ماریو آندرتی (به انگلیسی Mario Andretti) راننده سابق فرمول یک و ایندی کار و قهرمان جهان یک دوره فرمول یک و برادر دوقلویش “آلدو” در روز 28 ام ماه فوریه سال 1940 میلادی، زمانی که آتش جنگ جهانی دوم هنوز داغ بود، در مونتانا، شهری در نزدیکی بندر تریسته، به دنیا آمد.
آنها هفت سال اول عمرشان را در اردوگاه آوارگان سر کردند، جایی که هم از لحاظ فضای زندگی و هم منابع غذایی در محدودیت و تنگنای شدیدی بودند.
وقتی که جنگ به پایان رسید و آن بخش از ایتالیا که آنها در آن زندگی میکردند به کمونیستها داده شد و تبدیل به بخشی شد که بعدها به عنوان یوگسلاوی نامگذاری گشت، خانواده آندرتی به لوکا مهاجرت کرد؛ جایی که ماریو جوان برای اولین بار این ورزش را به چشم دید.
او و برادرش با دوچرخه از خانه به قسمتی از شهر لوکا که در آن مسابقه میله میلیا معروف برگزار میشد میرفتند تا مسابقه را تماشا کنند. اما چیزی که واقعا نظر ماریو را جلب کرده بود، سفری بود که او در سال 1954 میلادی به پیست مونزا داشت؛ جایی که تمام وجودش با صدا و ظاهر خودروهای فرمول یک لنسیا، مازراتی و فراری آمیخته شد و شاهد رانندگی کسانی چون خوان مانوئل فانجیو و آلبرتو آسکاری گشت.
بعدها، آسکاری تبدیل به الگوی ماریو شد و وقتی که در مسابقه مونزا 1955 جان خودش را از دست داد؛ ماریو شدیدا ناراحت و اندوهگین شد. آلبرتو آسکاری برای همیشه الگو و انگیزهبخش ماریو آندرتی باقی ماند.
در همان سالی که آسکاری جان خودش را از دست داد، خانواده آندرتی به آمریکا مهاجرت کردند تا بتوانند زندگی بهتری را داشته باشند. برای پسران این مسئله این معنا را داشت که آنها می وانند بیشتر درگیر مسابقات اتومبیلرانی شوند.
در شهر جدیدی که ساکن شده بودند، یعنی نازارث پنسیلوانیا، یک سری مسابقات نه چندان پیشرفته و پیچیده در یک پیست خاکی خطرناک بیضی شکل برگزار میشد. ماریو و آلدو در سن 18 سالگی به مسابقات اتومبیلرانی روی آوردند و خودروی آنها یک خودروی هادسون هورنت بود که خودشان آماده کرده بودند و باهم به اشتراک گذاشته بودند.
در یکی از همین رویدادها، آلدو در سال 1959 تصادف کرد و شدیدا آسیب دید و دیگر هیچوقت مسابقه نداد. اما ماریو به مسابقه دادن، آن هم برای چندین بار در هفته و گاهی اوقات 5 بار در یک روز، با موفقیتهای فزاینده ادامه داد.
با توجه به موفقیتهایی که در این پیست بیضی شکل کوچک داشت، آندرتی سپس به پیستهای بزرگتر آمد و فاتح مسابقات ایندیاناپولیس 500 شد و برای چندین بار، قهرمان باشگاه اتومبیلرانی آمریکا(USAC) شد.
این فرم انعطاف پذیر وی در مسابقه دادن، باعث شده بود در هر مسابقهای که میتوانست در آمریکا پیدا کند شرکت کند و به موفقیت برسد( او در رقابتهای دیتونا 500 خودروهای استوک و مسابقه 12 ساعته سبرینگ خودروهای اسپورت شرکت کرد و به پیروزی رسید) اما هنوز عشق قدیمی وی نفس میکشید؛ مسابقات فرمول یک.
در مسابقه ایندیاناپولیس 1965( که آندرتی در رده سوم قرار گرفت و جیم کلارک توانست با خودروی لوتوس به پیروزی برسد)، آندرتی توسط مدیر تیم لوتوس، کالین چپمن، قول صندلی فرمول یک را برای مسابقه دادن گرفت.
در سال 1968، آندرتی شروع فوق العاده ای را در فرمول یک داشت و توانست خودروی لوتوس شماره 49 خودش را در جایگاه پول پوزیشن گرندپری آمریکا واتکینز گلن قرار دهد.
چپمن آماده بود که به او پیشنهاد یک فصل کامل را دهد(تا جایگزین کلارکی شود که کمی قبل در همان سال جان خودش را از دست داده بود) اما آندرتی نسبت به از دست دادن و ترک کردن حاشیه امنی که در آمریکا به دست آورده بود بیمیل بود و تنها موافق بود در برخی از موقعیتها که باشگاه اتومبیلرانی آمریکا به او اجازه میداد در مسابقات فرمول یک شرکت کند.
در طی سالهای بعد، حضور او در خودروهای نه چندان رقابتی لوتوس، مارچ و پارنلی آنچنان پیوسته نبود. در سال 1971، او با فراری یک قرارداد را هم برای شرکت در فرمول یک و هم برای خودروهای اسپورت(او به همراه کمک راننده جکی ایکس چندین بار در مسابقات به پیروزی رسیدند) امضا کرد.
او در اولین مسابقه فصل که در آفریقای جنوبی برگزار میشد، به پیروزی رسید. در سال 1976، پیرو شرایطی که در باشگاه اتومبیلرانی آمریکا پیش آمده بود، آندرتی تلاش کرد تمرکزش را روی مسابقات فرمول یک قرار دهد ولی در آن زمان فکر پیوستن به تیم لوتوسی که دیگر رقابتی نبود آزار دهنده بود.
رابطه بین آندرتی و مدیر تیم لوتوس، چپمن، یک رابطه رو به سقوط بود(آنها بحث و جدلهای زیادی را داشتند) اما بالاخره آنها به یک رابطه مشابه چپمن-کلارک رسیدند و دیدند که این نوع رابطه دارد به آنها کمک می کند تا پیشرفت کنند.
آندرتی خودروی لوتوس 77 چپمن را غیرقابل پیش بینی و ترسناک برای رانندگی میدید ولی توانست به یک پیروزی فوق العاده در مسابقه پایانی سال 1976 در فوجی ژاپن برسد. رسیدن به پیروزی آن هم بعد از 5 سال برای لوتوس، باعث شد که چپمن تلاش بیشتری را روی خودرویش انجام دهد و طرح پیشرفته سال 1977، یعنی لوتوس 78 مجهز به گراند افکت که با کمک آندرتی توسعه پیدا کرده بود، را رونمایی کرد.
این راننده ایتالیایی-آمریکایی موفق به کسب چهار پیروزی شد. در سال 1978، با کسب شش پیروزی که 5 تای آنها با لوتوس 79 خلاقانه و پیشرفته بود، ماریو به قهرمانی جهان رسید.
پس از این موفقیتها، چپمن دیگر نتوانست خودرویی را طراحی کند که سریع باشد و پس از دو فصل ناامید کننده، آندرتی به تیم آلفارومئو پیوست ولی آنجا هم برای دو فصل صرفا وقت تلف کرد و پس از آن دیگر فرمول یک را به طور کامل ترک کرد تا دوباره روی مسابقات برگزار شده در آمریکا تمرکز کند.
اما عشق اول او همیشه برایش جذاب بود و وقتی که انزو فراری از او درخواست کرد که برای آخرین بار در مسابقه ایتالیا 1982 بیاید و در مونزا خداحافظی کند، نتوانست پیشنهاد او را رد کند.
در همان پیستی که ماریو عاشق این ورزش شده بود، این راننده 42 ساله تواسنت خودروی فراری 126 توربوی خودش را در جایگاه پول پوزیشن قرار دهد و با عملکردی تحسین بر انگیز، در رده سوم مسابقه را به اتمام برساند.