مجله خودرو ایران – لادای افسانه‌ای، ماشین لیموزین‌مانند ZIS، یا حتی موتورهای IZH! می‌توان تا ابد از افتضاح‌بودن بیشتر وسایل نقلیه موتوری ساخته شده در شوروی سابق گفت. اما استفاده از این ماشین‌ها در زندگی روزمره چه حسی داشته؟ چطور می‌توانستید با کار در یک کارگاه یا کارخانه دولتی یک خودروی شخصی بخرید و چه سلسله‌مراتبی را باید طی می‌کردید؟

به قلم گابریلیوس بلیزیس، شهروند لیتوانیایی که در آن‌جا متولد شده و زندگی می‌کند و در رشته تاریخ فارغ‌التحصیل شده است.

من که سمت راست دیوار برلین، شهر ویلینیوس در لیتوانی، رشد کردم و بزرگ شدم، تعداد زیادی از کسانی که تجربه نگه‌داری از یک ماشین را در شوروی داشتند ملاقات کرده‌ام. لیتوانی در زمان جنگ جهانی دوم به خاک شوروی اضافه شد و تا سال 1990 به عنوان بخشی از آن باقی ماند. من در سال 1990 به دنیا آمدم و به همین دلیل شانس زندگی در حکومت کمونیستی شوروی را از دست دادم، ولی تمام کسانی که مرا در نوشتن این مقاله یاری کردند، این تجربه را داشته‌اند.

من با پدرم، پدربزرگ‌هایم و عمه‌ام صحبت کرده‌ام. به علاوه، در خلال مطالعات تاریخیم، اطلاعات بسیار مبسوط و ارزشمندی از زمان شوروی کسب کرده‌ام. با وجود آن که من یک سال پس از استقلال لیتوانی و فرو ریختن دیوار برلین به دنیا آمدم، اما بسیاری از عادات مربوط به اتومبیل‌ها امروز هم در فرهنگ کشورم دیده می‌شود.

تبلیغ خودرو و ماشین در شوروی

تبلیغ ماشین در شوروی

خریدن خودرو در شوروی

آن جوک معروف رونالد ریگان، رییس‌جمهور سابق آمریکا را در مورد خریدن یک خودرو در شوروی احتمالا شنیده‌اید. محتوای جوک از این قرار بود که یک شهروند شوروی، باید مدت زمان زیادی را برای رسیدن به یک اتومبیل یا هر نوع خدمات دیگری صبر می‌کرد.

این مرد پولشو پرداخت می‌کنه و یارویی که مسئول فروش ماشینه بهش می‌گه «ده سال دیگه بیا و ماشینتو ببر». مرد جواب میده که «صبح یا بعدازظهر؟». مسئول فروش ماشین ازش می‌پرسه «ده سال دیگه، صبح یا بعدازظهرش چه فرقی به حالت می‌کنه؟». مرد جواب می‌ده که «خب آخه صبحش قراره لوله‌کش بیاد خونه‌ام رو درست کنه.»

این جوک از این نظر بامزه‌ست که داره واقعیت تلخی رو بیان می‌کنه. خریدن خودرو در اتحاد جماهیر شوروی کار بسیار سخت و چالشی بزرگ برای خانواده‌ها بود. شهروندان شوروی، مثل ساکنان دیگر کشورها نمی‌توانستند که به فروشنده محلی اتومبیل مراجعه کنند و در راه برگشت ماشین شخصی خودشان را به خانه برانند. رنگ خودرو یا تودوزی داخلیش مثل آلمان غربی یا آمریکا یا انگلستان یک انتخاب نبود. در شوروی همه چیز پیچیده بود.

آیا از ارزش‌های کمونیسم اطلاع دارید؟

بگذارید فرض کنیم که شما کارگر یک کارخانه تولید اره‌زنجیری هستید. در حقیقت مهم نیست کجا کار می‌کردید به حال صاحب‌کار اصلی شما دولت مرکزی در مسکو بوده. در شوروی هیچ‌وقت نمی‌توانستید تجارت مستقل خودتان را شروع کنید. البته جالب است بدانید که کارگران کارخانه‌جات، شانس بیشتری نسبت به یک پزشک یا پروفسور دانشگاه برای دریافت جواز خرید خودرو داشتند. فکر کنم این موضوع برای جلوگیری از به وجود آمدن اختلاف طبقاتی در نظام کمونیستی بوده.

بگذریم. کار در کارخانه تولید اره‌برقی و اره‌زنجیری شغل خوبی برای کسانی بوده که می‌خواستند ماشین بخرند. بله! جدی هستم. اول از همه، باید به سراغ مافوق و صاحب‌کارتان یا به دفتر سندیکا می‌رفتید و یک درخواست متنی برای خرید خودرو تنظیم می‌کردید و در آن از علاقه‌تان به داشتن اتومبیل شخصی می‌گفتید. پس از آن، درخواست شما باید پردازش می‌شد و سلسله مراتب را طی می‌کرد. در این پروسه تمام سابقه شما در کشور بررسی می‌شد. سال گذشته، چه تعداد زنجیر را توانستید تیز کنید؟ آیا تمام تلاشتان را کرده‌اید؟ در دوران مدرسه در فعالیت‌های حزب کمونیسم شرکت داشتید یا نه؟ آیا از ارزش‌های کمونیسم اطلاع دارید؟ آیا در گردهمایی‌های کارخانه‌تان شرکت می‌کنید؟

پس از یک سال یا بیشتر، شما تازه می‌فهمیدید که آیا درخواستتان تایید شده یا نه.

لادا 2101 VAZ

لادا 2101 VAZ

در این لحظه، سندیکاها جایی بودند که به نیازهای مردم سهمیه‌های دولتی اختصاص می‌دادند. این‌جا جایی بود که همیشه کنار اعداد یک علامت منفی قرار می‌گرفت. کمبود کالا و متاع، امری عادی بود و تلاش سوسیالیستی شوروی را در به ثمر رساندن استقلال نسبت به کاپیتالیسم را نشان می‌داد. اما سندیکا‌ها و اتحادیه‌های شوروی چندان به این دغدغه توجهی نشان نمی‌دادند. نقش و وظیفه اصلی آن‌ها بسیار ساده بود. آن‌ها سهمیه‌شان از وسایل نقلیه را از دولت دریافت می‌کردند و آن‌ها را به شرکت‌های خاصی، تخصیص می‌دادند. در نهایت آن شرکت تصمیم می‌گرفت که کدام یک از کارکنانش می‌تواند زودتر به اتومبیلش برسد.

در کارخانه ساخت اره‌زنجیری، شما یکی از 300 کارگر بودید. بیشتر همکارانتان ماشین نداشتند و دوست داشتند که یکی بخرند. بگذارید فرض کنیم که اتحادیه، سالانه تنها پنج ماشین برای شرکت شما به عنوان سهمیه در نظر گرفته است. البته باید بگویم که همه شرکت‌ها سهیمه پنج ماشین در سال را نداشتند. برای درک بهتر این موضوع و با تکیه بر اطلاعاتی که در طول مصاحبه‌هایم به دست آوردم این عدد را مثال زدم. تعداد ماشین‌های تخصیص داده شده در سال‌های مختلف، فرق می‌کرد. این تعداد به نوع صنعت، بزرگی شرکت و منطقه‌ای از شوروی که در آن قرار داشت وابسته بود. با این وجود، فرض پنج خودرو در سال، طبق نظر کسانی که مقاله من را بررسی کردند، حتی عدد خوش‌بینانه‌ای به نظر می‌آید.

هفت تا ده سال برای تحویل یک خودرو

خط مقدم آن‌هایی که به ماشین‌های VAZ یا ZAZ یا GAZ می‌رسیدند، کسانی بودند که بهترین سابقه را داشتند. این گروه کسانی بودند که بیشترین بازدهی یا مهارت را داشتند و کارکنان شناخته‌شده و ممتاز بودند. چیزی مشابه لقب کارگر نمونه ماه. البته که عضو حزب کمونیست بودن ضرر نداشت. به هر حال، اگر یکی از کارکنان متوسط و معمولی کارخانه بودید، احتمال این که بتوانید در سالی که خودرو را سفارش داده‌اید سوارش هم بشوید خیلی کم و حتی صفر بود. این موضوع برای سال بعدش هم صدق می‌کرد. حتی سال بعد سال بعدش!

در زمان شوروی، میانگین زمان انتظار برای تحویل گرفتن یک خودرو، چیزی بین هفت تا ده سال بود. تازه اگر شانس می‌آوردید و در روز تحویل منتظر لوله‌کش نبودید!

همان‎طور که احتمالا تا کنون دودوتا چهارتا کرده‌اید، نرخ مالکیت خودرو به جمعیت کشور، در شوروی بسیار کمتر از ایالات متحده آمریکا بوده. در سال 1985 به ازای هر هزار نفر از جمعیت اتحاد جماهیر شوروی، تنها 45 ماشین در این کشور وجود داشته. اشتباه نکنید! این به خاطر مبارزه با سودگرایی و مصرف‌کنندگی یا حتی عدم مصرف منابع تجدیدناپذیر نبوده. دلیل این تعداد خودروی کم، منابع محدود انسانی و مواد اولیه و بالاتر از همه بدترین مدیریت تاریخ بوده. به یاد داشته باشید که ماهی، از سرش فاسد می‌شود.

البته باید بدانید که در دوران جنگ سرد، ارتش سرخ چیزی حدود 57670 قبضه تانک داشت که در برابر 12320 تانک ایالات متحده، عدد بزرگی به حساب می‌آمد.

اتومبیل در شوروی

اتومبیل در شوروی

روش دیگر برای خرید خودرو

البته راه‌های دیگری هم به جز در صف انتظار ماندن برای خرید خودرو وجود داشت. اگر دوست یا آشنایی در مراتب بالای حزب کمونیسم داشتید یا با رییس سندیکاها رفیق بودید، دولت با افتخار و خوشحالی قوانین را برای شما دور می‌زد. روش خوب دیگری که وجود داشت، شناختن کسی بود که مایل به دریافت رشوه باشد. رشوه‌دادن و گرفتن چنان در شوروی برای خریدن خودرو رایج بود که هر مدل ماشین، برای خودش نرخی غیررسمی برای رشوه داشت! برای مثال، برچسب قیمتی خودروی VAZ 2101 در دهه هفتاد چیزی حدود 5500 روبل بود. کسانی که می‌خواستند موعد تحویل گرفتن ماشینشان زودتر باشد، باید چیزی حدود 20 درصد 5500 روبل را به اضافه قیمت ماشین، رشوه می‌دادند!

اما ماشین‌های دسته دوم و کارکرده چی؟

اگر می‌توانستید یک ماشین دست دوم ارزان‌تر را به سرعت بخرید، چرا باید پروسه خسته‌کننده و ملال‌آور خرید ماشین نو را تحمل می‌کردید؟ خب باید بگویم که نمی‌توانستید! هر کسی که آن‌قدر خوش‌شانس بود که توانسته بود ماشین بخرد، اصلا به فروختنش فکر هم نمی‌کرد. اگرچه این جمله که «شما نمی‌توانستید ماشین دست دوم بخرید»، گزاره غلطی است. ماشین‌های کارکرده، آشغال‌های به مراتب گران‌قیمت‌تری از یک ماشین نو بودند.

برای مثال یکی از فامیل‌های دور من، توانسته بود به همراه دوستش یک ماشین ولگا در دهه هفتاد میلادی بخرد. این ماشین در شوروی چیزی در حد یک بی‌ام‌و سری 5 یا بنز E-Class بود. بعد از دوازده سال بهره‌کشی و کار سخت با این خودرو، فامیل مذکور تصمیم گرفت که آن را بفروشد. می‌توانید حدس بزنید که چقدر توانست از فروختن آن ماشین در بیاورد؟ چیزی حدود 30 درصد بیشتر از قیمت اصلی ماشین! آن هم پس از دوازده سال! اتحاد جماهیر شوروی نتوانست برنده جنگ سرد شود و در مدیریت کیفیت نیز افتضاح بود. اما در تنظیم بهای استهلاک کار غیرممکنی کرده بود!

مالکیت خودرو

ببخشید که این‌قدر به شما سخت می‌گیرم. ولی دوباره خود را در جایگاه یک کارگر بیچاره و سربه‌زیر در شوروی در نظر بگیرید. بگذارید بگوییم که نام شما سرگی است. امروز روز شانس توئه سرگی! تو توانستی به یک مالک مفتخر ماشین VAZ 2101 با رنگ سبز شرکی (!) تبدیل بشوی. تو خیلی آدم محتاطی هستی، برای همین کمی قبل از موعد تحویل، یک گاراژ اجاره کردی. حالا تو با افتخار تو بلوار ارتش سرخ قدم می‌زنی و با ماشینت به کسانی که دوستشان داری فخر می‌فروشی. حتی آن‌ها را سوار ماشینت می‌کنی تا کمی دور بزنید. کار بعدی‌ات چیست؟

خب مطمئنا تو اتومبیل جدید و نوی خودت را در یک پارکینگ عمومی نزدیک خانه‌ات رها نمی‌کنی. اصلا راه نداره! احمق که نیستی. بلکه چیزی حدود 40 دقیقه مسیر را با ماشینت طی می‌کنی که به گاراژی که تازه خریدی برسی. حالا چرا 40 دقیقه؟ خب چون در بیشتر مناطق شوروی، هیچ گاراژی در مناطق مسکونی شهرها وجود نداشت. به همین دلیل باید تا حومه شهر رانندگی می‌کردید تا ماشینتان را در گاراژ پارک کنید. اگر خیلی خوش‌شانس بودید، محله زندگی‌تان گاراژی با ظرفیت 40 یا 50 ماشین داشت که می‌توانستید زمان چهل دقیقه‌ای را به حدود 10 دقیقه کاهش دهید. از این گذشته، برای خریدن یک ظرفیت گاراژ باید تمام مراحل خریدن ماشین را تکرار می‌کردید!

هر طور حساب کنید، پارک کردن ماشینتان در گاراژ منطقی‌تر از خیابان است

پیدا کردن خودرویتان با چهار کپه آجر زیر چرخ‌هایش به جای لاستیک احتمالا منظره جالبی نخواهد بود. کمیابی قطعات چنان چیز رایج و بدی بود که کاملا معمول بود که پس از ترک ماشینتان در جایی جز گاراژ، آنتن، برف‌پاک‌کن و هرچیز قابل جداکردنی را با خود ببرید. در غیر این‌صورت شانس دستبرد زدن به ماشینتان خیلی زیاد بود.

اتومبیل در شوروی یکی از این گاراژها در لیتوانی

یکی از این گاراژها در لیتوانی

وقتی که قطعات اتومبیل شما دزدیده می‌شد، دو راه داشتید. یا باید صبر پیشه می‌کردید و برای مدت نامعلومی از نمایندگی‌های مجاز منتظر قطعه جایگزین می‌ماندید. یا این که باید ماسک «من اهمیت نمی‌دهم» را به صورت خود می‌زدید و در بازار سیاه به دنبال قطعات یدکی، با قیمت بسیار بالاتر از ارزش اصلی‌شان می‌گشتید. این موضوع سبب تقاضای بیشتر برای قطعات دزدیده‌شده بود و دزدی‌ها را بیشتر می‌کرد.

بدتر آن که مردم عادتی عجیب پیدا کرده بودند که هر قطعه ماشینی که موجود بود را بدون توجه به این که آن را نیاز دارند یا نه، جمع می‌کردند. کاسه ترمز، حباب چراغ، جنراتور و هر چیزی که فکرش را بکنید. آن‌ها امید داشتند که این قطعات روزی به کارشان بیاید. به این دلیل است که همچنان می‌توانیم قطعات اتومبیل‌های قدیمی را در خانه پدربزرگ و مادربزرگ‌هایمان پیدا کنیم. به گمانم این راه سوم بود.

نگه‌داری از اتومبیل در شوروی

شرایط محیطی باعث می‌شود که شما هیچ‌گاه اتومبیل خود را محافظت‌نشده رها نکنید. باران‌های اسیدی، پرندگانی که از اسهال رنج می‌برند یا نور خورشید همگی می‌توانند به سادگی رنگ روی ماشین باارزش شما را از بین ببرند. فوتبال بازی‌کردن کودکان محله‌تان در خیابان می‌تواند به خم شدن سپر و گلگیر ماشینتان ختم شود. همچنین اگر به استفاده روزمره فکر می‌کنید، نکنید! غالب اتومبیل‌های ساخته‌شده در اتحاد جماهیر شوروی تنها برای مسافرت‌های آخر هفته‌‌ای یا مناسبت‌های خاص و سفر به خانه‌های روستایی و ییلاقی مناسب بودند. البته هیچ‌کدام از این مناسبت‌ها در زمستان نبودند. بله! درست فکر می‌کنید. تعداد کثیری از خودروها در شوروی، زمستان‌ها در گاراژ‌ها نگه‌داری می‌شدند و بیرون آورده نمی‌شدند.

بدگمانی به شرایط نگه‌داری از ماشین در شوروی حس و حالی ثابت برای تمام کسانی بود که هفت خان رستم را برای رسیدن به آن شکست داده بودند. اگر تا آخر عمرتان با یک ماشین به درد نخور و آشغال گیر افتاده بودید چه کار می‌کردید؟ احتمالا از آن به بهترین شکل ممکن نگه‌داری می‌کردید تا خوب باقی بماند. بعد از مدتی هم به عادت «بعدا به کارمون می‌آید» می‌رسیدید، تا جایی که دیگر از ماشینتان استفاده نمی‌کردید.

سخن آخر در مورد اتومبیل های شوروی

می‌توانم ادعا کنم که به سختی می‌توانید ماشین‌هایی به دردنخور‌تر و آشغال‌تر از اتومبیل‌های که در شوروی پیدا می‌شد، بیابید. اما آن ماشین‌ها چیزی بیشتر از تکه‌های آهن‌پاره‌اند. آن‌ها کلیدی تاریخی برای درک بهتر شرایط در سمت راست دیوار برلین هستند.

11 دیدگاه

  1. alireza_h

    8

    0

    احتمالا بچه پولدارهایی که کادوی تولد هجده سالگی یه ماشین کروک کوپه هدیه گرفتن؛ دارن خدا رو شکر می‌کنن که توو یه کشور سوسیالیستی به دنیا نیومدن!

    اما اون جوون پایین شهری که سهمش از زرق و برق دنیای سرمایه‌داری فقط شده عکس‌ها و فیلم‌های خودروهای لوکس و اسپرت! و تنها توو بازی‌های رایانه‌ای می‌تونه لذت سوار شدن این خودروها رو بچشه، چی؟ به زندگی خودش می‌خنده؛ اونم خنده تلخ!

    راستی خونه و آموزش و درمان توو شوروی رایگان بوده! اما مثلا توو ایران امروز با حقوق دو میلیونی یه کارگر، طرف باید ده سال کار کنه، هیچی هم نخوره که بتونه یه آلونک چهل متری بخره! اونم اگه ده سال دیگه قیمتا بیست برابر نشده باشه!!

  2. ali.es

    2

    3

    درود بر شما
    مقاله منصفانه نوشته نشده
    اینجا جای بحث سیاسی نیست اما لازم به ذکر است که سرانه خودرو ۴۵هزارم برای آن سال ها عدد خوبی بوده طوری که تنها کشور های غربی آماری بهتر داشته اند.وگرنه این عدد در ایران پهلوی(نسبتا پیشرفته) و شرق آسیا و آمریکای جنوبی در آن سال ها بسیار کمتر بوده.
    یا مثلا لادا به نسبت پیکان ماشین بهتری بوده است.
    خودرو سازی روسیه همین الان نسبت به زمان از شوروی ضعیف تر است.

  3. DR3 FA14

    4

    1

    وقتی که روسیه رویای زندگی امریکایی داشت تورم بالای ۳۰۰ درصد داشت و حالا بعد کنار گذاشت ان تصور تورم تک رقمی دارند
    در ان زمان یک کارگار برای لادا باید پنج سال کار می کرد ماشینی که یک درش بسته می شه در دیگش باز می شد

  4. مهراد عصری

    2

    2

    این که خودروسازی شوروی ضعیف بود کلا سیستم کمونیستی مشکل داشته با خودروی شخصی تا حدی درست ولی واقعا هم اونقدر ماشین های بدی نبودن…به شخصه خودم تجربه اولین رانندگی زندگیم با لادا بود. لادا حتی با عمر ۳۰ سالش که من میروندم از پراید های حال حاضر وون موقع سرتر بود چه راحتی چه شتابش و چه ترمزش… در باب سرما حالا کاربرات بودنش به کنار همشون هندل داشتن که دلیلش همین کار تو سرما بود. از شور ی هیچ دفاع نمی کنم ولی تنها اتفاقی که شما می تونستید از داشتن یک خودروی شوروی نگرانش نباشید یک رنگش بود دو سفت بودن بدنش که حتی سنگینشم میکرد که جرمی حتی باهاش شوخی هم کرد با چکشش

  5. Ferrari Italy

    2

    1

    با خوندن این مقاله جذاب و عالی به یاد مقاله ای در روزنامه افتادم که به لحظه فروریختن دیوار برلین و بهت و حیرت مردمانی پرداخته بود که در المان شرقی زیر تسلط شوروی از پیشرفت و دنیای غرب بی خبر بودن و بطور غیرمستقیم در مورد بازار انحصارطلبی و ضدمردمی ایران حرف میزد, امیدوارم و ارزو میکنم زنده باشم و باز شدن دروازه های پیشرفت رو درکنار دوستی با دیگر ملت ها برای این نسل با استعداد ببینم ما خیلی کارا هست که باید برای نسل آینده انجام بدیم تا حسرت نکشند بهرحال این مطلب خیلی آموزنده و عبرت آموز بود

  6. Fastboy 44

    1

    1

    یاد یه قسمت ار تخت گاز میفتم جرمی داشت درمورد لادا حرف میزد و میگفت مگه بدتر از اینم میشه?!😂
    جیمز هم گفت میشه چندصد جور از این آشغالا میساختن!
    وازیز،زیز،ویزیز،زیز(😂) و مسکویچ مدل 408!

  7. Wwe.f1.77

    1

    0

    قشنگ بود ازاین چیزها بزارین. بعدش سایت تون یاسایت مون خیلی خیلی خوب شده ازلحاظ گرافیک وسخت افزاری دمتون گرم همتون برادرهای من…

دیدگاه خود را بیان کنید