فرمول یک ایران – اگر از طرفداران مسابقات فرمول یک باشید، حتماً از اتفاقات سال ۲۰۰۷ و جاسوسی اطلاعات از فراری چیزهایی شنیده‌اید. شاید دانستن جزئیات و اتفاقات درونی این ماجرا پس از حدود ۹ سال خالی از لطف نباشد ؛

 اگر قسمت اول  نخوانده اید برای درک بهتر ماجرا اول آن را بخوانید .  

در ماه می 2007، استپنی درحالی‌که سعی در خرابکاری در اتومبیل‎های فرمول یک فراری را داشت، دستگیر شد. داستان ازآنجا شروع شد که مکانیک‌ها هنگام آماده‌سازی یکی از ماشین‌ها برای مسابقه موناکو، کنار باک بنزین، بقایای پودری را یافتند. آن‌ها از ترس اینکه کسی چیزی داخل باک ریخته باشد، پلیس را در جریان گذاشتند. و در ادامه پس از جستجوی بدنی استپنی، پودر در جیب‌هایش پیدا شد.

باک بنزین ماشین‌های فرمول یک، سیستم پیچیده و چند حفره‌ای است که طوری طراحی‌شده که موتور ماشین هیچ‌گاه بدون بنزین نماند. اگر کسی داخل این باکِ فشار بالا و مکانیسم دقیق، پودری بریزد، نتیجه آن فاجعه انگیز است.

نتیجه آزمایش پلیس نشان داد که پودر داخل جیب استپنی با پودر پیداشده کنار باک همخوانی دارد. دوربین‌های مداربسته هم درست قبل از کشف پودر، استپنی را در آن محل ضبط کرده بود. پلیس خانه استپنی را هم تفتیش کرد و بازهم از همان پودر در آنجا پیدا کرد.

استپنی تمام این‌ها را تکذیب کرد و مدعی شد که قربانی حقه‌های کثیف فراری شده که در تلافی صحبت‌های وی بر ضد فراری صورت گرفته.سپس، چند هفته بعد، دومنیکالی آن ایمیل را از ساری دریافت کرد، و فراری متوجه شد که ماجرای پودر ممکن است کوچک‌ترین جرم استپنی بوده باشد.

فراری طرح یک دعوای حقوقی کرد، و پلیس برای بار دوم به منزل استپنی جهت تفتیش وارد شد.

پس از بررسی لپ‌تاپ استپنی، مأموران تحقیق پی بردند که در یک‌زمانی، او تمام جزئیات ماشین فرمول یک‌ فصل 2007 فراری را پرینت کرده: 780 صفحه‌ای، که بعدها اسناد دادگاه روشن خواهد کرد، تشکیل‌شده بود از:

“اسناد فنی جهت طراحی، مهندسی، تولید، بررسی، آزمون، توسعه، و بکار اندازی یک ماشین مسابقه فرمول یک.”

رسوایی فرمول یک

این شامل نقشه‌های طراحی، گزارش‌های فنی، عکس‌ها، اوراق بودجه، برنامه‌ریزی مواد و اسناد دیگر بود. اسنادی که می‌تواند به یک تیم رقیب اطلاعات کافی از نحوه عملکرد اتومبیل فراری بدهد و نتیجه این دزدی اطلاعات تا سال‌ها ادامه خواهد داشت.

به‌زودی مشخص شد که استپنی نه‌تنها درونی‌ترین اسرار فراری را به چنگ آورده، بلکه به‌احتمال‌زیاد آن‌ها را مستقیماً برای رقیب اصلی فراری یعنی مکلارن، که در بهار و تابستان آن فصل بر مسابقات فرمول یک حکم‌فرما بود، فاش کرده است.

ران دنیس مدیر مک لارن

ران دنیس مدیر مک لارن

ران دنیس

ران دنیس (Ron Dennis)، رئیس هیئت‌مدیره، مدیرعامل و یکی از سهامداران عمده مکلارن، خشم و نفرتی قدیمی نسبت به فراری درون سینه داشت. جان برنارد (John Bernard ) یکی از دو شریک دنیس، که پس از تصاحب مکلارن در سال 1980، مدیر فنی تیم شد، دراین‌باره می‌گوید: “من فکر می‌کنم ران همیشه به فراری به‌عنوان رقیب اصلی و دشمن نگاه می‌کند.

فکر می‌کنم همیشه سعی داشت که دلیل جذابیت و خیره‌کنندگی فراری را پیدا کند.

چرا اسم فراری آن‌قدر مفهوم دارد؟ چرا اسب دوپای فراری یکی از شناخته‌شده‌ترین سمبل‌های دنیاست؟”

فراری

فراری

پیشینه این رقابت برمی‌گردد به دوران انزو فراری (Enzo Ferrari) مؤسس فراری، که در سال 1950، تیم‌های تازه‌کار انگلیسی مانند مکلارن را تیم‌های گاراژی نامید. و این برچسب برای دنیس چه آزاردهنده بود.

چراکه او در سن 16 سالگی برای کار در یک گاراژ در ساری ترک تحصیل‌کرده بود و درنهایت راه خود را به فرمول یک بازکرده بود. حتی در آن زمان نیز فراری یک تیم برتر در فرمول یک بود و این موقعیت را از هنگام شروع مسابقات فرمول یک حفظ کرده بود.

با رانندگان فراری همانند قهرمان برخورد می‌شد و رکوردهای فراری دست‌نیافتنی بود. و زمانی که دنیس، برنارد و یک شریک دیگر مکلارن را از آن خود کردند تا بالاخره به این برتری پایان دهند، ازنظر بعضی‌ها، فراری راه‌های جدید و خلاقانه‌ای برای برنده شدن پیدا کرد؛ برنارد که پس از ترک مکلارن، به‌عنوان مدیر فنی تیم فراری و سپس بنتون هم فعالیت کرده دراین‌باره می‌گوید:

“فراری از نفوذ سیاسی خود برای تغییر قوانین استفاده می‌کرد تا بخشی از برتری تیمهای انگلیسی را که از آئرودینامیک برترشان به دست می‌آمد، خنثی کند.”

اما دنیس با سرسختی پایدار ماند. او در سال 1983 با سرمایه‌گذار فرانسوی متولد عربستان، منصور عُجه (Mansour Ojjeh)، شریک شد و سرمایه لازم بابت بازنگری و طراحی مجدد پیشرانه را تأمین کرد.

در سال بعد، مکلارن قهرمانی تیمی و راننده را کسب کرد. تا سال 2004، دنیس مرکز فنّاوری 600 میلیون دلاری مکلارن را بازگشایی کرد. این مرکز توسط لرد نرمن فاستر (Lord Norman Foster) طراحی و توسط خود ملکه انگلیس افتتاح شد و با ماشین‌ها و راننده‌های چند میلیون دلاری پر شد.

وی همچنین یک شراکت موفق را با دایملر کرایسلر آغاز کرد که نتیجه آن خلق اتومبیل مرسدس بنز اس-ال-آر مکلارن (Mercedes-Benz SLR McLaren)، یکی از گران‌ترین اتومبیل‌های جاده‌ای آن زمان است. ارزش مکلارن در سال 2008 بیش از 1 میلیارد دلار برآورد شده است.

تمامی این‌ها درنتیجه تمرکز افسانه‌ای دنیس بر کمال‌گرایی به دست آمد. شدت تعصب وی چنان است که برای اینکه مطمئن شود در مرکز فنّاوری تیمش هیچ لامپ سوخته‌ای نبیند، شخصی را استخدام کرد که تنها وظیفه‌اش تعویض لامپ‌های سوخته بود.

یا برای اینکه در “کشتی فضایی”اش هیچ‌گاه بوی غذا به مشام نرسد، در رستوران کارکنان، سیستم فشار هوای گران‌قیمتی را نصب نمود. و همچنین برای اینکه هنگام راندن به سمت منزل از روی سنگ کثیفی عبور نکند، دستور داده بود تا سنگریزه‌های جاده نسبتاً طولانی منتهی به منزلش را به‌طور منظم جمع‌آوری و شستشو کنند.

در سال 2006، با رسیدن دنیس به سن 60 سالگی، همه‌چیز در زندگی‌اش به نظر عالی می‌رسید. وی ثروتی بالغ‌بر حدود 500 میلیون دلار داشت که قسمتی از آن از فروش نیمی از سهام 30 درصدی‌اش در مکلارن به‌دست‌آمده بود. دنیس برای سفر به محل مسابقات مختلف از جت شخصی 30 میلیون دلاری خود استفاده می‌کرد.

زندگی خصوصی وی، پس از21 سال زندگی مشترک با همسرش و 3 فرزندش، به نظر بدون عیب می‌آمد. از همه مهم‌تر،تیم فرمول یکش، مأموریت زندگی‌اش، اتومبیل خود را بهبود خوبی بخشیده بود، دو راننده بسیار خوب (فرناندو آلونسو و لوئیس همیلتون) را به خدمت گرفته بود و در حال شکست دادن رقیبان بود. در ماه جون، مکلارن در جدول قهرمانی اول بود، بالاتر از تیم فرمول یک بی-ام-دبلیو سائوبر (BMW-Sauber) و مهم‌تر از آن بالاتر از فراری.

علیرغم وسواس روی کمال، و باوجود اشتیاق وی برای انجام درست همه کارها، دنیس یک اشتباه کرد که تمام زحماتش را به باد داد: استخدام مایکل کافلن.

در سال 2002، کافلن با شلوار جین و ژاکت، بدون اینکه جورابی به پا داشته باشد، به محل مصاحبه مکلارن برای استخدام، که محلی بسیار رسمی بود، قدم گذاشت. دوران حضور کافلن در فرمول یک شامل دوره‌هایی در قسمت طراحی تیم‌های مختلف می‌شد. بااین‌حال، به نظر می‌رسید که از اعتبار، استعداد و انگیزه کافی برخوردار باشد. دنیس به وی سِمَت سرطراح داد.

کافلن پیش از آن در فراری با استپنی همکار بود. آن‌ها باهم نزدیک بودند. آن‌ها از اوایل دهه 80 میلادی در تیم‌های لوتوس، بنتون و سپس فراری باهم کارکرده بودند و باهم به‌خوبی کنار می‌آمدند. شخصیت‌هایی سرسخت و پایدار که از نوجوانی در مسابقات اتومبیل‌رانی بزرگ‌شده بودند.

بنابراین طبیعی به نظر می‌رسد که وقتی استپنی احساس می‌کرد که فراری به او خیانت کرده، به رفیق قدیمی‌اش روی آورد. در آن زمان کافلن 5 سال بود که در تیم مکلارن به‌عنوان سرطراح مشغول به کار بود. وی مسئول دفتر طراحی بود که وظیفه تولید مدل‌های کامپیوتری و رِندِرهای ماشین فرمول یک کمپانی را بر عهده داشت.شغلی با مسئولیت زیاد و حقوقی شیرین؛ چیزی حدود 600 هزار دلار در سال.

طی اولین تماس تلفنی با کافلن، استپنی از ناامیدی‌اش از مدیر فنی جدید فراری صحبت کرد. کافلن مشتاقانه گوش کرد. وی زمانی بیشتر فریفته شد که بعداً در همان ماه، استپنی در 3 ایمیل درباره نگرانی خود درباره قسمت‌هایی از ماشین فرمول یک فراری که با قوانین فنی فیا مغایرت دارد صحبت کرد. این جزئیات مربوط به وسیله‌ای در قسمت کف ماشین (مکانیسمی فنری که کف ماشین را جهت بهبود کارایی آئرودینامیک پس از رسیدن به‌سرعت مشخصی حرکت می‌دهد) و یک جداساز فلپ‌های باله عقب بود که ازنظر استپنی غیرقانونی بود.

برای کافلن، اطلاعات درونی که استپنی در اختیارش قرار می‌داد در جهت ارتقای جایگاه شغلی‌اش بسیار باارزش بود، چه نزد کارفرمای کنونی‌اش، مکلارن، و چه در جای دیگر. از آن بهتر اینکه اطلاعات استپنی فقط در حد حرف نبود، بلکه دلیل و مدرک هم داشت: جزئیات وسیله مربوط به کف ماشین.

او نقشه‌های آن را برای کافلن ایمیل کرد و کافلن نیز بدون اینکه بگوید آن‌ها را از کجا آورده آن‌ها را به یکی از اعضای کلیدی کمیته اجرایی مکلارن نشان داد. پس‌ازاینکه نقشه‌ها دست‌به‌دست چرخید، مدیر مهندسی مکلارن بالاخره تصمیم گرفت که آن‌ها را برای فیا ارسال کند. اما بااینکه فیا تشخیص داد وسیله موردنظر خارج از محدوده قوانین است، اما عملی را بر ضد فراری انجام نداد. دنیس بعداً دراین‌باره به مطبوعات گفت:

“تا جایی که ما آگاهی داریم، فراری در مسابقه استرالیا در ماشین‌هایش از این وسیله غیرقانونی استفاده کرده و برنده‌شده.”

مایکل کافلن

مایکل کافلن

پس‌ازاینکه شایعه عمیق شدن شکاف بین استپنی و فراری در جمع‌های سخن‌چینی فرمول یک پخش شد، کافلن جهت ابراز نگرانی نزد مافوقش، جاناتان نیل (Jonathan Neale)، رفت، اما برخی از افراد فراری ادعا می‌کردند که کافلن سعی داشت که از اطلاعت استپنی جهت ارتقای موقعیت شغلی خود در مکلارن استفاده کند.

بهر حال نیل پس از شنیدن داستان از کافلن، به‌قدری احساس نگرانی کرد که به کافلن و همین‌طور قسمت IT دستور داد تا هرگونه ایمیل بعدی از استپنی را بلوکه کنند. کافلن می‌گوید که به نیل پیشنهاد داد تا با استپنی ملاقات کند و از او درخواست کند تا دیگر با وی تماسی نگیرد. (بازرسان بعداً دراین‌باره سؤال کردند که مگر با تماس تلفنی نمی‌توان چنین درخواستی کرد؟) هنگام هماهنگ کردن این قرار ملاقات، کافلن از فرصت استفاده کرده و اطلاعات محرمانه دیگری درباره سیستم ترمزگیری فراری را از استپنی دریافت می‌کند.

در ماه آوریل، درحالی‌که استپنی در حال گذراندن تعطیلات خود در بارسلون بود، کافلن به آنجا پرواز کرد تا از استپنی بخواهد که دیگر اطلاعات محرمانه فراری را در اختیارش قرار ندهد.

کافلن در سوگندنامه‌اش می‌گوید:

“پس‌ازاینکه به فرودگاه بارسلون رسیدم، وی مرا به رستورانی در تفریحگاه ساحلی برد، درحالی‌که مشغول نوشیدن قهوه بودیم، استپنی به‌طور داوطلبانه، شروع به کشیدن دیاگرام سیستم توزیع نیروی ترمز مورداستفاده فراری کرد.”

سپس ناهار را آوردند. وقتی ناهار را خوردند، کافلن از استپنی درخواست کرد که او را به فرودگاه برساند. آن‌ها سوار ماشین شدند و قبل از اینکه حرکت کنند، استپنی اصل موضوع را رو کرد: 780 صفحه اسناد فراری.

استپنی گفت:

نگاهی به این‌ها بینداز.

Nigel Stepney: 1958-2014

کافلن در سوگندنامه‌اش می‌گوید:

” حس کنجکاوی مهندسی من باعث شد که من کار احمقانه‌ای انجام بدم و آن اسناد را از وی بگیرم. در طول مسیرِ حدود 25 دقیقه‌ای، که طول کشید تا استپنی من را به فرودگاه برساند، من به اسناد نگاهی انداختم و آن‌ها را پیش خودم نگاه داشتم و با خود به منزل بردم.”

به نظر میاید که کمی پس از ملاقات آن‌ها در اسپانیا، حس کنجکاوی مهندسی کافلن تشدید شد، و آن‌ها مجدداً برای نهار در انگلیس باهم ملاقات کردند. در این ملاقات استپنی نقشه‎های دیسک ترمز فراری را به دوست قدیمی‌اش داد. اینکه کافلن این اسناد را به چه کسانی نشان داد، و مکلارنِ ایده آلی را که ران دنیس ساخته بود، چگونه زیرورو کرد، بعدها موضوع مناقشه بسیاری گشت.

چیزی که تا اینجا واضح است این است که مایک کافلن و نایجل استپنی اطلاعاتی رو در اختیار داشتند که هرکدام می‌توانستند از آن برای به دست آوردن شغل جدیدی استفاده کنند، شاید حتی به‌عنوان مدیر فنی در یک تیم فرمول یک.

کافلن یک‌بار دیگر با نیل برای صرف صبحانه ملاقات کرد، تا درباره آینده‌اش در مکلارن و نگرانی‌هایی که داشته، با وی صحبت کند. در پایان صبحانه کافلن چند تصویر رنگی از اسنادی که استپنی به وی داده بود را برای چند ثانیه به نیل نشان داد، همین چند ثانیه کافی بود تا نیل عکس‌العمل نشان دهد و بگوید:

“با این‌ها چه غلطی می‌کنی؟ سریع از شر آن‌ها خلاص شو.”

اما کافلن گنجینه‌اش را دفن نکرد. در عوض، در اول ماه جون، او و استپنی در فرودگاه هیترو (Heathrow) با مدیرعامل تیم فرمول یک هوندا ملاقات کردند. هدف این ملاقات برای استپنی این بود که ببیند آیا آینده شغلی برای وی در هوندا قابل‌تصور هست یا خیر.

کافلن هم همراه شده بود تا ببیند هوندا چه پیشنهادی برای وی دارد. هدفشان این بود که کافلن رییس بخش طراحی شود و استپنی مدیر فنی یا برعکس. به‌هرحال آن‌ها، دو نفر اصلی، در تیم فرمول یک هوندا می‌شدند. و احتمالاً این پیشنهاد به دلیل حقوق درخواستی بسیار بالایی که استپنی طلب کرده بود، رد شد.

قبل از اینکه هرکدام از آن‌ها بتواند قراردادی با تیم جدیدی امضا کند، استپنی به دلیل تلاش برای خرابکاری در ماشین فراری متهم شد. سپس ترودی کافلن قدم در مغازه فتوکپی در ساری گذاشت، و رسوایی در دنیای فرمول یک منفجر شد.

این مقاله ۳ قسمت دارد پس با ما همراه باشید.

ترجمه و تدوین : وحید حقیقی (vahid_haghighi@yahoo.com)


۵ دیدگاه

قابل توجه تمام کاربران سایت فرمول یک ایران : از این پس جهت برخورد با کاربران متخلف جرایمی در نظر گرفته شده است که لازم است کاربران در هنگام ارسال دیدگاه خود نهایت دقت را فرمایند ، در بیان دیدگاه ها از توهین به دیگران و رانندگان و ... خودداری کنید ، در صورت مشاهده بدون در نظر گرفتن هر ملاکی IP فرد متخلف مسدود خواهد شد و دیگر نمیتواند وارد سایت شود .
  1. cfz
    0
    0

    ادمین عزیز واقعا مرسی بابت این همه مقاله و خبرهای ناب و داغ. خسته نباشید واقعا

    پاسخ دادن
  2. هومن
    0
    0

    وای چقد جالب شد مثل داستان های جنایی منتظر قسمت بعدی ام

    پاسخ دادن
  3. هومن
    0
    0

    راستی چرا خود مک لارن از این اطلاعات استفاده نکرد ومثلا میگفتن از شر اینا خلاص شو مگه به نفعشون نبود ممنون میشم پاسخ بدید

    پاسخ دادن

Leave a Reply

Your email address will not be published.