مجله خودرو ایران – لباسهای M&S همراه کفشهای Burton Menswear. پایین رفتن از خیابان سنت تروپز همراه کوکتل و ساحل بریستو. اتفاقاتی که در طول این سفر منتظرمان هستند، سفری همراه انسانیت. چه چیزی این سفر را کامل می کند؟ نهایت کلاس خودرو، چیزی که ما به همراه داریم. بنتلی کنتیننتال GT در مقابل آستون مارتین DB11 و مرسدس بنز S-Class کوپه. همه چیز به اندازه کافی شاد و سرحال به نظر می رسد.

آستون در مقابل بنتلی و مرسدس

آستون در مقابل بنتلی و مرسدس

از آستون مارتین آغاز می کنیم. قیمت DB11 از ۱۶۷٫۰۱۵ پوند آغاز می شود، یک موتور V12 تویین توربو دارد که ۶۰۰ اسب بخار قدرت تولید می کند. در داخل دو صندلی غافلگیرکننده داریم و چرمهایی که حسابی آراسته شده اند. البته هنوز اشکالاتی از DB9 به ارث برده. مانند مکان پایین صندلیها، دکمه های تعویض دنده، کنسول دست و پا گیر و کنترل الکترونیکی صندلیها که کمی ارزان قیمت به نظر می رسد. ولی در کل لذت بخش به نظر می رسد.

کابین آستون مارتین DB11

کابین آستون مارتین DB11

شش ساعت را در آستون گذراندم و حسابی مشغول کنترلها و ورانداز تاچ پد آن بودم. تاچ پد خوب است و حساسیت عالی دارد، اما به نظرم خیلی با دکمه ها هماهنگ نیست، یعنی با هماهنگی فاصله زیادی دارد. شمال فرانسه مکانی بسیار زیبا با تپه های هموار است. DB11 شیک و راحت می راند ولی نه کاملا. موتور آن کمی بیش از نیاز یک گرندتورر می غرد که آرامش را به هم می زند، بخش اصلی آن هم به دلیل عایق کاری نه چندان مناسب کابین است. اما مکان استراحت برای آرنج کاملا متناسب طراحی شده.

آستون مارتین DB11

آستون مارتین DB11

نوبت مرسدس بنز S63 AMG است. رنگ مات کاملا برازنده آن به نظر می رسد و یک تویین توربوی دیگر داریم. اینبار با قدرت ۵۷۷ اسب بخار. در داخل هم چهار صندلی داریم و شیشه هایی که سرتاسر تکنولوژی هستند. مرسدس بیش از ۱۷٫۰۰۰ پوند ارزانتر از آستون است و نقصهای کمتری دارد.

کابین مرسدس S63 AMG

کابین مرسدس S63 AMG

سه ساعت بعدی را در مرسدس گذراندم. در سرعت ۱۳۰ کیلومتر بر ساعت آرامتر از آستون مارتین است(موتور بنتلی ۱۷۰۰، مرسدس ۱۸۰۰ و آستون مارتین ۱۹۰۰ دور بر دقیقه می چرخد). S63 AMG حس زیادی از سطح جاده منتقل نمی کند، البته برای اینکار ساخته نشده. در کل هم آرامش بهتری نسبت به DB11 دارد.

قیمت ۱۴۹٫۸۰۰ پوند و بنتلی ۱۳ ساله. بله، کنتیننتال GT از سال ۲۰۰۳ پابرجاست. قدرت نسخه V8S تنها ۵۲۱ اسب بخار است و وزن ۲۲۹۵ کیلوگرمی آن نشان از اضافه وزن اساسی دارد. ولی لوکس بودن و راحتی را فریاد می زند؛ چیزی که DB11 در ارائه آن خیلی موفق نبوده است.

کابین بنتلی کنتیننتال GT

کابین بنتلی کنتیننتال GT

حالا نوبت این بود که سوارش شوم. برخلاف آنچه فکر می کردم، خوی آرامی ندارد. یعنی آرامش همراه ناآرامی! بنتلی درهای فوق العاده سنگینی دارد، یعنی امنیت را فریاد می زند. عایق کاری عالی چه برای صدای باد و چه برای موتور، انسانیت این خودرو را فریاد می زند. همه چیز به آرامی می گذرد. این خودرو بهترین خودرو برای مسافرت در طول فرانسه و نهایت سعادت است. اما بنتلی هم ضعفهایی دارد. یعنی من نیاز به پورت USB دارم! یا تلفن همراهم را کجا بگذارم؟ احساس می کنم حتی فولکس واگن گلف هم تکنولوژیک تر به نظر می رسد.

سوار بر مرسدس به لیون می رسم. S63 همان قدر که در ابتدا بود، بی نقص است. تایرها در همان لحظه ای که می خواهید، اجابتتان می کنند. کابین هم واقعا عالی عایق شده است و صدا با اینکه کمی بلند است، اما کاملاً بالانس شده و خالص و لذت بخش است. احساس خوبی به من دست می دهد. تکنولوژی در بالاترین سطح ممکن است و اگر به آنها اجازه دهید، اجازه اشتباه به شما نمی دهند. البته من خیلی از کیفیت نمایشگر راضی نیستم، یعنی پایینتر از سطح یک گرندتورر به نظر می رسد.

مرسدس S63 AMG

مرسدس S63 AMG

مشکل دیگر صندلیها هستند. صندلیها گشاده رو و راحتند، اما خیلی بزرگند و در درازمدت ایجاد مشکل می کنند. به نظر می رسد حتی مرسدس هم در سفرهای طولانی به خوبی بنتلی نیست. البته، اسپرت تر و تیزتر است. مثلاً ترمزهایش، کاملاً تیز و به جا عمل می کنند. آستون، کمی شوک وارد می کند و بنتلی، مثل متوقف شدن یک توده بزرگ می ماند!

کابین مرسدس S63 AMG

کابین مرسدس S63 AMG

کنترل وزن بنتلی واقعاً کار سختی است؛ مخصوصاً در پیچها. البته در خروج سیستم ۴WD و ۵۰۲ پاوند فوت گشتاور به کارتان می آید و بسیار سریع عمل می کند.

از بدی های رانندگی آستون کم نگفتیم. حالا بهتر است خوبی ها را بگوییم. لذت رانندگی در آستون بی نظیر است. فرمان پذیری خیلی نرم و عالیست. موتور V12 آن هم کاملا تیز است و عکس العمل سریعی دارد. اما دمپرها کمی نرم هستند و با اینکه راحتی را به ارمغان می آورند، هندلینگ خوب خودرو را تحت الشعاع قرار می دهند. ترمزها هم همان طور که گفتیم، شوک وارد می کنند.

آستون مارتین DB11

آستون مارتین DB11

زمستان است و ما خیلی دیر وارد سنت تروپز می شویم. چراغها خاموش می شوند و ما برای استراحت وارد رستوران L’Escale می شویم. نزدیک به ۱۴۵۰ کیلومتر را طی کرده ایم. در این مدت SClass حدود ۱۷۸ لیتر بنزین مصرف کرده است. آستون مارتین حدود ۱۸۵ لیتر و بنتلی ۱۸۷ لیتر بنزین سوزانده اند. این یعنی همه آمارهای مصرف سوخت دروغی بیش نیستند و بنتلی هم بزرگترین دروغ است.

آستون در مقابل بنتلی و مرسدس

صبح روز بعد وارد یک شهر کوچک ولی زیبا شدیم. آستون مارتین در این زیبایی هم می درخشید، اما بنتلی مناسبتر به نظر می رسید. بنتلی بهترین اطلاعات را از اطراف خودرو منتقل می کرد که در این خیابانهای کوچک به درد می خورد. از طرفی صدای بنتلی هم در دل این شهر بهتر می پیچید. فقط باید پنجره ها را باز می گذاشتیم تا از نوای خالص غرش هشت سیلندر لذت می بردیم.

آستون در مقابل بنتلی و مرسدس

بنتلی کنتیننتال GT

بنتلی کنتیننتال GT

البته مرسدس هم کم از بنتلی نداشت. ولی آستون مارتین و بنتلی خاصترند. یعنی، مرسدس شاید بهتر به نظر برسد ولی حس یک گرندتورر واقعی را ندارد. البته بعضی ها با نظر من مخالفند. آنها تکنولوژی را به راحتی ترجیح می دهند. ولی از نظر ما بنتلی یک گرندتورر به تمام معنا و آستون مارتین یک گرندتورر اسپرت است. بنتلی من را شگفت زده کرده. با وجود سن زیاد، کاملا مناسب و جوابگوست. اما به نظر می رسد DB11 برای بی نقص شدن به زمان نیاز دارد. اما در هر حال، آستون مارتین یک گرندتورر اسپرت ساخته است. و در آخر، تنها خودرویی که نیاز شما را برای گرندتورینگ به صورت تمام و کمال برطرف کند، کنتیننتال GT V8S است.

این نوشته را به اشتراک بگذارید:

2 دیدگاه

  1. علی

    2

    1

    با سلام
    به نظرم یه مقایسه کاملا احساسی بود و هدف نویسنده به خواننده ها القا می شد یعنی نویسنده می خاست با کلمات قلمبه و سلمبه که اون برای گراند تور نیست و اون هست القا بیشتری در خواننده ها ایجاد کنه یه مقایسه کاملا سلیقه ای .مثلا جایی از صندلیهای بزرگ مرسدس ایراد گرفته که مثل تایرادهای بنی اسراییلی می مونه یا اینکه هیکل طرف خیلی کوچک بوده نمی دونم ؟؟؟؟؟تو اینها انتخاب اول من مرسدس و بعد استون هست البته در رویا نه در واقعیت ….

دیدگاه خود را بیان کنید