ای نبود که فراری در آن پیروز شود یا حتی خودش را در بهترین موقعیت برای پیروزی قرار دهد. حتی گمان می‌رفت خودروی این تیم اساساً توانایی پیروزی را هم نداشت.

بنابراین، نباید از عملکرد بسیار قاطع مکس ورشتپن و ردبول چیزی کم کنیم. همیلتون می‌توانست پول پوزیشن را به دست آورد. چارلز می‌توانست در پیچ اول پیشتاز شود. فراری می‌توانست مدیریت بهتری بر استراتژی‌های متفاوت دو راننده داشته باشد. اما هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها رخ نداد!

حتی اگر این موارد هم محقق می‌شدند، احتمالاً مدیریت برتر ورشتپن بر لاستیک‌ها باز هم نتیجه را به سود او رقم می‌زد. سرعت او در پایان استینت نخست، با لاستیک‌های کارکرده، به مراتب بیشتر از چیزی بود که دیگران می‌توانستند به آن دست پیدا کنند.

حفظ جایگاه در پیست مانع بزرگی برای رقبا بود، اما ورشتپن و ردبول همه‌چیز را درست انجام دادند تا این موضوع، فارغ از اینکه دیگران بهترین عملکرد خود را ارائه کنند یا نه، به مسئله‌ای تعیین‌کننده تبدیل نشود.

به نظر می‌رسد فراری در هر فرصتی می‌تواند به خودش ضربه بزند.

واقعاً مشخص نیست که فراری در سنگاپور می‌خواست به چه چیزی برسد، حتی اگر همیلتون برای اجرای این استراتژی اصرار کرده باشد. برای شروع مسابقه دو انتخاب لاستیک وجود داشت: سافت‌ها که می‌توانستند شروع بهتری از خط استارت فراهم کنند و مدیوم‌ها که امکان ادامه طولانی‌تر مسابقه و اجرای آندرکات را می‌دادند. پس چرا همیلتون که با لاستیک‌های مدیوم مسابقه را آغاز کرده بود، نخستین راننده‌ای بود که به پیت رفت؟

وقتی دو خودرو دارید که عملکردشان تقریباً در یک سطح است و مسابقه را با استراتژی‌های متفاوت آغاز می‌کنند، هم رانندگان و هم تیم باید بدانند که دودلی، حتی برای یک دور، می‌تواند تمام تلاش‌های انجام‌شده را خیلی سریع به هدر بدهد.

اگر یکی از رانندگان واقعاً سریع‌تر از دیگری باشد، تیم باید واکنش نشان دهد و بلافاصله اجازه عبور به او بدهد. رانندگی بیش از یک دور پشت سر هم‌تیمی، فقط باعث فرسایش بیشتر لاستیک‌ها می‌شود. در نهایت، زمان کلی مسابقه برای هر دو خودرو بدتر خواهد شد.

در اوایل مسابقه، رانندگان و تیم باید اجازه دهند استراتژی‌های متفاوت مسیر خود را طی کنند و مانع تلاش راننده برای دستیابی به بهترین نتیجه ممکن نشوند. اما اگر به بخش پایانی مسابقه، مثلاً ۱۰ درصد آخر آن و مسیر منتهی به پرچم شطرنجی رسیده‌اید، باید جایگاه‌ها را حفظ کنید؛ مگر آنکه خطر سبقت گرفتن خودروی تیمی دیگر، این تصمیم را تحت تأثیر قرار دهد.

همان‌طور که در مسابقه اسپرینت میان دو راننده مک‌لارن دیدیم، برای تیم چندان اهمیتی نداشت که کدام راننده چهارم یا پنجم شود، اما یکی از آن‌ها اجازه داد طمع بر تصمیمش غلبه کند.

با این حال، چند پرسش اساسی درباره میزان اعتماد فعلی همیلتون به فراری همچنان مطرح است. چرا همیلتون با وجود دریافت دستور، در دوره خودروی ایمنی مجازی به پیت نرفت؟

یا او به سادگی دستور را فراموش کرده، یا تصمیم فراری را نادیده گرفته و برخلاف آن عمل کرده است.

اگر حالت دوم درست باشد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا همیلتون صددرصد به استراتژیست‌های فراری اعتماد دارد یا نه. و راستش را بخواهید، چه کسی می‌تواند او را سرزنش کند؟

پیش از این نیز کارلوس ساینز، راننده‌ای که پیش از همیلتون در فراری حضور داشت، بارها همین کار را انجام داده بود و عملاً از داخل کاکپیت خودرو، استراتژی مسابقه را تعیین می‌کرد.

این رویکرد می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند؛ برای مثال، راننده ممکن است به دلیل نداشتن تصویر کامل از شرایط مسابقه، وضعیت را کاملاً اشتباه ارزیابی کند. اما چنین رفتاری می‌تواند پیامد قرار گرفتن مکرر راننده در موقعیت‌های اشتباه باشد.

به نظر می‌رسد بی‌اعتمادی ناشی از اشتباهات گذشته، امروز برای فراری دردسرساز شده است.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

راهنما؛ برای گزارش دیدگاه خلاف قوانین، با محتوای "#گزارش" به آن پاسخ دهید.

5 دیدگاه

  1. Yas

    7

    4

    این استراتژی اشتباه رو از لوییز از 2021 داریم هر سال میبینیم ، اونجا که کافی بود یه پیت بره ولی نرفتو ، قهرمانیشو به خاک داد ، واز اونجا بود که قهرمانیهای بهترین راننده تاریخ ینی مکس آغاز شد ، واون تا ابد و یک روز بهترین تاریخ خواهد ماند، بی تردید.

  2. farshad.b

    6

    0

    خیلی واضح هست که لوئیس تصمیم اشتباهی گرفت ولی ریشه چنین تصمیمی از کجاست ؟
    اینقدر در طول فصل فراری تصمیمات بحث برانگیز و اکثرا اشتباه در استراتژی رقم زده که طبیعیست که یک راننده با تجربه سعی کنه افسار کار را خودش بدست بگیره . شاید هم لوئیس از قرارگیری در پشت سر شارل ، اونم با لاستیک برتر ، بعد از پیت استاپ دلخور بود و این دلخوری روی تصمیمش تاثیر گذاشت . اینکه استراتژی را تقسیم کردند و لوئیس با مدیوم استارت زد اتفاقا تصمیم بسیار منطقی بود ، ولی آوردن لوئیس در دور ۱۹ و خیلی زودتر از بقیه که روی سافت بودنند واقعا عجیب بود ، کاهش سرعت لوئیس در ابتدا ریس ، با توجه به سرعت و عملکرد مدیوم نسبت به سافت ، طبیعی ترین اتفاق ممکن بود ، یعنی پیش بینی نکرده بودند ؟! ، پس باید توی پیست می‌ماند و استینت اول خودش را بلند اجرا می‌کرد تا بعد که روی سافت میره برتری چشمگیری نسبت به مدیوم دیگران داشته باشه . یا اگر زودتر آوردنش باید ریسک دو استاپ و دو استینت تمام تهاجمی روی سافت را بجان می‌خریدند . از آنهم عجیب‌تر زمانبندی پیت استاپ شارل بگونه ایی رقم زدند که دقیقا جلوی لوئیس درآمد ، آنهم با مدیومی که دیدن برای لوئیس کند بود !! . خوب سئوال اینجاست ، پس تصمیم اول ریس با تقسیم استراتژی برای چی بود ؟؟ . مگر نه اینکه قصدتون این بود که پشت هم گیر نکنند؟؟!! . آدم هنگ میکنه از اینهمه لودگی .
    ……..‌
    بد نیست در عوض از ردبول و جی پی تعریف کنیم ، استراتژی ، زمانبندی عالی و از همه جالب‌تر، قطع رادیوی مکس و ارتباط سرخپوستی جی پی با مکس ، آنهم تحت شرایط حمله شارل با سافت برای کم کردن گپ به مکسی که روی مدیوم همه میدونیم مثل بقیه ، خوشحال نبود .
    ارتباط و مدیریتی زیبا و بی نقص و درست نقطه مقابل فراری . با واسر یا بی واسر این تیم بشدت نیاز به تغییرات داره .

  3. Ali.Zebardast

    0

    0

    به تاپیک مربوط نیست ولی یکسری خبر از ردبول اومده احتمالا تا یکی دو روز آینده هم داخل سایت قرار داده میشه. اول از همه مکیس با ردبول قرارداد طولانی مدت تا سال ۲۰۳۱ بست و تعجب نمیکنم سر این موضوع. احتمالا از خیلی قبل صحبتش رو کردن و فقط منتظر بودن تا وضعیت تیم بهتر بشه و بعد از دوتا برد خوبی که بدست آوردن با جو بهتر خبرش رو امروز اعلام کردن. مشخصا مکیس هرچقدر هم مدیر خوبی باشه شخصیت کاریزماتیک و توانایی هورنر رو در بدست آوردن این همه دستاورد و موفقیت نداره ولی با وجود امیدوارم بتونه از پس این کار بر بیاد و ماشین رقابتی به دست مکس برسه. خبر بعدی از فیا هست که خبر ندارم قطعی شده یا نه. به نظر قسمتی از طراحی فلور ردبول توسط فیا ممنوع شده و تیم اجازه استفاده ازش رو در سال آینده نداره. تا جایی که خوندم این قسمت مثل یک تکیه گاه اجازه طراحی تهاجمی تر سایدپاد رو داده که قراره به ۵ میلی متر محدود بشه. در نهایت نمیدونم که این مسئله ردبول رو مجبور به طراحی مجدد کل سایدپاد خواهد کرد یا نه ولی هرچی که هست به ضرر تیمه. یادمه اول فصل استلا بود که از این سایدپاد خیلی تعریف کرد و غیر مستقیم گفت خیلی ها ازش کپی میکنن. در هرحال اگر هورنر بود این موضوع رو بدون سر و صدا رها نمیکرد. صحبت ازش شد اواخر از کتابش گفته و به نظرم خیلی موضوع ها رو روشن میکنه که داخل این تیم چه خبر بوده.

دیدگاه خود را بیان کنید